پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٩٢)
West’s syndrome [westz ˈsindrəʊm] نشانگان وست {ا}: یک آنسفالوپاتی نوزادی که با اسپاسم، توقف رشد روانی حرکتی و ناهنجاری نوار مغز شامل امواج آهسته تصاد ...
West’s syndrome [westz ˈsindrəʊm] نشانگان وست {ا}: یک آنسفالوپاتی نوزادی که با اسپاسم، توقف رشد روانی حرکتی و ناهنجاری نوار مغز شامل امواج آهسته تصاد ...
Wells’ syndrome [welz ˈsindrəʊm] نشانگان ولز/ سلولیت ائوزینوفیل خونی {ا}: سلولیت با قرمزی، ادم و اغلب تاول زدگی پوست همراه با ائوزینوفیلی، برافروختگی ...
Wells’ syndrome [welz ˈsindrəʊm] نشانگان ولز/ سلولیت ائوزینوفیل خونی {ا}: سلولیت با قرمزی، ادم و اغلب تاول زدگی پوست همراه با ائوزینوفیلی، برافروختگی ...
Wells’ syndrome [welz ˈsindrəʊm] نشانگان ولز/ سلولیت ائوزینوفیل خونی {ا}: سلولیت با قرمزی، ادم و اغلب تاول زدگی پوست همراه با ائوزینوفیلی، برافروختگی ...
Wells’ syndrome [welz ˈsindrəʊm] نشانگان ولز/ سلولیت ائوزینوفیل خونی {ا}: سلولیت با قرمزی، ادم و اغلب تاول زدگی پوست همراه با ائوزینوفیلی، برافروختگی ...
Wells’ syndrome [welz ˈsindrəʊm] نشانگان ولز/ سلولیت ائوزینوفیل خونی {ا}: سلولیت با قرمزی، ادم و اغلب تاول زدگی پوست همراه با ائوزینوفیلی، برافروختگی ...
Wellens’ syndrome [welənz ˈsindrəʊm] نشانگان ولنز {ا}: علائم الکتروکاردیوگرافی تنگی بحرانی ابتدای شریان کرونری نزولی قدامی چپ در بیماران مبتلا به آن ...
Wellens’ syndrome [welənz ˈsindrəʊm] نشانگان ولنز {ا}: علائم الکتروکاردیوگرافی تنگی بحرانی ابتدای شریان کرونری نزولی قدامی چپ در بیماران مبتلا به آن ...
Wellens’ syndrome [welənz ˈsindrəʊm] نشانگان ولنز {ا}: علائم الکتروکاردیوگرافی تنگی بحرانی ابتدای شریان کرونری نزولی قدامی چپ در بیماران مبتلا به آن ...
Weill Marchesani syndrome [vail mɑːkəsɑː′ni: ˈsindrəʊm] نشانگان ویل مارچسانی {ا}: یک اختلال مادرزادی بافت همبند ( اتوزومال غالب یا مغلوب ) که با پهن ...
Weill Marchesani syndrome [vail mɑːkəsɑː′ni: ˈsindrəʊm] نشانگان ویل مارچسانی {ا}: یک اختلال مادرزادی بافت همبند ( اتوزومال غالب یا مغلوب ) که با پهن ...
Weill Marchesani syndrome [vail mɑːkəsɑː′ni: ˈsindrəʊm] نشانگان ویل مارچسانی {ا}: یک اختلال مادرزادی بافت همبند ( اتوزومال غالب یا مغلوب ) که با پهن ...
Weill Marchesani syndrome [vail mɑːkəsɑː′ni: ˈsindrəʊm] نشانگان ویل مارچسانی {ا}: یک اختلال مادرزادی بافت همبند ( اتوزومال غالب یا مغلوب ) که با پهن ...
Weill Marchesani syndrome [vail mɑːkəsɑː′ni: ˈsindrəʊm] نشانگان ویل مارچسانی {ا}: یک اختلال مادرزادی بافت همبند ( اتوزومال غالب یا مغلوب ) که با پهن ...
Weill Marchesani syndrome [vail mɑːkəsɑː′ni: ˈsindrəʊm] نشانگان ویل مارچسانی {ا}: یک اختلال مادرزادی بافت همبند ( اتوزومال غالب یا مغلوب ) که با پهن ...
wasting syndrome [weistiŋ ˈsindrəʊm] نشانگان تکیدگی {ا}: وضعیتی که با کاهش وزن همراه با تب مزمن و اسهال مشخص می شود. در طول یک دوره ۱ ماهه، بیمار ممک ...
Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...
Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...
Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...
Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...
Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...
Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...
Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...
Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...
Walker Warburg syndrome [wɔ:′kɜː vɑː′bɜːg ˈsindrəʊm] نشانگان واکر واربورگ /صاف مغزی واکر {ا}: یک سندرم مادرزادی ( معمولاً قبل از سن ۱ سالگی کُشنده ) ...
agyria [ˌeidʒaii:ə] بی شکنجی {ا}: صاف مغزی شدید که با عدم وجود شکنج های مغزی مشخص می شود.
agyria [ˌeidʒaii:ə] بی شکنجی {ا}: صاف مغزی شدید که با عدم وجود شکنج های مغزی مشخص می شود.
lissencephaly [ˌlisenˈsefəli:] صاف مغزی {ا}: ناهنجاری مغز که با عدم وجود پیچش در قشر مغز و سر بسیار کوچک مشخص می شود.
