نوع مدال

ثبت حداقل ٦٠٠ رای

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up to the moment of: تا لحظه ی . . . Ex. Up to the mome ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dust wiper: گرد پاک کن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
church bells: زنگهای کلیسا ناقوس های کلیسا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reveals that: نشان می دهد که . . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the community: در جامعه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
truthfulness or fallacy of something: درستی یا نادرستی یک چیز صحت و سقم ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sound base: پایه و اساس صحیح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adult friends: دوستان بزرگسال ( دوستانی که سنشان ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is not appreciated: توصیه نمی شود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from birth to death: از تولد تا مرگ از بدو تولد تا لحظه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
topical solution: محلول موضعی مثل بتادین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one day soon: یکی از این روزها، یکی از همین روزها ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
military muscles: قدرت نظامی Ex. Once again germany f ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
through: یکی از معادل های فارسی برای این واژ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
juggle: پرداختن به همه ی امور به صورت همزما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
writing course: دوره ی نویسندگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
it is to be regretted that: جای تاسف است که . . . مایه تاسف اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
free spiritedness: آزاد منشی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parapet wall: دیوارک جان پناه دیوارهای دور بام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rationals: دلایل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something into action: چیزی را عملی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with skepticism: ( قید ) با شک و تردید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dark and light: تیره و روشن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the staff of somewhere: در جایی کار کردن . Ex. Robin is sti ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thus appears: چنین می نما ید که. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
for several years: برای سال های متمادی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't insist: اصرار نکن! دست از سرم بردار!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠٠ رای

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hustle and bustle of life: پیچ و خم های روزمره ی زندگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
etherized: بیهوش Ex. A patient etherized upon ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teen club: باشگاه نوجوانان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
racial tolerance: تحمل نژادی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
has brains: باهوش بودن Ex. David has brains دیو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm in a huff: خیلی عصبی ام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
green qualities: صفات افراد دوستدار محیط زیست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ecological practices: فعالیت های زیست محیطی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fiction writing: داستان نویسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
complaint letter: نامه ی شکایت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give judgement about something: درباره ی چیزی رای دادن درمورد چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
satellite images: تصاویر ماهواره ای
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
precipitation events: رویداد های بارشی فعالیت های بارشی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under the right conditions: در شرایط مناسب / در شرایط مطلوب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's kind of a hassle: یه جورایی دردسر داره / به نوعی دردس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by as much as: تا حدود Ex. By as much as 10 to 20 ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get something in order: چیزی را ترتیب دادن Ex. I'm trying t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm managing: از پسش برمیام
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
busy with: ☆ بعد از with یک اسم قرار می گیرد. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش