نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heading to bed: �دارم میرم بخوابم. � یا یه کم خودم ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
group processes: Group processes یعنی: فرایندهای گرو ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
embedded in: جاسازی شده در / درونِ چیزی قرار گرف ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
empower citizens: توانمندسازی شهروندان 🔹 معنی: ایجا ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
citizen collectives: گروه های جمعیِ شهروندان یا تشکل های ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
community energy: انرژی جامعه محور یا انرژی مردمی 🔹 ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
climate initiatives: ابتکارات اقلیمی یا اقدامات مرتبط با ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non participants: غیردرگیران یا افرادی که مشارکت نمی ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uninvolved individuals: افراد غیردرگیر یا افرادی که دخالتی ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inclusive engagement: مشارکت فراگیر یا درگیرسازی همه جانب ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
multidisciplinary researchers: پژوهشگران چندرشته ای 🔹 معنی دقیق ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
societal transitions: ذارهای اجتماعی یا تحولات ساختاری در ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sustainable transitions: گذارهای پایدار یا تحولات به سوی پای ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
practice worldwide: کاربرد / اجرا در سراسر جهان یا عمل ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under the supervision of: تحت نظارتِ … یا زیر نظرِ … این عبا ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
motivated team: تیم باانگیزه یا تیم انگیزه مند 🔹 ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
research questions: سؤالات پژوهشی 🔹 معنی دقیق تر: پرس ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
life threatening injuries: عبارت "life - threatening injuries" ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an extreme sport: عبارت “an extreme sport” به فارسی م ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
essential sport gear: عبارت “essential sport gear” به فار ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take sensible precautions: عبارت “to take sensible precautions ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to foster: فعل “to foster” به فارسی معمولاً به ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the olympic ideal: عبارت “the Olympic ideal” به فارسی ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a win at all costs attitude: عبارت “a win at all costs attitude” ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be disqualified from participating: عبارت “be disqualified from partici ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be in the peak of condition: 🔹 در اوج آمادگی جسمانی بودن / در ب ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take gentle exercise: 🔹 ورزش سبک کردن / ورزش ملایم انجام ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alternative forms of exercise: 🔹 انواع جایگزین ورزش / شیوه های مت ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to outlaw dangerous sports: ممنوع کردن ورزش های خطرناک Many co ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to safety grounds: به دلایل ایمنی توضیح: این عبارت مع ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a high probability of injury: احتمال بالای آسیب دیدگی That extre ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scattered notes: یادداشت های پراکنده
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
browser tabs: زبانه های مرورگر / تب های مرورگر
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
missed connections: ارتباطات ازدست رفته / فرصت های ملاق ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
digital databases: دیتابیس های دیجیتال / پایگاه های دا ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
productivity challenges: چالش های بهره وری **مثال:** Remote ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
duplicated effort: کار تکراری / تلاش تکراری مثال: Usi ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
citation errors: خطاهای استناد مثال: Check your pap ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to exert oneself: 🔹 خود را به تلاش واداشتن / سخت کار ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take up exercise: 🔹 شروع به ورزش کردن / ورزش را شروع ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to train hard: 🔹 سخت تمرین کردن / تمرین فشرده داش ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to run the maraton: 🔹 ماراتن دویدن / شرکت در مسابقه ما ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a season ticket: 🔹 بلیط فصل / کارت اشتراک فصل He b ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to set a record: 🔹 ثبت رکورد / رکورد زدن She set a ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sports centre: 🔹 مرکز ورزشی / سالن ورزشی The new ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to go jogging: 🔹 به دویدن آهسته/دویدن نرم رفتن / ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a home game: 🔹 بازی در خانه / مسابقه در زمین خو ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to keep fit: 🔹 سلامت و تناسب اندام داشتن / حفظ ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be out of condition: 🔹 غیرمتناسب بودن / در وضعیت بد جسم ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a personal best: 🔹 بهترین رکورد شخصی / بهترین عملکر ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a personal trainer: 🔹 مربی خصوصی / مربی شخصی She hire ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to play tennis: 🔹 تنیس بازی کردن I play tennis ev ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an athletics track: پیست دو و میدانی یا مسیر دو و میدان ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an away game: بازی خارج از خانه یا مسابقه در زمین ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a brisk walk: پیاده روی تند / پیاده روی سریع I go ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a football fan: مه: 🔹 هوادار فوتبال / طرفدار فوتبا ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fitness programme: برنامه ی ورزشی / برنامه ی تمرینی م ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a football match: یک مسابقه فوتبال / یک بازی فوتبال W ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a football pitch: 🔹 زمین فوتبال / چمن فوتبال The pl ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a football season: 🔹 فصل فوتبال / دوره ی مسابقات فوتب ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to get into shape: 🔹 به فرم آمدن / رسیدن به تناسب اند ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inclusive education: Inclusive Education / آموزش فراگیر ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
duitsland: آلمان
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
