پیشنهاد‌های محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٩٢)

بازدید
١٧,٧٤٠
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

West’s syndrome [westz ˈsindrəʊm] نشانگان وست {ا}: یک آنسفالوپاتی نوزادی که با اسپاسم، توقف رشد روانی حرکتی و ناهنجاری نوار مغز شامل امواج آهسته تصاد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

West’s syndrome [westz ˈsindrəʊm] نشانگان وست {ا}: یک آنسفالوپاتی نوزادی که با اسپاسم، توقف رشد روانی حرکتی و ناهنجاری نوار مغز شامل امواج آهسته تصاد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Wells’ syndrome [welz ˈsindrəʊm] نشانگان ولز/ سلولیت ائوزینوفیل خونی {ا}: سلولیت با قرمزی، ادم و اغلب تاول زدگی پوست همراه با ائوزینوفیلی، برافروختگی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Wells’ syndrome [welz ˈsindrəʊm] نشانگان ولز/ سلولیت ائوزینوفیل خونی {ا}: سلولیت با قرمزی، ادم و اغلب تاول زدگی پوست همراه با ائوزینوفیلی، برافروختگی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Wells’ syndrome [welz ˈsindrəʊm] نشانگان ولز/ سلولیت ائوزینوفیل خونی {ا}: سلولیت با قرمزی، ادم و اغلب تاول زدگی پوست همراه با ائوزینوفیلی، برافروختگی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Wells’ syndrome [welz ˈsindrəʊm] نشانگان ولز/ سلولیت ائوزینوفیل خونی {ا}: سلولیت با قرمزی، ادم و اغلب تاول زدگی پوست همراه با ائوزینوفیلی، برافروختگی ...

پیشنهاد
٠

Wells’ syndrome [welz ˈsindrəʊm] نشانگان ولز/ سلولیت ائوزینوفیل خونی {ا}: سلولیت با قرمزی، ادم و اغلب تاول زدگی پوست همراه با ائوزینوفیلی، برافروختگی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Wellens’ syndrome [welə‍nz ˈsindrəʊm] نشانگان ولنز {ا}: علائم الکتروکاردیوگرافی تنگی بحرانی ابتدای شریان کرونری نزولی قدامی چپ در بیماران مبتلا به آن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Wellens’ syndrome [welə‍nz ˈsindrəʊm] نشانگان ولنز {ا}: علائم الکتروکاردیوگرافی تنگی بحرانی ابتدای شریان کرونری نزولی قدامی چپ در بیماران مبتلا به آن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Wellens’ syndrome [welə‍nz ˈsindrəʊm] نشانگان ولنز {ا}: علائم الکتروکاردیوگرافی تنگی بحرانی ابتدای شریان کرونری نزولی قدامی چپ در بیماران مبتلا به آن ...

پیشنهاد
٠

Weill Marchesani syndrome [vail mɑːkəsɑː′ni: ˈsindrəʊm] نشانگان ویل مارچسانی {ا}: یک اختلال مادرزادی بافت همبند ( اتوزومال غالب یا مغلوب ) که با پهن ...

پیشنهاد
٠

Weill Marchesani syndrome [vail mɑːkəsɑː′ni: ˈsindrəʊm] نشانگان ویل مارچسانی {ا}: یک اختلال مادرزادی بافت همبند ( اتوزومال غالب یا مغلوب ) که با پهن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Weill Marchesani syndrome [vail mɑːkəsɑː′ni: ˈsindrəʊm] نشانگان ویل مارچسانی {ا}: یک اختلال مادرزادی بافت همبند ( اتوزومال غالب یا مغلوب ) که با پهن ...

پیشنهاد
٠

Weill Marchesani syndrome [vail mɑːkəsɑː′ni: ˈsindrəʊm] نشانگان ویل مارچسانی {ا}: یک اختلال مادرزادی بافت همبند ( اتوزومال غالب یا مغلوب ) که با پهن ...

پیشنهاد
٠

Weill Marchesani syndrome [vail mɑːkəsɑː′ni: ˈsindrəʊm] نشانگان ویل مارچسانی {ا}: یک اختلال مادرزادی بافت همبند ( اتوزومال غالب یا مغلوب ) که با پهن ...

پیشنهاد
٠

Weill Marchesani syndrome [vail mɑːkəsɑː′ni: ˈsindrəʊm] نشانگان ویل مارچسانی {ا}: یک اختلال مادرزادی بافت همبند ( اتوزومال غالب یا مغلوب ) که با پهن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

wasting syndrome [weistiŋ ˈsindrəʊm] نشانگان تکیدگی {ا}: وضعیتی که با کاهش وزن همراه با تب مزمن و اسهال مشخص می شود. در طول یک دوره ۱ ماهه، بیمار ممک ...

پیشنهاد
٠

Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...

پیشنهاد
٠

Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...

پیشنهاد
٠

Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...

پیشنهاد
٠

Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...

پیشنهاد
٠

Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...

پیشنهاد
٠

Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...

