نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for better or worse: تحت هر شرایطی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
backpedal: عقب نشینی از مواضع، اظهارات، نظرات، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
damn: I don't give a damn about you پشیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
what are you up to: ترجمه درست اینه: چه کاره ای؟ برنام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
visionary: دور اندیش، آینده نگر، با بصیرت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
funnel: جمع آوری اطلاعات یا وسایل یا پول و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
over the edge: put/push/send/drive someone over th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run over: 1 - زیر گرفتن 2 - توضیح مختصر دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
live up to: we can't live up to your ideals ما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tryout: دوستان توجه کنید که try out به معنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
partial: به کمک عبارت partial to something م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in sight: قابل حصول، قابل دستیابی در دسترس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feature: I want to feature my brother on my ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
suit yourself: تقریبا با as you wish هم معنیه یعن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
surrogate: surrogate father ناپدری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in a perfect world: در دنیایی ایده ال یا در دنیایی بی ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
back out: کنار کشیدن، جا زدن، میدون را خالی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
handyman: به کسی میگند که در استفاده از ابزار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hand back: به معنی برگرداندن، پس دادن، برگشت د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to compound the problem: از این بدتر وقتی است که، مشکل وقتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come up short: دست نیافتن، نائل نشدن، کم آمدن، ناک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

انتخاب عکس پروفایل

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

تکمیل درباره من

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
turnaround: turn around the situation اوضاع را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠٠ رای

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hang up on: گذاشتن گوشی تلفن، قطع کردن تلفن، خا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hang up on: گذاشتن گوشی تلفن، قطع کردن تلفن، خا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
buy in: 1 - خریدن تعداد زیادی از چیزی 2 - ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
roll up: خلاصه شدن my efforts, knowledge, st ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go to strategy: استراتژی ارائه به بازار ( go - to s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hire: فرد استخدام شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hire: فرد استخدام شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on board: روی غلطک انداختن ( راه انداختن ) اف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring to the table: فراهم نمودن یا تهیه کردن چیزی که من ...
٢ سال پیش