نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bullies: زورگوها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
parallel: همراستایی، همسانی، مشابهت to dra ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
charges: ۱ ) پرداخت ۲ ) مواد منفجره ی لازم ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gaze: [Noun] نگاه خیره ( =stare ) 1 ) H ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hold still: تکون نخور، حرکت نکن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
irresistibly: Her gaze was drawn irresistibly to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
aligned: همسو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
critical: انتقادآمیز - نکوهشگرانه - منتقدانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
what's the point: چه اهمیتی داره؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crowds: E. g. The events continue to draw h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
mean to: ۱ ) ( کاربرد عامیانه ) ✅بدرفتاری ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
passerby: E. g. Her screams drew passers - by ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
first place: مقام ( رتبه ) اول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
instinctively: E. g. Animals are instinctively dra ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i swear to god: به خدا قسم. . . خدا شاهده. . . ✨ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
champion: E. g. We asked the surfing champion ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
back there: اون پشت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
limp: لنگیدن، لنگ زدن ( در راه رفتن ) e ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get a job: کار پیدا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
draw away: دور شدن He approached her but she ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the shadow like me: یه همدم همیشگی مث من
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw away: دور شدن He approached her but she ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
turn into: عامیانه: شدن ( از وضعیتی به وضعیتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw up: کشیدن ( pull up= ) ( ≠ هل دادن ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
featuring: در فیلم و سینما و تلویزیون به معنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw out: بیرون کشیدن چیزی/کسی از جایی ( =pu ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
you're on: قبوله
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw onto: کشیدن تو جایی/مکانی ( pull onto= ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ریدن: suck خراب کردن کاری ( در کاری مثلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw aside: کنار کشیدن ( pull aside= ) I tri ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
that's the one: that's the one. خودشه. ⭐⭐⭐ is t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
revolver: e. g. She drew a revolver on me زنه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
as often as: به اندازه ای که هر چقدر که ✅هر وقت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
revolver: e. g. She drew a revolver on me زنه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flattering: بهتر از واقعیت نشان دهنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blinds: e. g. The blinds were drawn پرده کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
particle: همون "وند" در phrasal verbها
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw with: ( بازی، ورزش ) مساوی کردن/شدن ( ام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
quitter: آدم پاپس کش آدم ای که وسط کار کم می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw with: ( بازی، ورزش ) مساوی کردن/شدن ( ام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lil: فسقلی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw against: ( بازی، ورزش ) مساوی کردن/شدن ( ام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put right: اوضاع را درست کردن یا سر و سامان دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be drawn on: واداشتن کسی به بیشتر صحبت کردن ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
strain: [Verb] ⁦✔️⁩تحت فشار/تنش گذاشتن دارا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stale air: e. g. The ducts draw out stale air ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
curse: طلسم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
end in: e. g. The match ended in a two - al ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be due: انتظار می رود، موعدش است 1 ) The t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call on: دعوت ( به عمل ) کردن I’m now going ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
find: 1 ) I found myself wondering why مت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
raffle: بخت آزمایی The draw for the raffle ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chemistry: You can feel the chemistry between ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
raffle: بخت آزمایی The draw for the raffle ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
subconscious: conscience = وجدان باطن شعور consci ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw for: The draw for the raffle takes place ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
contrary to: contrary to popular belief برخلاف ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hygienic: e. g It isn't hygienic to let the c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
proceed: دنبال کردن کار یا اقدامی که از قبل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
authorize: اجازه دادن، مجوز صادر کردن Who au ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cope: :Synonym "manage" ✔️از پس ( چیزی ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
expenditure: هزینه ها 1 ) Who authorized this e ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
paternity: پدر شدن، بچه دار شدن ( برای مردان ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stay up: e. g. Kyle's mom lets him stay up l ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
object: ۱ ) مخالفت کردن، ۲ ) مخالف بودن با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
travel desk: e. g. Now let's hear from Sue at ou ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
patronizing: ( طرز رفتار/برخورد ظاهراً ) دوستانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گروه واژه: phrase
