١ رأی
٢ پاسخ
٢١٠ بازدید

معادل فارسی برای کلمه ی  "  مانفیست"  چی داریم ؟

١ سال پیش
٠ رأی

درود و وقت به خیر  معادل‌های واژه manifest در فارسی؛  ظهور، پیدایش، هویدا،  آشکارسازی 

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٣ پاسخ
٥١٧ بازدید

سلام ممنون میشم راهنماییم کنید اگر بخوام بگم برای امتحان یکی  در میان بشینید چی باید به انگلیسی بگم؟ متشکرم ✨

٥٧٨
١ سال پیش
٠ رأی

درود و وقت به خیر  به این نوع از چیدمان نشستن،  عباراتی نظیر 1. Socially distanced seating 2. Alternate seating 3. Staggered seating 4. Spaced-out seating  اطلاق می‌شود. پس می‌توان ...

١ سال پیش
٠ رأی
٥ پاسخ
٢٩٩ بازدید

one is glad to be of service ,  این جمله اولا گرامرش درست هست یا نه ، ثانیا ترجمه دقیقش چی میشه ؟ 

١ سال پیش
١ رأی

درود و وقت به خیر  اولا؛ گرامر صحیح است و ساختار جمله بصورت  subject + verb + complement می‌باشد. ثانیا؛ معنای عبارت این است که گوینده خوشحال یا خشنود است که کمک کرده یا به کسی خدمتی ارائ ...

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٩ پاسخ
٤,٨٤٩ بازدید
١٦,٠٠٠
تومان

در مورد یک بحث در روانشناسی است که اولین  بار توسط یک روانشناس  معروف غیر  ایرانی مطرح شد

٠ رأی

درود و وقت به خیر  Existential: relating to the existence of humans or to existentialism یعنی؛     وجودی، مربوط به هستی، هستی‌گرا ● اگزیستانسیالیسم یکی از مکاتب مهم فلسفی قرن بیستم است که بر اصالت وجود انسان و تقدم آن بر ماهیت او تأکید دارد و انسان را محکوم به آزادی و انتخاب می‌داند. انسان با انتخاب‌هایش ماهیت خود را رقم می‌زند و باید مسئولیت انتخاب‌هایش را نیز بپذیرد.

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
١٥١ بازدید

 اصطلاح انگلیسی معادل  " نرخ از دست دادن مشتریان در یک دوره زمانی مشخص"

٤,٥٥٨
١ سال پیش
١ رأی

درود و وقت به خیر  دو اصطلاح "customer churn rate"  و  "customer attrition rate" پیشنهاد می‌گردد. 

١ سال پیش
١ رأی
٣ پاسخ
١٩٠ بازدید

any ??                                      

١ سال پیش
١ رأی

 درود   و وقت به خیر  procrastinate: [verb] Synonyms:   delay, dally, drag one's feet (informal) , gain time, play for time, postpone, put off, stall, temporize

١ سال پیش
٢ رأی
٣ پاسخ
٢٣٥ بازدید

کلمه های روز های زوج و فرد به انگلیسی

١ سال پیش
٠ رأی

درود و وقت به خیر  نکته‌ای که باید به آن توجه داشت، این است که؛ ما در زبان انگلیسی مفهومی تحت عنوان روز زوج و روز فرد، نداریم! این اصطلاح در زبان فارسی به این دلیل رایج می‌باشد که در اسامی روزهای هفته، نام اعداد آمده است.   در انگلیسی باید نام روزها گفته شود و صفت زوج و فرد به کار نمی‌رود.

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
١٧٢ بازدید

کاربرد اصطلاح محاوره ای  " Have bigger fish to catch" رو بگید لطفا 

١ سال پیش
١ رأی

درود و وقت به خیر  have other/bigger fish to fry: to have something more important or more interesting to do یعنی؛ کار مهم‌تری برای انجام دادن، داشتن! مثال؛ "I'm not going to argue about who left the office lights on; we have bigger fish to fry, like meeting our project deadlines."

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
١٨٦ بازدید

معنی اصطلاح  " Keeping tabs on"

١ سال پیش
١ رأی

درود و وقت به خیر  در تکمیل پاسخ کاربر Baran m؛ ● Keep (close) tabs on somebody/something > To watch someone or something carefully to check what they are doing > To observe carefully

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٣ پاسخ
١٦٥ بازدید
چند گزینه‌ای

 Sheila put in …. Water.

١ سال پیش
١ رأی

درود و وقت به خیر  با توجه به این که واژه water غیرقابل شمارش است، کلمه much برای آن به کار می‌رود.

١ سال پیش