نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make loud lamentations: گریه زاری راه انداختن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
watch one's movements: حرکات کسی را زیر نظر گرفتن Ex. He ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never yet: هنوز . . . . [فعل جمله به صورت منفی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remain supperless: گرسنه ماندن
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
supperless: گرسنه Ex. Well! I won't remain su ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
food and drink: آب و غذا Ex. In prison, milk was b ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
assure someone that: به کسی اطمینان دادن که . . .
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just near: تقریبا نزدیک
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
good joke: شوخی جالب Ex. That's a good joke! ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slow but steady: آهسته و پیوسته
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a little apart: کمی دورتر
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
next visit: دیدار بعدی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for when: چون وقتی که
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
frequent visits: دیدارهای مکرر
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
direction of the discussion: موضوع بحث
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spoil one's nap: چرت کسی را پاره کردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
days of need: روز مبادا
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chat with someone: با کسی گپ زدن
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
close one's eyes: چشم ها را روی هم گذاشتن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was no problem: مسئله ای در کار نبود!
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by the use of: از طریق ِ. . .
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after a few seconds: چند لحظه بعد
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coastal village: دهکده ساحلی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
until late: تا دیروقت
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep in hand: در دست گرفتن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
visit fee: حق ویزیت
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
technical department: بخش فنی و مهندسی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
start working: دست به کار شدن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
somebody in need: مستحق
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make somebody cry: اشک کسی را در آوردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quite surprisingly: در کمال تعجب
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a flat tire: پنچر شدن ماشین
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
power show: قدرت نمایی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
military training: آموزش نظامی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
making a mess: کثیف کاری
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sink in the swamp: در باتلاق فرو رفتن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
face each other: رو در روی هم بودن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get far from: از . . . دور شدن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a difficult task: عجب کار سختی!
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
electricity outlet: پریز برق
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
opinion exchange: تبادل نظر
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
with difficulty: به سختی به زحمت
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall on the ground: بر روی زمین افتادن زمین خوردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how is it possible: چطور ممکن است؟! محاوره ای - - - > م ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nice weather: خوش آب و هوا
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
show an interest for: نسبت به چیزی علاقه نشان دادن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the time of: هنگام ِ . . .
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
start moving: راه افتادن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the family: اهل خانه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whisper to: Ex. She tapped on my shoulder and w ...
٤ ماه پیش