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be about to: ۱ ) قصد داشتن جهت انجام کاری بزودی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
let alone: e. g. Some people never even read a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
compliance: پیروی ( از قانون، توافقنامه و غیره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spoil: e. g. Let it rain - it won't spoil ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
past: ( بسرعت ) رد شدن/سبقت گرفتن از کنار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the movies: US: the movies UK: the cinema سالن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
Move: ( Informal ) ( بسرعت ) شروع کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
let: ۱ ) باعث شدن He let the pool empty ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dispel: The police moved quickly to dispel ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shabby: کهنه، فرسوده They had let the off ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
just as: ۱ ) به همان اندازه، به همان مقدار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
accommodation: ۱ ) وسایل ( راحتی ) They had let ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
deputy: معاون، قائم مقام I'd like you to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run down: از رده خارج، بدرد نخور They had l ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
meet: برآوردن ( شرایط یا الزامات چیزی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let sb go: let sb go informal to make someon ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
intent: مصمم The company seems intent on b ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live apart: e. g. The couple have lived apart f ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
recruit: استخدام کردن، جذب نیروی تازه کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live at: She's lived at this same address fo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in which: ۱ ) که بر اساس آن، که به موجب آن ۲ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cheaply: e. g. You can live there quite chea ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
mortgage: وام مسکن I felt tied to the job wh ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cheaply: e. g. You can live there quite chea ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
grove: orange grove باغستان پرتقال
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
live longer: e. g. Women live longer than men in ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
longevity: طول عمر :SYN lifetime 1 ) one of ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
harmony: ✅توازن - همدلی to live in fear/pea ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
drive away: دور شدن/کردن We saw their car outs ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ever after: e. g. All she wanted was to get mar ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
deed: کردار، عمل His family could not u ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
peaceful: صلح آمیز، بی سر و صدا و در صلح و ص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
study: verb بدقت نگاه کردن، برانداز کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live a life of: e. g. He's now living a life of lux ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
run through: 1 ) A ripple of applause ran throug ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
frugally: e. g. They lived frugally off a die ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
awe: ( آمیزه ای از ترس و احترام و شگفتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
frugally: e. g. They lived frugally off a die ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
run on: حرکت کردن روی ( ریل و غیره ) Train ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be remembered: بخاطر ماندن، در یادها زنده ماندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
announcement: خبر، اطلاعیه، آگهی ( رادیویی/تلوی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lead the life of riley: زندگی کردن با شادی خوشحالی و خیال ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
draw: noun 1 ) قرعه کشی Liverpool have an ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
allegedly: Meaning Formal ✅expressed as though ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
earn: بدست آوردن ( پول و غیره ) ، ( پول ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reassign: ۱ ) دوباره مسئول کردن کسی برای انجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
correspondent: خبرنگار ( رادیو - تلویزیون، روزنامه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reassign: ۱ ) دوباره مسئول کردن کسی برای انجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
phony: آدم های که رفتار و کردار متظاهرانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jerusalem: e. g. a live report from our corres ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
conduct: noun رفتار [behavior in public] 1 ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feed: [NOUN] ✔️ محتوا ( خبری ) e. g. a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
variant: گونه Iran says local COVID - 19 va ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ammunition: 🔰دستاویز The Natanz attack wasn’t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
registered: ( قانونی ) ثبت شده، رسمی All regi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
commissioner: رئیس Later we'll talk live with th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
clout: نفوذ ( سیاسی و اجتماعی ) 1 ) Whoe ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
AIR: verb پخش کردن ( توسط رادیو و تلویزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shiver: لرزش، لرزیدن She turned pale and ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
televise: e. g. The game will be televised li ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pale: رنگ پریده شدن She turned pale and ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carry: ۱ ) حاوی بودن ( رادیو و تلویزیون و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
brisk: ⁦✔️⁩سریع ⁦✔️⁩تند و تیز 1 ) A ⭐bris ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
film: فیلم برداری کردن، فیلم برداشتن از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cuts: ⁦✔️⁩کاهش درآمد/حقوق The new cuts wi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
arena: استادیوم The show was filmed live ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