صاف مغزی {ا}: ناهنجاری مغز که با عدم وجود پیچش در قشر مغز و سر بسیار کوچک مشخص می شود.
صاف مغزی {ا}: ناهنجاری مغز که با عدم وجود پیچش در قشر مغز و سر بسیار کوچک مشخص می شود.
poliosis [pɒliˈəʊsɪs] پولیوز {ا}: کاهش یا فقدان ملانین یا رنگ در موی سر، ابروها، مژه ها یا هر ناحیه مودار دیگر
poliosis [pɒliˈəʊsɪs] پولیوز {ا}: کاهش یا فقدان ملانین یا رنگ در موی سر، ابروها، مژه ها یا هر ناحیه مودار دیگر
Vogt Koyanagi Harada syndrome [fəʊkt kəʊjɑːnɑː′gi hʌrʌdə ˈsindrəʊm] نشانگان ووگت کویاناگی هارادا {ا}: سندرمی از التهاب مننژها و یوه آ مرتبط با جدا ...
Vogt Koyanagi Harada syndrome [fəʊkt kəʊjɑːnɑː′gi hʌrʌdə ˈsindrəʊm] نشانگان ووگت کویاناگی هارادا {ا}: سندرمی از التهاب مننژها و یوه آ مرتبط با جدا ...
Vogt Koyanagi Harada syndrome [fəʊkt kəʊjɑːnɑː′gi hʌrʌdə ˈsindrəʊm] نشانگان ووگت کویاناگی هارادا {ا}: سندرمی از التهاب مننژها و یوه آ مرتبط با جدا ...
Vogt Koyanagi Harada syndrome [fəʊkt kəʊjɑːnɑː′gi hʌrʌdə ˈsindrəʊm] نشانگان ووگت کویاناگی هارادا {ا}: سندرمی از التهاب مننژها و یوه آ مرتبط با جدا ...
jugular foramen syndrome ['dʒʌgjʊlə fəˈreɪ. mən ˈsindrəʊm] Vernet’s syndrome Vernet’s syndrome [vɜːneiz ˈsindrəʊm] نشانگان ورنت یا سوراخ وداجی {ا} ...
jugular foramen syndrome ['dʒʌgjʊlə fəˈreɪ. mən ˈsindrəʊm] Vernet’s syndrome Vernet’s syndrome [vɜːneiz ˈsindrəʊm] نشانگان ورنت یا سوراخ وداجی {ا} ...
jugular foramen syndrome ['dʒʌgjʊlə fəˈreɪ. mən ˈsindrəʊm] Vernet’s syndrome Vernet’s syndrome [vɜːneiz ˈsindrəʊm] نشانگان ورنت یا سوراخ وداجی {ا} ...
jugular foramen syndrome ['dʒʌgjʊlə fəˈreɪ. mən ˈsindrəʊm] Vernet’s syndrome Vernet’s syndrome [vɜːneiz ˈsindrəʊm] نشانگان ورنت یا سوراخ وداجی {ا} ...
jugular foramen syndrome ['dʒʌgjʊlə fəˈreɪ. mən ˈsindrəʊm] Vernet’s syndrome Vernet’s syndrome [vɜːneiz ˈsindrəʊm] نشانگان ورنت یا سوراخ وداجی {ا} ...
jugular foramen syndrome ['dʒʌgjʊlə fəˈreɪ. mən ˈsindrəʊm] Vernet’s syndrome Vernet’s syndrome [vɜːneiz ˈsindrəʊm] نشانگان ورنت یا سوراخ وداجی {ا} ...
Usher’s syndrome [ʌʃəz ˈsindrəʊm] نشانگان آشر {ا}: یک اختلال ارثی که با التهاب رنگیزه ای شبکیه و نقص شنوایی حسی عصبی مشخص می شود.
Usher’s syndrome [ʌʃəz ˈsindrəʊm] نشانگان آشر {ا}: یک اختلال ارثی که با التهاب رنگیزه ای شبکیه و نقص شنوایی حسی عصبی مشخص می شود.
Usher’s syndrome [ʌʃəz ˈsindrəʊm] نشانگان آشر {ا}: یک اختلال ارثی که با التهاب رنگیزه ای شبکیه و نقص شنوایی حسی عصبی مشخص می شود.
twiddler’s syndrome [ˈtwɪdələ ˈsindrəʊm] سندرم توییدلر {ا}: عادت عصبی دستکاری جزئی مدخل های ورودی دستگاه ضربان ساز که باعث جابجایی سیم ها یا کاتترهای ...
twiddler’s syndrome [ˈtwɪdələ ˈsindrəʊm] سندرم توییدلر {ا}: عادت عصبی دستکاری جزئی مدخل های ورودی دستگاه ضربان ساز که باعث جابجایی سیم ها یا کاتترهای ...
twiddler’s syndrome [ˈtwɪdələ ˈsindrəʊm] سندرم توییدلر {ا}: عادت عصبی دستکاری جزئی مدخل های ورودی دستگاه ضربان ساز که باعث جابجایی سیم ها یا کاتترهای ...
tumor lysis syndrome [ˈtuː. mɚ ˈlaɪsɪs ˈsindrəʊm] نشانگان کافت تودینه {ا}: یک اورژانس انکولوژیک که با کاهش سطح کلسیم همراه با افزایش سطح فسفات، پتاسی ...