تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

چالش های بهره وری **مثال:** Remote work often creates **productivity challenges**.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

دیتابیس های دیجیتال / پایگاه های داده دیجیتال مثال: Libraries use digital databases for research.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ارتباطات ازدست رفته / فرصت های ملاقات ازدست رفته

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

زبانه های مرورگر / تب های مرورگر

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

یادداشت های پراکنده

پیشنهاد
٣

احتمال بالای آسیب دیدگی That extreme sport has a high probability of injury.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

به دلایل ایمنی توضیح: این عبارت معمولاً در متن های رسمی، مقررات یا اعلامیه ها برای بیان دلیل یک تصمیم یا اقدام که مربوط به حفظ سلامتی و جلوگیری از خ ...

پیشنهاد
٣

ممنوع کردن ورزش های خطرناک Many countries want to outlaw dangerous sports like base jumping.

پیشنهاد
٣

🔹 انواع جایگزین ورزش / شیوه های متفاوت ورزش کردن Yoga, swimming, and cycling are alternative forms of exercise to running

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 ورزش سبک کردن / ورزش ملایم انجام دادن After her surgery, the doctor advised her to take gentle exercise like walking and stretching.

پیشنهاد
٣

🔹 در اوج آمادگی جسمانی بودن / در بهترین وضعیت جسمانی بودن The athlete was in the peak of condition just before the Olympic Games.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 خود را به تلاش واداشتن / سخت کار کردن جسمی یا ذهنی He had to exert himself to finish the marathon despite feeling exhausted

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 شروع به ورزش کردن / ورزش را آغاز کردن After sitting at a desk all day, he decided to take up exercise to stay healthy.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 سخت تمرین کردن / تمرین فشرده داشتن The athletes trained hard every day to prepare for the national championship

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 شروع به ورزش کردن / ورزش را شروع کردن After her doctor’s advice, she decided to take up exercise to improve her health.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 مرکز ورزشی / سالن ورزشی The new sports centre offers facilities for swimming, basketball, and gymnastics.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 ثبت رکورد / رکورد زدن She set a new world record in the 100 - meter sprint

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 بلیط فصل / کارت اشتراک فصل He bought a season ticket for all the home games of his favorite football team

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 ماراتن دویدن / شرکت در مسابقه ماراتن He trained for months to run the marathon in under four hours.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 تنیس بازی کردن I play tennis every weekend with my friends at the local club.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 مربی خصوصی / مربی شخصی She hired a personal trainer to improve her strength and fitness

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 بهترین رکورد شخصی / بهترین عملکرد شخصی She ran 5 kilometers in 22 minutes, achieving a new personal best.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 غیرمتناسب بودن / در وضعیت بد جسمانی بودن / فرم نداشتن After months of inactivity, he was completely out of condition

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 سلامت و تناسب اندام داشتن / حفظ تناسب اندام She swims every morning to keep fit.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 به دویدن آهسته/دویدن نرم رفتن / پیاده روی تند با دویدن سبک I go jogging every morning in the park to clear my mind.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 بازی در خانه / مسابقه در زمین خودی Our team has a home game against the rivals this Saturday.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 فصل فوتبال / دوره ی مسابقات فوتبال This football season has been full of surprises, with several underdog teams leading the table

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 به فرم آمدن / رسیدن به تناسب اندام She started running every morning to get into shape before summer

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 زمین فوتبال / چمن فوتبال The players were warming up on the football pitch before the championship final

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک مسابقه فوتبال / یک بازی فوتبال We watched a football match at the stadium last Saturday.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

برنامه ی ورزشی / برنامه ی تمرینی مثال: I started a fitness programme to stay healthy.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مه: 🔹 هوادار فوتبال / طرفدار فوتبال مثال: He is a football fan and watches every match.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بازی خارج از خانه یا مسابقه در زمین حریف Our team will play an away game this weekend.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پیاده روی تند / پیاده روی سریع I go for a brisk walk every morning.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پیست دو و میدانی یا مسیر دو و میدانی ( بسته به زمینه )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Inclusive Education / آموزش فراگیر یعنی ایجاد محیط های آموزشی ای که همه ی دانش آموزان، با هر تفاوت جسمی، ذهنی، روانی، اجتماعی یا فرهنگی، فرصت برابر ب ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلمه هلندی luisteren به فارسی یعنی گوش دادن / to listen مثال ها: Luister naar de muziek. → به موسیقی گوش بده. Ik luister naar mijn docent. → من به ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلمه هلندی ook به فارسی یعنی هم / نیز / too / also مثال ها: Ik ga ook naar school. → من هم به مدرسه می روم. Zij spreekt ook Engels. → او هم انگلیس ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلمه هلندی tekst به فارسی یعنی متن / text مثال ها: Lees de tekst. → متن را بخوان. De tekst is interessant. → متن جالب است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلمه هلندی kunt به فارسی یعنی می توانی / can ( شکل رسمی یا دوم شخص مفرد ) مثال ها: U kunt hier parkeren. → شما می توانید اینجا پارک کنید. Kunt je ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عبارت انگلیسی to step up to the mark به فارسی یعنی مسئولیت قبول کردن / پای کار آمدن مثال ها: He really stepped up to the mark when the team needed h ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

هلندی lees de tekst به فارسی یعنی متن را بخوان مثال ها: Lees de tekst hardop. → متن را با صدای بلند بخوان. Kun je de tekst lezen? → می توانی متن ر ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلمه هلندی Tot ziens به فارسی یعنی خداحافظ / see you مثال ها: Tot ziens! → خداحافظ! Tot ziens, tot morgen! → خداحافظ، تا فردا!

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلمه هلندی doei به فارسی یعنی خداحافظ / bye مثال ها: Doei! Tot morgen! → خداحافظ! تا فردا!

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلمه هلندی hoi به فارسی یعنی سلام مثال ها: Hoi! Hoe gaat het? → سلام! حالت چطوره؟

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اسم / نام ( name ) کلمه هلندی: naam Wat is jouw naam? → اسم تو چیست؟

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مال من / من ( my ) کلمه هلندی: mijn مثال ها: Mijn naam is Sara. → اسم من سارا است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آلمان

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عبارت “You’re taken” یه اصطلاح کوتاهه و معمولاً وقتی می گن، منظورشون اینه که تو در حال حاضر با کسی رابطه داری یا متعلق به کسی هستی. 💛 معنی و کاربرد ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عبارت “if you must” یه اصطلاح محاوره ایه که معمولاً وقتی کسی می گه، منظورش اینه: معنی: �اگر واقعاً لازمه / اصرار داری� �خب، اگر چاره ای نیست� کمی ...