نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
day to day work: day - to - day work/business/life e ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
analyst: 👈تحلیل گر ( اقتصادی، سیاسی و غیره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
year end: year - end report گزارش پایان - سال
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deficit: کسری بودجه The government has its ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قراره به زودی: just about to Did you want somethi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be left: He's old enough to be left for the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jug: تنگ آب، پارچ There's no water left ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
salvage: SAVAGE: وحشی SALVAGE:✅ نجات دادن ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
avenue: راه حل، راه They decided that the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stain: 🔷 لک ( لباس و غیره ) Red wine lea ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لک لباس: stain Red wine leaves a stain
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
impression: اثرگذاری، تاثیر 1 ) First experien ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mark: ◾اثر، تاثیر [noun] 1 ) The Romans l ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
room: [NOUN] ✔️ امکان - مجال 💠 This doe ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deliver: ✔️ ( سخنرانی ) کردن، ( خطابه و غیره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
eighth: His mother died just before his eig ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
original ambition: Scott's original ambition was to be ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wit: ⁦✔️⁩هوش و ذکاوت comedy characteriz ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light comedy: 1 ) a play or film which deals with ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
villain: آدم بد ( فیلم و سریال، مقابل قهرمان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fowl: [فَأوْل] :SYN Bird . . . and fowl ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
EVE: حوا ( زن آدم ) Eve again bare a s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flock: Noun ۱ ) گله ( گوسفند یا بز و غیره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fugitive: فراری، سرگردان And I shall be a fu ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
maternity: ✔️ مربوط به زایمان و مادری و مادر ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
study leave: مرخصی تحصیلی/مطالعاتی He applied f ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
appeal: noun ✅التماس - درخواست - تقاضا ✅در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
absence: پرتی ( حواس ) ، پریشانی Conflit - ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
absent: غایب 1 ) to be absent without leav ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
irritating: عذاب آور، آزاردهنده She can be rea ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deploy: ۱ ) مستقر کردن، به کار گرفتن The N ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
peer: ( با کنجکاوی یا دقت ) نگاه کردن، خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have a try: تلاش/تلاشی کردن I can't get the co ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give something a try: تلاش/تلاشی کردن 1 ) They might sti ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
throw: ✅ ( عامیانه - سور یا مهمانی ) دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
private citizen: A private citizen is someone who do ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conviction: ۱ ) محکومیت . Significant support f ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wicked: شرارت آمیز، خبیثانه So far, among ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sow: پراکندن ( تبلیغات، تفرقه، تنفر و غی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
distract: حواس ( کسی را ) پرت کردن، توجه کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
volley: ( تنیس و والیبال و غیره ) تبادل مکر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ACE: 👈 ( ورق بازی ) تک خال، آس to play ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
concerto: قطعه موسیقی She played Mozart's Pi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
relatively: a piece that is relatively easy to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ukelele: She was playing songs on her ukelel ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
packed house: A place that is packed is very crow ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a performance: اجرا کردن ( نمایش، شو، کنسرت و غیره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give a performance: اجرا کردن ( نمایش، شو، کنسرت و غیره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
farm programs: Farm programs can be part of a conc ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
defensive play: In sports, defensive play is play t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the constitution: قانون اساسی Tommy Tuberville, meet ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ratify: SYN: confirm - approve - accept ▪️ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
provider: خدمت دهنده، تامین گر پزشکی ( دارو، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a few things: چند چیز/یادآوری "You know, the Hou ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tout: [VERB] 🗣️تَأوْت MEANING to adver ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
distinctive: مشخص، متمایز Mars is sometimes ca ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uncivil: بی ادب/بی ادبانه، بی نزاکت He was ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bacon: The meat produced from a pig is cal ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
HAM: The meat produced from a pig is cal ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay for by: پرداخت توسط . E. g Call collect me ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
susie: 1 ) In English Baby Names the meani ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
belonging to: صاحب/مالک چیزی بودن، مال خود بودن/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aspire: ( از ته دل ) خواستن، ( سخت ) آرزو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grand: ۱ ) مجلل، بسیار عالی با شکوه، ۲ ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tuft: ریش بزی، دسته ی مو که ریشه های پیو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay levels: Pay level/levels سطح پرداخت The ma ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a halt to: متوقف کردن ( رویداد، مسابقه و غیره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
