نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bee jay: A blowjob
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smudgepot: به نوعی، شومینه یا همون بخاری هست ک ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poleyn: زره زانوان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gyron: در واقع همان سه گوش های روی سپر هست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
two time loser: بازنده تمام عیار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tolerable well: خوب ، شکر در پاسخ به احوال پرسی هم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
telegraph one's punches: قصد خود را نشان دادن لو دادن مسیر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the stage: مرکز توجه شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take solace in something: دل خوش کردن آرامش یافتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stink on ice: فاسد و مشکوک بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sprout wings: بال درآوردن کنایه ای از به شدت خوب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spew one's guts: ۱ - استفراغ کردن ۲ - لو دادن ، افشا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snatch victory from the jaws of defeat: لحظه آخر بردن خطر باخت از بیخ گوش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smile when you say that: معنای خودشه ، در موقعیتی به کار میر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slip between the cracks: به فراموشی سپرده سدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
since time immemorial: از دیرباز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
screwed blued and tattooed: ۱ - کلاه گشادی سر کسی رفتن ۲ - مست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run it down: ماجرا را تعریف کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rule with a velvet glove: با نرمی و مهربانی با مسائل برخورد ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
romp on: ۱ - سرزنش کردن ۲ - شکست کامل دادن ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run a make on someone: سوابق کسی را بررسی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rest is gravy: بقیش دیگه آب خوردنه از اونجا به بعد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the arm on someone: فشار آوردن بر کسی برای انجام کاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the clamps on: متوقف کردن کسی یا چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raise one's sight: افق دید بالا داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put a plug in for someone: هوای کسی را داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pushed for money: در مضیقه مالی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pound a beat: مسیری معمول را طی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play it for all it's worth: از فرصت پیش آمده نهایت بهره را بردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
picked over: داغون ، کثیف ، بدردنخور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
patch a quarrel up: پایان دادن به بحث و جدل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
place a strain on: تحت فشار گذاشتن به برهمایی واژه pl ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play the heavy: نقش آدم بده را بازی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pardon me for living: بابا بیا نفسمونم بگیر راحت شی! ( در ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the other place: جهنم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of the closet: افشای گرایش جنسی ( معمولا با هم جنس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of the hole: بدهی را پرداخت کردن ، از مضیقه مالی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the stick: مشغول شدن به کار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the throne: ۱_ در حال پادشاهی کنونی ۲_ نشسته رو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the front burner: در فهرست اولویت ها
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not know which end is up: ندانی دنیا چه خبره ، اوضاع از چه قر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off on a sidetrack: از موضوع اصلی خارج شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make the scene: شرکت در مراسمی تصویرسازی کردن یک صح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make out like a bandit: سود خوبی به جیب زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make points with someone: چاپلوسی کسی را کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like fighting snakes: کار سخت و چالش برانگیز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
living end: آدم معرکه اصطلاحا ته کار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like a bump on a log: بی کار و علاف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold no brief for: تحمل چیزا را نداشتن و برنتابیدن
١ سال پیش
١