curb: ✔️جدول، لبه پیاده رو، هویزه، حاشیه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carry off: ۱ ) ترک کردن ۲ ) بیرون بردن از Robs ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be about: ◾درباره . . . بودن، مرتبط/مربوط بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry onto: e. g. We only had a small suitcase, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
expedition: ⁦✔️⁩هیئت اعزامی I think we've chos ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry to: e. g. She carried her tired child u ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
retain: ⁦✔️⁩حفظ کردن - از دست ندادن 👉🏿 Sh ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry across: e. g. The Brooklyn Bridge carries t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tense: ⁦✔️⁩پرتنش He managed to change the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carry away: بردن، حمل کردن Rubbish left on th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
climate: ✔️ ( به طور کلی ) شرایط، وضع In th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
kangaroos: e. g Kangaroos carry their young in ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
once in a while: 👈🏿. . . I do wish you would open ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pouch: کیسه کانگورو Kangaroos carry their ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry from: e. g. They carried the wounded from ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
battlefield: میدان نبرد، میدان جنگ They carrie ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
battlefield: میدان نبرد، میدان جنگ They carrie ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry up: e. g. Water slopped out of the buck ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slop out: e. g. Water slopped out of the buck ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
officer: افسر Police officers in Britain do ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cash: پول نقد 1 ) I don't usually carry ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
warning: هشدار، اعلام خطر All cigarette pa ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boss: e. g. I'm afraid my opinion doesn't ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stigma: ✔️ خفت - نشانه سرافکندگی For child ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as hard as: e. g. We can no longer afford to ca ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tidiness: e. g. She carries tidiness to extre ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
front page: e. g. This morning's newspapers all ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
front page: e. g. This morning's newspapers all ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mosquitoes: 1 ) The mosquitoes will be studied ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mosquito: 1 ) The mosquitoes will be studied ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
motion: پیشنهاد 1 ) With 21 votes for, and ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
freight: حمل کردن ( کالا ) ، ترابری ( حمل ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm obliged: ممنونم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
somersault: پشتک، کله ملق 1 ) to perform some ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ritual: e. g. to perform a ceremony/ritual
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ornery: e. g. My international vice preside ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
smother: :SYN suffocate ✔️ خفه کردن یا شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mutt: سگ کوچولو e. g. Your mother passed ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how you choose: چطور تفکیک قائل میشید، چطور انتخاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fizzy: پر گاز و کف ( بیشتر در مورد آبمیوه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
etiquette: e. g. How should I conduct myself a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
proceedings: e. g. Sir William had the ability t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stuffy: ✅ترکیبی از صفات بد اخلاق و لجوج و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unprofessional: e. g. Doctor Rivers was charged wit ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
favor: موافق بودن e. g. They favour the s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inquiry: بازپرسی و تحقیق، بازجویی He was cr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
usher: Noun Ex: The usher conducted us to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inappropriate: ناشایست - نامناسب 💠 His conduct a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
affairs: مسائل، مصالح، امور The report as ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
broker: دلال All registered brokers or dea ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
integrity: ✔️ درستی و صداقت - راستی و امانت دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
for a bit: e. g. Lie there for a bit until you ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
belonging: وسائل و متعلقات They stole her bel ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sprawled: ولو شدن، به حالت ولو شدگی دراز کشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lie at: دراز کشیدن در 1 ) They found him l ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
depict: e. g. The painting depicts a male f ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pill: e. g. An empty pill bottle lay on t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
towel: حوله He just leaves his wet towel ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
quartz: He found a piece of quartz lying on ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quartz: He found a piece of quartz lying on ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stack: دسته، پشته، توده e. g. A stack o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
close by: e. g. He tried to pick up the gun t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scattered: ریخته و پاشیده e. g. Broken glass ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be kept: نگه داشته شدن be kept in a perticu ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ruins: خرابه، ویرانه 1 ) Much of the cit ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unread: e. g. She left the letter lying unr ...
٢ سال پیش