پاسخهای Sm
به شور انگیختن چندین مکن زور که شیرین تلخ گردد چون شود شور ✏ «نظامی»
درود،شور و زور جناس ناقص اختلافی،شور و شور جناس تام،شیرین و شور تلخ تضاد ،شیرین ایهام دارد.
شکر خواهی و شیرین نیز خواهی شکار ماه کن یا صید ماهی ✏ «نظامی»
در ود شکر و شیرین هر دو ایهام دارد و ماه و ماهی و شکر و شکار جناس ناقص افزایشی است.
باید سال باشد البته شش ماه اول ۳۱روزه و پنج ماه دوم ۳۰ روزه و ماه آخر ۲۹ روزه است.
گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم لابه بنده گوش کن گوش مخار ای صنم منظور از " دم مده " ، " باده " و " صنم " چیست ؟
فریفتن ،،فریب دادن،جادو کردن،
بسی کوشیدم اندر پادشایی مگر عیدی کنم بیروستایی ✏ «نظامی»
درود عیدی کردن خوشگذرانی و جشن گرفتن و روستایی در اینجا مزاحم نا آگاه و مخل آسایش است.
ز پای آن پیلبالا را نشاندند به پایش پیلبالا زر فشاندند ✏ «نظامی»
در مصراع اول بلند قامت و تنومند و در مصراع دوم به اندازه قامت پیل یعنی بسیار زیاد
سلام برای نمونه «او رفت؛ یعنی دوران خوشی سر آمد» یا «یعنی باید رفت»
درود ،قید تفسیر باید باشد
ز گریه بلبله وز ناله بلبل گره بر دل زده چون غنچهٔ گل ✏ «نظامی»
درود ،در نسخه تصحیح شده از وحید دستگردی و چند جای دیگر که من خوانده و شنیده ام صراحی معنی شده
صفت های "فاعلی ، نسبی ، مفعولی و لیاقت " به ترتیب در کدام سروده ها آمده ؟ در میان عشق بازان کوه کن مردانه رفت باغی از رنگینی گفتا دیدم دیدنی که شدساختع کارش از زهر چشم رو یر بنه به بالین تنها مرا رها کن
درود، در اینجا کوه کن صفت فاعلی، مردانه صفت نسبی، ساخته صفت مفعولی و دیدنی صفت لیاقت است.
چون غنچه تصویر، دلم جمع ز تنگی است امید گشایش ز نسیم سحرم نیست آیا در مصراع اول آرایه پارادوکس وجود داره؟؟ دلیل بر اثبات حرفتون؟؟
درود این مصرع اگر این گونه سروده شده بود آرایه پارادوکس داشت( چون غنچه تصویر، دلم« باز »ز تنگی است ). ولی اکنون به هیچ عنوان آرایه پارادوکس ندارد.