تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جوامع دور از وطن، جوامع دور از میهن جمعیتی است که در چندین منطقه خارج از سرزمین اصلی خود پراکنده شده و معمولاً شامل افرادی می شود که — از نظر فرهنگی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انتزاعی یعنی توانایی ذهن برای درک مفاهیم کلی، فراتر از آنچه به صورت مستقیم قابل مشاهده یا لمس است. به زبان ساده، وقتی فرد بتواند بدون نیاز به جزئیات ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ظهور

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

پارادایم یعنی چارچوب فکری نانوشته ای که مشخص می کند ما دنیا را چگونه می فهمیم، چه چیزهایی را طبیعی یا بدیهی می دانیم و چگونه قضاوت می کنیم؛ بیشترِ وق ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نگهبان، محافظ، محافظت کننده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در زبان گیلکی به آبدُزدَک ؛ کاپیش Kapish میگویند. آبدُزدَک نوعی حشره است که با ( نام علمی: Gryllotalpidae ) شناخته میشود. آبدزدک یک تیره از راسته ر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صلح از راه زور و قدرت

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کُند و بَند = قل و زنجیر کُند نوعی گوی فلزی بود که با زنجیر به پای زندانی ها و اسرا میبستند. بَند هم منظور زنجیر یا ریسمانی است که با آن زندانیان و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرچم دار، طلایه دار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیرمادی، فرامادی، وجودی معنوی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واشَک:Vashak در زبان گیلکی به نوعی پرنده شکاری گفته میشود که از نظر ظاهری به عقاب و شاهین شباهت دارد اما چثه کوچکتری نسبت به آنها دارد. در فارسی به ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به شخص خودشیفته نارسیست گفته می شود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کَل در زبان گیلکی برای اشاره به حیوانات با جنسیت نر استفاده می شود و واژه کَل پیش از نام هر حیوانی بیاید اشاره به نَر بودن آن حیوان دارد. مثال: کَلَ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان گیلکی، بیشتر در گویش بیه پیش ( شرق گیلان ) به زنبور، سیفتال گفته میشود.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الگوهای مختص به شخص

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لاتین نویسی زبان پارسی، نوشتن زبان پارسی با الفبای انگلیسی و به زبان عامیانه همان فینگلیش نوشتن در زبان شناسی با عنوان: Romanization of Persia شناخت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

٠٨طوبی: با تلفظ: طوبا = tooba ( به عربی:طُوبَی، به معنای برکت ) درختی است که طبق اسلام در بهشت​​​​ ( بهشت عدن ) رشد می کند. این اصطلاح در قرآن کتا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زقوم : با تلفظ = Zaghoom طبق سنت های اسلامی و آیات قرآن که ممکن است خواستگاه تاریخی آن ریشه در سنت های مسیحی پیرامون "درخت مرگ" در رابطه با "کتاب پی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طوبی: با تلفظ: طوبا = tooba ( �به عربی�:�طُوبَی�، �به معنای �برکت ) �درختی است که طبق�اسلام�در�بهشت�​​​​ ( بهشت عدن ) رشد می کند. این اصطلاح در�قر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی قید و بند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عملیات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کباده کشیدن کنایه از مدعی بودن در موضوع مورد نظر است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرخ دولابی = چرخ گردان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان گیلکی به گوجه فرنگی پامادور گفته می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کِلک Kelk یعنی قلم و کِلک هستی استعاره از همان قلمی است که هستی با آن نقاشی و آفریده شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لوچان = تلفظ : Loochan در زبان گیلکی: چشم غره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان گیلکی تینتیر: ناز و ادا، ناز و عشوه تلفظ: Tintir

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

در زبان گیلکی تی تی: شکوفه ( ( تلفظ: Titi ) ) الا تی تی: ماه ( ( تلفظ: �laa Titi ) )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

سماع یک واژه عبری است که معادل سما در فارسی است به معنای رقص. سما: رقص سماگر: رقصنده، رقاص

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

لائیسیته ( به فرانسوی: la�cit� ) مفهومی سیاسی است که بر حسب آن، از یک سو، دولت ( به معنای �tat یا State که شامل سه قوای مقننه، اجرایی و قضائی می شود ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

لائیسیته: ( به فرانسوی:la�cit� ) مفهومی سیاسی است که بر حسب آن، از یک سو، دولت ( به معنای �tat یا State که شامل سه قوای مقننه، اجرایی و قضائی می شود ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بلاغ یا بولاغ در زبان گیلکی به معنی: باغ یا باغ ها تلفظ: Boolagh

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بلاغ، بولاغ : در زبان گیلکی به معنی: باغ، باغ ها تلفظ: Boolagh

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بولاغ: در زبان گیلکی به معنی: باغ، باغ ها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

La boh�me : واژه ای فرانسوی به معنی : ١. کولی ٢. کولی وار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنایه از مکانی برای فرار از واقعیت های روزمره زندگی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

rendez - vous راندوو واژه ای فرانسوی است = به معنی: وعده دیدار ، قرار ملاقات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ درست واژه ( راندوو ) است. rendez - vous راندوو واژه ای فرانسوی است = به معنی: وعده دیدار ، قرار ملاقات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

۱. برانگیزاننده، تحریک کننده، ۲. عادت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین زبان

١