halt: ✔️موقتا متوقف کردن ( رویداد، مسابقه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bad language: حرف های زشت/عبارات ناپسند The radi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bad language: حرف های زشت/عبارات ناپسند The radi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wolf's call: ( صدای ) زوزه گرگ ( the call of th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
owl: the call of the brown owl صدای اون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call: [noun ] ⁦👈🏿⁩فراخوانی، احضار Poli ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scrutiny: بررسی دقیق و موشکافانه To protect ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
security infrastructure: زیرساخت های امنیتی Speaker Nancy ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
locksmith: Noun قفل ساز - کلید ساز What woul ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compel: The committee can call witnesses an ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a call: take a call or take someone's call ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take a call: take a call or take someone's call ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sales call: a customer/sales call ویزیت/دیدار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
marauder: ( دزد ) غارتگر Congressional aides ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
marauder: ( دزد ) غارتگر Congressional aides ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
namesake: Incidentally, where is my namesake? ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw concern: draw concern/attention 1 ) When yo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw attention: draw concern/attention 1 ) When yo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unrequited love: 1 ) Unrequited love or one - sided ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
music drama: In his music dramas, love conquers ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conquer: استیلا/غلبه پیدا کردن، غالب شدن 1 ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
غلبه پیدا کردن: استیلا یافتن، غلبه پیدا کردن In h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
چربیدن: outweigh
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
love: noun لذت، خوشی، کیف 1 ) They shared ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay die: 1 ) relating to or occurring at the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بسیار دوست داشتن تا سر حد پرستش: 1 ) adore 2 ) worship 3 ) absolutel ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رمزی: ironic رمزی، کنایه دار، طعنه آمیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اشاره ای: ironic اشاره ای، رمزی، طعنه آمیز، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being involved: 1 ) Being involved means being a pa ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
properties: املاک، مایملک E. g. Trump has owne ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
late father: پدر مرحوم Trump was born into a we ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
since: تاکنون Trump’s earnings and title ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
acumen: ۱ ) ذکاوت - تیز فهمی - تیزهوشی ۲ ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bomb shelter: E. g. Trump bought the estate — whi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blackout: قطع ( کامل ) برق، خاموشی Massive ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
counterpart: ( شخص دارای مقام/جایگاه/پست و غیره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
only: بالاخره، تازه 1 ) He only recentl ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stillborn: مرده زاییده شده، مرده بدنیا آمده R ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
farmer land: E. g. He has a licence to shoot phe ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the troops: The troops were told to shoot to ki ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the guards: نگهبانان The guards were accused o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wide off the net: far away from the net E. g. Again, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave the serve: استعفا دادن/ترک کردن خدمت ( نظام، ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cooperate: همکاری کردن Alison don't cooperate ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clutter: ریخت و پاش ( ریخته و پاشیده ) ، شلخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
along: در طول The traffic moved slowly al ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ever greater number: تعدادی بیشتر از همیشه/گذشته ها Peo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
move away: ◾از جایی یا از پیش کسی نقل مکان کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
move house: ( British English ) جابجا شدن/نقل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
a lot more: E. g. There are a lot more people m ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rep: ( American English ) 1 ) rep=repub ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
accounts department: E. g. We've decided to move her int ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lightning: ◾برق آسا After that, things moved f ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plight: مخمصه، گرفتاری، وضع بد، فلاکت A ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grown: بالغ، بزرگسال Grown men were move ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fail: ناکام بودن/ماندن/شدن، موفق نشدن M ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dbe: The supermodel became an official D ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cbe: There are various honors awarded de ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cub: توله The cubs watched their mother ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بینی بالا کشیدن: sniff E. g. She made no move as th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sniff at: E. g. She made no move as the lion ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sideway: E. g. Her new job is just a sideway ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دشوار دست یافتنی: elusive
