نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one of the perks of the job: �یکی از مزایای شغل�
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be self employed: �خویش فرما بودن� یا �خوداشتغالی� به ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be stuck behind a desk: �پشت میز گیر کردن� یا �محدود به ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take early retirement: �بازنشستگی زودهنگام گرفتن�
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be well paid: �حقوق خوب گرفتن� یا �دستمزد بالایی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to work with your hands: �کار یدی کردن� یا �کار فنی دستی�
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to play an integral part: �نقش کلیدی/اساسی داشتن� یا �جزء ل ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rewarding perk: �مزیت رضایتبخش� یا �پاداش ارزشمند�
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blocked nose: گرفتگی بینی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
too feel poorly: احساس ناخوشی داشتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fit as a fiddle: کاملاً سرحال و سالم بودن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to go down with a cold: سرما خوردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to go private: خصوصی شدن / به بخش خصوصی رفتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a filling: پر کردن دندان
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a heavy cold: سرماخوردگی شدید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make an appointment: وقت گرفتن / نوبت گرفتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make a speedy recovery: بهبودیِ سریع پیدا کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to phone in sick: با تلفن مرخصی بیماری گرفتن / اطلاع ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pull a muscle: عضله اش کشیده شدن / عضله ای را کشید ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a runny nose: آبریزش بینی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
secondary lifestyle: سبک زندگی ثانویه توضیح: این اصطلاح ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ashes and pains: �درد و رنج�
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be at death's door: در آستانهٔ مرگ بودن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be over the worst: از بدترین مرحله گذشتن / از بدترین و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to read something from cover to cover: �از اول تا آخر خواندن� یا �از جلد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to see a film: دیدن یک فیلم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to flick through: �ورق زدن� یا �به سرعت نگاه کردن�
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the setting: �فضا� یا �صحنه� ( در داستان )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
showings: �سانس ها� یا �نوبت های نمایش�
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take out a book from the library: �کتاب از کتابخانه امانت گرفتن�
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to tell the story of: �داستان . . . را روایت کردن�
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to watch a film: �فیلم دیدن�
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
broaden one's horizons: �گسترش دادن دیدگاه�
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
imported films: �فیلم های خارجی�
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to get a good review: �امتیاز خوب گرفتن� یا �فیدبک خوب گر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to go on general release: �به نمایش عمومی درآمدن� ( برای فیلم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a historical novel: �رمان تاریخی�
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a low budget film: یک فیلم با بودجه کم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the big screen: �روی پرده بزرگ� یا �روی پرده سینم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a box office hit: فیلمی بسیار پرفروش / موفق در گیشه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to catch the latest movie: آخرین فیلم را دیدن / فیلم جدید را ت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to come highly recommended: بسیار توصیه شدن / به شدت توصیه شده ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to move into: به مکانی نقل مکان کردن / وارد خانه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be stuck in time: در زمان گیر افتادن احساس ایستایی و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
permanent address: نشانی دائم / آدرس ثابت / محل سکونت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rented accomodation: محل اقامت اجاره ای / مسکن اجاره ای
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spacious room: اتاق جادار / اتاق وسیع
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
engrossed in: غرقِ چیزی شدن / کاملاً جذبِ چیزی شد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take out a mortgage: وام مسکن گرفتن / وام برای خرید خانه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ideal home: خانهٔ ایده آل / خانهٔ مطلوب / خانهٔ ...
٦ ماه پیش