پاسخهای زینب سرآمد
حرف اضافه ی مناسب منتظر بودن در انگلیسی کدامه ؟ (for / at)
He was waiting at the bus stop. at برای نقطه ای مشخص(محلی که در آنجا منتظربوده). He was waiting for the bus. for برای مفعول (چیزی که برایش منتظر بوده).
این جمله مجهول گذشته است و شکل مثبت جمله این میشود: You were born . حالت سوالی میشود: Were you born? حالا اگر یک عبارت به جمله سوالی اضافه کنیم ، این میشود: What day of the week were you born? چه روزی از هفته بدنیا آمدی؟ فرمول جمله مجهول گذشته این است: Object+ was/were+ past participle
پاسخ صحیح گزینه اول است فردا لازم نیست(مجبور نیستم)صبح زود بلند شوم روز مرخصی ام است. I must=من باید I mustnt=من نباید I havent to= ترکیب اشتباهی Have to/ has to بااینکه فعل کمکی هستند برای سوالی منفی کردن جمله احتیاج به do/does دارند البته گذشته ایندو had to می شود که برای سوالی منفی شدن به did احتیاج دارند.
برام جالبه که تعداد قابل ملاحظه ای سوال رو لایک می کنند بعد همون تعداد جواب ها رو لایک میکنند و از همه جالبتر ،همون تعداد کاربر شاکی رو لایک می کنند ؟!!! اینجا چه خبره
Cut off از جمله افعال چند قسمتی یا phrasal verbs است که میتوان مفعول را بین دو قسمت فعل قرار داد: Could you cut your arm off? اگر مفعول بصورت ضمیر باشد میتواند بعد از فعل بیاید؛ Could you cut it off?
Hamlet sees him and he knows the truth.
زمان جمله حال ساده است .در این زمان اگر فاعل سوم شخص باشد فعل جملهs یا es سوم شخص می گیرد : He sees him. He knows the truth. سوم شخص ها یا بصورت ضمیر می آیند(He,she,it) یا بصورت اسامی خاص(my friend,Alex,Mary,..) سایرفاعلها نیازی به s,یا es ندارند: They see him. You know the truth.
مثلا: In books you learned بشه you learned in books
در بعضی موارد می شود ساختار جمله را بصورت محدود تغییر داد. مثلا روی دولار آمریکا نوشته شده: In God we trust این برای تاکید بر نام خداوند است و صورت درست جملهاین است: We trust in God
این جمله گذشته ساده مجهول است: به پسر شاه گفته شد Object+be+past participle The king's son+ was+told
macbeth feels bad about killing him
Killing در اینجا فعل نیست بلکه اسم مصدر یا همان gerund است به معنای کشتن: مکبث در مورد کشتن او احساس بدی می کند.
nut به معنی آجیل قابل شمارش است و میتواند s جمع بگیرد: The squirrel sat and ate his nut, it had a lot of nuts. nuts به معنای دیوانه، مفتون و مجنون صفت است : You must be nuts to go climbing mountains in winter.