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گزارش ویژه: exclusive Exclusive: Senator Gilli ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boost: ترقی، پیشرفت The move gave her ca ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unprecedented: an unprecedented/unusual move ⭐⭐⭐ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بی سابقه: unprecedented E. g. an unprecedent ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پدیدار شدن: 1 ) arise 2 ) rouse
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trader: معامله گر، معامله کننده Most trad ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut regulations: کاهش دادن مقررات ( دست و پاگیر ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
afoot: [Adj] [کاربردش تو جمله از دیدگاه گو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plot: طرح ریزی کردن Now we must plot our ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شبیه بودن: approach
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نگرش و رویکرد: attitude
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
طرز برخورد و روش رفتار: attitude
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
homeownership: E. g. Maryland House speaker to unv ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
elongate: بلند/دراز شدن ( موی سر و صورت و غیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رد شدن و شلنگ برداشتن: Stride She strode purposefully up ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باوقار و جلال راه رفتن: march He marched right in to the o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قدم زدن و راه رفتن: amble She ambled down the street, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
canteen: ۱ ) نهارخوری - غذاخوری ( در محیطی م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
creep: سر خوردن ( بی سروصدا و یواشکی ) ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the joke: ( see the joke UK ( US get the joke ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
enforcement: اجرا، انجام he will enforce feder ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
later on: در آینده، بعداً 1 ) we accept thi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
temper: ✅بداخلاق/خشمگین شدن I hate it when ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in any form: به هر شکلی He hates violence in an ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هر شکلی: in any form He hates violence in a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hate mail: نامه های بیانگر تنفر ( که برای اشخا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hate campaign: cruel comments made about somebody ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hate: NOUN چیز تنفرانگیز، مایه ی انزجار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tousled hair: ژولیده، نامرتب، به هم ریخته, پریشان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swim meet: مسابقه شنا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swim meet: مسابقه شنا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vessel: ✅ رَگ ( لوله/عامل انتقال خون در بدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unspoilt: بکر و دست نخورده The mansion is se ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ترق تروق کردن: crackle
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خش خش کردن: crackle
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
protest: ✓اعتراض ( کردن/نمودن ) 💠A peace ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
involvement: مشارکت - سهیم شدن - دخیل شدن A pea ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
firebomb: بمب آتش زا Rioters armed with fire ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
political prisoner: E. g. The new government has decide ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
precedent: روال یا رسم ( قانونی، سنتی و غیره ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تاب اوردن: endure
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delicate wash: The “Delicates” Cycle. A delicate w ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
brooch: گل/سنجاق بزرگ سینه ( زنانه ) a br ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ruby: یاقوت/لعل سرخ a brooch set with ru ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pearl: مروارید a brooch set with rubies a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
determine: مصمم شدن If you set a part of your ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
به سرعت دویدن: sprint Sprint up the hill and jog ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sprint: به سرعت دویدن ( به ویژه در فاصله ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
commemoration: یادبود، بزرگداشت A set of stamps ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
peculiar: مختص خاص، ویژه Government by coal ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
renewal: نوسازی Renewal of this area is bei ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
انحصار طلب: possessive
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
utensil: ظروف ( آشپزخانه و غذاخوری ) ، ابزا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
become fixed: To become, or cause to become, infl ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
annum: سالانه، در سال Analysts said the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
موی بافته شده: US braid/braids
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مدل موی بافته شده: plait
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
موهای بلند و پف کرده: afro hair پیشوند بمعنی افریقایی می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
warm up: ( قبل از مسابقه یا ورزش و غیره ) آم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
address: مورد ملاحظه قرار دادن متوجه ساختن ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all over: همه/کل/تمام ( کاری یا چیزی ) We h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carry on: ادامه دادن Begin your story at the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جاروب کردن: 1 ) sweep 2 ) swipe
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
entertainment: پذیرایی The entertainment was due ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vowel: E. g. Use ‘an’ before words beginni ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quotation: ( علامت ) نقل قول Each chapter beg ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
begin: واسه اولین بار شروع کردن کاری/چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
direct films: to direct a film: to be in charge ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
scuffle: NOUN What began as a minor scuffle ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
adolescent: 👈 ( نو ) جوان 👈جوانی که تازه از س ...
٢ سال پیش