less de tekst: هلندی lees de tekst به فارسی یعنی م ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to step up to the mark: عبارت انگلیسی to step up to the mar ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kunt: کلمه هلندی kunt به فارسی یعنی می تو ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tekst: کلمه هلندی tekst به فارسی یعنی متن ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ook: کلمه هلندی ook به فارسی یعنی هم / ن ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
luisteren: کلمه هلندی luisteren به فارسی یعنی ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mijn: مال من / من ( my ) کلمه هلندی: mij ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
naam: اسم / نام ( name ) کلمه هلندی: naa ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hoi: کلمه هلندی hoi به فارسی یعنی سلام م ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doie: کلمه هلندی doei به فارسی یعنی خداحا ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tot ziens: کلمه هلندی Tot ziens به فارسی یعنی ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that really stung: این واقعاً خیلی درد داشت / نیش زد. ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you must: عبارت “if you must” یه اصطلاح محاور ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you’re taken: عبارت “You’re taken” یه اصطلاح کوتا ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to play with your food: با غذا بازی کردن ( به جای خوردن آن ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a quick snack: یک میان وعدهٔ سریع / خوراکی کوتاه م ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a ready meal: غذای آماده / غذایی که قبلاً پخته شد ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to spoil your appetite: اشتها را از بین بردن / باعث شدن که ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to tuck into: با ولع و اشتها خوردن / مشغول خوردن ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to wine and dine: با غذا و نوشیدنی خوشگذرانی کردن برا ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to work up an appetite: با فعالیت بدنی یا حرکت گرسنگی ات را ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be full up: سیر بودن / کاملاً سیر شدن ( بعد از ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be starving hungry: خیلی خیلی گرسنه بودن / از شدت گرسنگ ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to bolt something down: غذا را خیلی سریع و با عجله خوردن ( ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be dying of hunger: از شدت گرسنگی در حال جان دادن بودن ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to eat a balanced diet: داشتن / رعایت کردن یک رژیم غذایی مت ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to follow a recipe: طبق دستورِ غذا عمل کردن / دستور پخت ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to foot the bill: صورتحساب را پرداخت کردن / خرج را حس ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fussy eater: بدغذا / کسی که خیلی در غذا سخت گیر ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the main meal: وعدهٔ غذایی اصلی ( معمولاً ناهار یا ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an integral part of the syllabus: بخشی جدایی ناپذیر از برنامه درسی ت ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to discriminate between sources: تمایز قائل شدن بین منابع / افتراق م ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to synthesise sources: ترکیب منابع / تلفیق منابع توضیح: و ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to assimilate knowledge: به خوبی درک کردن و هضم کردن دانش / ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take a year out: یک سال مرخصی گرفتن / یک سال فاصله گ ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
student centred education: آموزش مبتنی بر دانش آموز / Student ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a single sex school: مدرسه تک جنسیتی / مدرسه مخصوص پسران ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
private language school: مدرسه زبان خصوصی
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a graduation ceremony: مراسم فارغ التحصیلی
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to keep up with your studies: همگام بودن با درس ها / عقب نماندن ا ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be out of one's depth: بیش از توان یا دانش خود وارد موقعیت ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to give feedback: بازخورد دادن / نظر دادن / ارائه باز ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the workforce: نیروی کار مجموعه افرادی که شاغل هست ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
existential dimension: بعد وجودی
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flexible hours: ساعات کاری انعطاف پذیر برنامه کاری ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this matters to me: این برای من مهم است / این موضوع برا ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel a twinge: احساس یک نیشِ کوتاه / احساس درد خفی ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zero plans: هیچ برنامه ای نداشتن / صفر تا برنام ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quiet phone: گوشی ساکت / گوشی بی صدا ( از نظر پی ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to restructure: بازسازی ساختار / تجدید ساختار دادن ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to downsize: کوچک سازی / کاهش دادن اندازه یا نیر ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to attend classes: در کلاس ها شرکت کردن / در کلاس حاضر ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to outsource: برون سپاری کردن یعنی انجام بخشی از ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a rough day: یک روز سخت / یک روز افتضاح / روز پر ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hidden message: پیام پنهان / پیام مخفی معنایی که به ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to obtain a lot of real experience: کسب تجربه عملی فراوان به دست آوردن ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to resign: استعفا دادن کناره گیری کردن از سمت ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to employ: استخدام کردن به کار گرفتن به خدمت ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hours of work: ساعات کاری ساعات کار
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the working week: هفته کاری هفته کاری رسمی
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
day release programmes: برنامه های آموزش روزانه حین کار دو ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to measure: اندازه گیری کردن سنجیدن ارزیابی ک ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to enhance the level of job performance: �ارتقای سطح عملکرد شغلی�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the outdoor life: �زندگی در طبیعت� یا �زندگی در فضای ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to appreciate one's resume: �قدردانی کردن از رزومه کسی� یا �ارز ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to seek a job: �دنبال کار گشتن� یا �جستجوی شغل�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to broaden one's own knowledge: �گسترش دادن دانش خود� یا �افزایش دا ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to bulid a strong relationship: �ایجاد رابطه مستحکم� یا �بناء کردن ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to manage conflict: �مدیریت تعارض� یا �کنترل اختلاف�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inadequate development: تکامل ناکافی / رشد نارس ( در مورد ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
