پیشنهادهای Pooriya13 (٣٠)
واشَک:Vashak در زبان گیلکی به نوعی پرنده شکاری گفته میشود که از نظر ظاهری به عقاب و شاهین شباهت دارد اما چثه کوچکتری نسبت به آنها دارد. در فارسی به ...
به شخص خودشیفته نارسیست گفته می شود.
کَل در زبان گیلکی برای اشاره به حیوانات با جنسیت نر استفاده می شود و واژه کَل پیش از نام هر حیوانی بیاید اشاره به نَر بودن آن حیوان دارد. مثال: کَلَ ...
در زبان گیلکی، بیشتر در گویش بیه پیش ( شرق گیلان ) به زنبور، سیفتال گفته میشود.
الگوهای مختص به شخص
لاتین نویسی زبان پارسی، نوشتن زبان پارسی با الفبای انگلیسی و به زبان عامیانه همان فینگلیش نوشتن در زبان شناسی با عنوان: Romanization of Persia شناخت ...
٠٨طوبی: با تلفظ: طوبا = tooba ( به عربی:طُوبَی، به معنای برکت ) درختی است که طبق اسلام در بهشت ( بهشت عدن ) رشد می کند. این اصطلاح در قرآن کتا ...
زقوم : با تلفظ = Zaghoom طبق سنت های اسلامی و آیات قرآن که ممکن است خواستگاه تاریخی آن ریشه در سنت های مسیحی پیرامون "درخت مرگ" در رابطه با "کتاب پی ...
طوبی: با تلفظ: طوبا = tooba ( �به عربی�:�طُوبَی�، �به معنای �برکت ) �درختی است که طبق�اسلام�در�بهشت� ( بهشت عدن ) رشد می کند. این اصطلاح در�قر ...
بی قید و بند
عملیات
کباده کشیدن کنایه از مدعی بودن در موضوع مورد نظر است
چرخ دولابی = چرخ گردان
در زبان گیلکی به گوجه فرنگی پامادور گفته می شود
کِلک Kelk یعنی قلم و کِلک هستی استعاره از همان قلمی است که هستی با آن نقاشی و آفریده شده است.
لوچان = تلفظ : Loochan در زبان گیلکی: چشم غره
در زبان گیلکی تینتیر: ناز و ادا، ناز و عشوه تلفظ: Tintir
در زبان گیلکی تی تی: شکوفه ( ( تلفظ: Titi ) ) الا تی تی: ماه ( ( تلفظ: �laa Titi ) )
سماع یک واژه عبری است که معادل سما در فارسی است به معنای رقص. سما: رقص سماگر: رقصنده، رقاص
لائیسیته ( به فرانسوی: la�cit� ) مفهومی سیاسی است که بر حسب آن، از یک سو، دولت ( به معنای �tat یا State که شامل سه قوای مقننه، اجرایی و قضائی می شود ...
لائیسیته: ( به فرانسوی:la�cit� ) مفهومی سیاسی است که بر حسب آن، از یک سو، دولت ( به معنای �tat یا State که شامل سه قوای مقننه، اجرایی و قضائی می شود ...
بلاغ یا بولاغ در زبان گیلکی به معنی: باغ یا باغ ها تلفظ: Boolagh
بلاغ، بولاغ : در زبان گیلکی به معنی: باغ، باغ ها تلفظ: Boolagh
بولاغ: در زبان گیلکی به معنی: باغ، باغ ها
La boh�me : واژه ای فرانسوی به معنی : ١. کولی ٢. کولی وار
کنایه از مکانی برای فرار از واقعیت های روزمره زندگی
rendez - vous راندوو واژه ای فرانسوی است = به معنی: وعده دیدار ، قرار ملاقات
تلفظ درست واژه ( راندوو ) است. rendez - vous راندوو واژه ای فرانسوی است = به معنی: وعده دیدار ، قرار ملاقات
۱. برانگیزاننده، تحریک کننده، ۲. عادت
شیرین زبان