پیشنهاد
٠

Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

agyria [ˌeidʒaii:ə] بی شکنجی {ا}: صاف مغزی شدید که با عدم وجود شکنج های مغزی مشخص می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

agyria [ˌeidʒaii:ə] بی شکنجی {ا}: صاف مغزی شدید که با عدم وجود شکنج های مغزی مشخص می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

lissencephaly [ˌlisenˈsefəli:] صاف مغزی {ا}: ناهنجاری مغز که با عدم وجود پیچش در قشر مغز و سر بسیار کوچک مشخص می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صاف مغزی {ا}: ناهنجاری مغز که با عدم وجود پیچش در قشر مغز و سر بسیار کوچک مشخص می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صاف مغزی {ا}: ناهنجاری مغز که با عدم وجود پیچش در قشر مغز و سر بسیار کوچک مشخص می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

poliosis [pɒliˈəʊsɪs] پولیوز {ا}: کاهش یا فقدان ملانین یا رنگ در موی سر، ابروها، مژه ها یا هر ناحیه مودار دیگر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

poliosis [pɒliˈəʊsɪs] پولیوز {ا}: کاهش یا فقدان ملانین یا رنگ در موی سر، ابروها، مژه ها یا هر ناحیه مودار دیگر

پیشنهاد
٠

Vogt Koyanagi Harada syndrome [fə‍ʊkt kə‍ʊjɑːnɑː′gi hʌrʌdə‍ ˈsindrəʊm] نشانگان ووگت کویاناگی هارادا {ا}: سندرمی از التهاب مننژها و یوه آ مرتبط با جدا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Vogt Koyanagi Harada syndrome [fə‍ʊkt kə‍ʊjɑːnɑː′gi hʌrʌdə‍ ˈsindrəʊm] نشانگان ووگت کویاناگی هارادا {ا}: سندرمی از التهاب مننژها و یوه آ مرتبط با جدا ...

پیشنهاد
٠

Vogt Koyanagi Harada syndrome [fə‍ʊkt kə‍ʊjɑːnɑː′gi hʌrʌdə‍ ˈsindrəʊm] نشانگان ووگت کویاناگی هارادا {ا}: سندرمی از التهاب مننژها و یوه آ مرتبط با جدا ...

پیشنهاد
٠

Vogt Koyanagi Harada syndrome [fə‍ʊkt kə‍ʊjɑːnɑː′gi hʌrʌdə‍ ˈsindrəʊm] نشانگان ووگت کویاناگی هارادا {ا}: سندرمی از التهاب مننژها و یوه آ مرتبط با جدا ...

پیشنهاد
٠

jugular foramen syndrome ['dʒʌgjʊlə fəˈreɪ. mən ˈsindrəʊm] Vernet’s syndrome Vernet’s syndrome [vɜːneiz ˈsindrəʊm] نشانگان ورنت یا سوراخ وداجی {ا} ...

پیشنهاد
٠

jugular foramen syndrome ['dʒʌgjʊlə fəˈreɪ. mən ˈsindrəʊm] Vernet’s syndrome Vernet’s syndrome [vɜːneiz ˈsindrəʊm] نشانگان ورنت یا سوراخ وداجی {ا} ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

jugular foramen syndrome ['dʒʌgjʊlə fəˈreɪ. mən ˈsindrəʊm] Vernet’s syndrome Vernet’s syndrome [vɜːneiz ˈsindrəʊm] نشانگان ورنت یا سوراخ وداجی {ا} ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

jugular foramen syndrome ['dʒʌgjʊlə fəˈreɪ. mən ˈsindrəʊm] Vernet’s syndrome Vernet’s syndrome [vɜːneiz ˈsindrəʊm] نشانگان ورنت یا سوراخ وداجی {ا} ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

jugular foramen syndrome ['dʒʌgjʊlə fəˈreɪ. mən ˈsindrəʊm] Vernet’s syndrome Vernet’s syndrome [vɜːneiz ˈsindrəʊm] نشانگان ورنت یا سوراخ وداجی {ا} ...

پیشنهاد
٠

jugular foramen syndrome ['dʒʌgjʊlə fəˈreɪ. mən ˈsindrəʊm] Vernet’s syndrome Vernet’s syndrome [vɜːneiz ˈsindrəʊm] نشانگان ورنت یا سوراخ وداجی {ا} ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Usher’s syndrome [ʌʃəz ˈsindrəʊm] نشانگان آشر {ا}: یک اختلال ارثی که با التهاب رنگیزه‏ ای شبکیه‏ و نقص شنوایی حسی عصبی مشخص می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Usher’s syndrome [ʌʃəz ˈsindrəʊm] نشانگان آشر {ا}: یک اختلال ارثی که با التهاب رنگیزه‏ ای شبکیه‏ و نقص شنوایی حسی عصبی مشخص می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Usher’s syndrome [ʌʃəz ˈsindrəʊm] نشانگان آشر {ا}: یک اختلال ارثی که با التهاب رنگیزه‏ ای شبکیه‏ و نقص شنوایی حسی عصبی مشخص می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

twiddler’s syndrome [ˈtwɪdələ ˈsindrəʊm] سندرم توییدلر {ا}: عادت عصبی دستکاری جزئی مدخل های ورودی دستگاه ضربان ساز که باعث جابجایی سیم ها یا کاتترهای ...

پیشنهاد
٠

twiddler’s syndrome [ˈtwɪdələ ˈsindrəʊm] سندرم توییدلر {ا}: عادت عصبی دستکاری جزئی مدخل های ورودی دستگاه ضربان ساز که باعث جابجایی سیم ها یا کاتترهای ...

پیشنهاد
٠

twiddler’s syndrome [ˈtwɪdələ ˈsindrəʊm] سندرم توییدلر {ا}: عادت عصبی دستکاری جزئی مدخل های ورودی دستگاه ضربان ساز که باعث جابجایی سیم ها یا کاتترهای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tumor lysis syndrome [ˈtuː. mɚ ˈlaɪsɪs ˈsindrəʊm] نشانگان کافت تودینه {ا}: یک اورژانس انکولوژیک که با کاهش سطح کلسیم همراه با افزایش سطح فسفات، پتاسی ...