نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no time to do something: برای انجام کاری فرصتی در کار نیست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hover near: گرد کسی یا چیزی حلقه زدن دور کسی یا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unblinking: خیره؛ ویژگی چشمانی که بدون حرکت مان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fill the sky: سر بر آسمان ساییدن Ex. Deep in the ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
appeal to fate: پناه بردن به سرنوشت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our time together: ساعت های با هم بودنمان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have time to do something: گاه به جای "برای انجام کاری وقت داش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
echoed in his ears: در گوشش پیچید Ex. His father's voi ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's time for: وقت ِ . . . است Ex. It's time for ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be stupid: احمق نشو!
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
years later: سالها بعد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cemetry grass: سبزه های گورستان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the evening glow: درخشش نور غروب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not good: نه چندان خوب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good odds for someone: شرایط برای او خوب است یا به طور عام ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mephistopheles: مفیستوفلس نامی است که در ادبیات فول ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you stuck him good: خوب زدیش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alone inside: تنها توی خانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
white uniformed: کسی که روپوش سفید به تن دارد Ex. S ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sit on the stand: [مربوط به دادگاه] در جایگاه شهود نش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was quite obvious: کاملا روشن بود که . . . مثل روز رو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whaddy mean: [عامیانه] چی می گی؟!
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
order in the court: ☆ همان جمله ی معروفی که در دادگاه ه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop someone: جلوی کسی را گرفتن Ex. I just tried ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the safety of territory: قلمرو امن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every minute lost: هر لحظه تاخیر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
savor a mouthful: حسابی از [ خوراک، غذا و . . . ] خور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bogey in society's nose: انگل جامعه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
encased by: محبوس در میانِ . . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gaze down at something: نگاه خود را پایین انداختن و به چیزی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
won't be for long: زیاد طول نمی کشد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
final days: روزهای آخر حیات
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wedding fever: تب و تاب ازدواج
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act strange: رفتار کسی به یکباره عوض شدن Ex. I ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
schatchen: واسطه ازدواج
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come into someone's heart: به قلب کسی راه یافتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
learn about someone's mind: به ذهنیت کسی پی بردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into argument with someone: با کسی جدل کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you idiot: ابله
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never used to: قبلا اینطور نبود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grimace at something: با دیدن چیزی چهره در هم کشیدن Ex. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
with a smile: لبخند بر لب Ex. She turned to the ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clanging shut: صدای بسته شدن Ex. She could almost ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mobile home park: محوطه ی خانه ی متحرک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in despair: از سر ناامیدی Ex. In despair, he f ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
master thief: شاه دزد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn louder: صدای رادیو و. . . را بلندتر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
behind the irons: زندان Ex. His sentence? Behind the ...
١ سال پیش