active lifestyle: �سبک زندگی فعال� یا �زندگی پویا�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be called for an interview: �برای مصاحبه فراخوانده شدن�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be your own boss: �خودت رئیس خودت باشی� یا �کارفرما ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to do a job share: �کار اشتراکی کردن� ( یعنی تقسیم ی ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a heavy workload: �حجم کار سنگین� یا �بار کاری زیاد�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a high powered job: �شغل پرزرق وبرق / پرنفوذ� یا �شغل ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one of the perks of the job: �یکی از مزایای شغل�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be self employed: �خویش فرما بودن� یا �خوداشتغالی� به ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be stuck behind a desk: �پشت میز گیر کردن� یا �محدود به ک ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take early retirement: �بازنشستگی زودهنگام گرفتن�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be well paid: �حقوق خوب گرفتن� یا �دستمزد بالایی ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to work with your hands: �کار یدی کردن� یا �کار فنی دستی�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to play an integral part: �نقش کلیدی/اساسی داشتن� یا �جزء ل ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rewarding perk: �مزیت رضایتبخش� یا �پاداش ارزشمند�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blocked nose: گرفتگی بینی
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
too feel poorly: احساس ناخوشی داشتن
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fit as a fiddle: کاملاً سرحال و سالم بودن
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to go down with a cold: سرما خوردن
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to go private: خصوصی شدن / به بخش خصوصی رفتن
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a filling: پر کردن دندان
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a heavy cold: سرماخوردگی شدید
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make an appointment: وقت گرفتن / نوبت گرفتن
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make a speedy recovery: بهبودیِ سریع پیدا کردن
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to phone in sick: با تلفن مرخصی بیماری گرفتن / اطلاع ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pull a muscle: عضله اش کشیده شدن / عضله ای را کشید ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a runny nose: آبریزش بینی
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
secondary lifestyle: سبک زندگی ثانویه توضیح: این اصطلاح ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ashes and pains: �درد و رنج�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be at death's door: در آستانهٔ مرگ بودن
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be over the worst: از بدترین مرحله گذشتن / از بدترین و ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to read something from cover to cover: �از اول تا آخر خواندن� یا �از جلد ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to see a film: دیدن یک فیلم
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to flick through: �ورق زدن� یا �به سرعت نگاه کردن�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the setting: �فضا� یا �صحنه� ( در داستان )
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
showings: �سانس ها� یا �نوبت های نمایش�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take out a book from the library: �کتاب از کتابخانه امانت گرفتن�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to tell the story of: �داستان . . . را روایت کردن�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to watch a film: �فیلم دیدن�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
broaden one's horizons: �گسترش دادن دیدگاه�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
imported films: �فیلم های خارجی�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to get a good review: �امتیاز خوب گرفتن� یا �فیدبک خوب گر ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to go on general release: �به نمایش عمومی درآمدن� ( برای فیلم ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a historical novel: �رمان تاریخی�
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a low budget film: یک فیلم با بودجه کم
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the big screen: �روی پرده بزرگ� یا �روی پرده سینم ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a box office hit: فیلمی بسیار پرفروش / موفق در گیشه
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to catch the latest movie: آخرین فیلم را دیدن / فیلم جدید را ت ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to come highly recommended: بسیار توصیه شدن / به شدت توصیه شده ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to move into: به مکانی نقل مکان کردن / وارد خانه ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be stuck in time: در زمان گیر افتادن احساس ایستایی و ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
permanent address: نشانی دائم / آدرس ثابت / محل سکونت ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rented accomodation: محل اقامت اجاره ای / مسکن اجاره ای
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spacious room: اتاق جادار / اتاق وسیع
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
engrossed in: غرقِ چیزی شدن / کاملاً جذبِ چیزی شد ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take out a mortgage: وام مسکن گرفتن / وام برای خرید خانه ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ideal home: خانهٔ ایده آل / خانهٔ مطلوب / خانهٔ ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to live on campus: در محوطهٔ دانشگاه زندگی کردن / خواب ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to look good in: در ( لباس/رنگ/مدل خاصی ) خوب به نظر ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the catwalk: روی کت واک / روی صحنهٔ نمایش مُد م ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a slave to fashion: اسیر مد بودن / کسی که بردهٔ مُد است ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to suit someone: به کسی آمدن / به کسی زدن / به کسی ب ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take pride in one's appearance: به ظاهر خود اهمیت دادن / به ظاهر خو ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
classic style: سبک کلاسیک
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to dress for the occasion: لباس متناسب با موقعیت / مناسبت پوشی ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to go out of fashion: از مد افتادن دیگه مُد نبودن قدیمی ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the height of fashion: اوج مُد بودن / نهایت مُد روز معادل ...
٤ هفته پیش