پیشنهادهای مجید خوش خلق سیما (١,٩٩١)
به ایرانی : پیام رسانی کردن
به ایرانی : سره شدن - روشن شدن - بدون آلودگی بودن
به ایرانی : سره شده - روشن شده
خود پایی = پاییدن خود
به ایرانی : پزشک دو کشور - پزشک فرا مرزی
به ایرانی : پزشک دربار
به ایرانی : پزشک پرنده
به ایرانی : داد پزشکی
به ایرانی : داد پزشکی
به ایرانی : پزشکِ مینوی
به ایرانی : پزشک دل
به ایرانی : میوه نوچیده
شاید واژه ایرانی نوچیده برای بار درخت ها یا میوه فراخور باشد - میوه تازه = میوه نوچیده
همبودگاهی
به ایرانی : نبودن - پدید نداشتن و در برخی باره ها شهامت نداشتن
به ایرانی : بودشِ ویری - هستاری ویری - پدیده ویری
به ایرانی : هستی کسانه - باشندگیِ کسانه - هستِ کسانه
به ایرانی : بدونِ درآیش - بی درآیش
واژه ای ایرانی برابر با واژه بیگانه غرور
برابر با ستمکار
ریاکارانه
همراه با دورویی - همراه با دو رنگی
به ایرانی : پدید آمدن - پیش آمدن
پیش آمدن - پدید آمدن
به ایرانی : پیش آمدن
به ایرانی : در داشتاری
باره بهره مندی
به ایرانی : هنایش نداشتن
به ایرانی : مرزین شدن
شاید کارمایه هم بتواند جایگزینی بایسته برای واژه بیگانه استعداد باشد
ساختن دروغ
به ایرانی : از روی خودمانی بودن - از روی پاکدلی - از روی خودمانی شدن
به ایرانی : از روی درستی و یکرنگی
به ایرانی : از رویِ شگفتی فریاد زدن
به ایرانی : از رویِ نما یا از رویِ پیدایی
به ایرانی : از رویِ دشمنی
روش : گونه جنبش و ریختِ رهسپاری در کار و یا در راستای هر هدف
به ایرانی : روشن اندیش دینی
به ایرانی : روشن اندیش ساختن
به ایرانی : روشن اندیش نما
به ایرانی : روشن اندیشان
به ایرانی : روشن اندیشانه
به ایرانی : روشن اندیش کنونی
به ایرانی : روشن اندیشی
سامان داد
میزان کمی از او دانستن چمار می شود
درباره شمار کمی از چیزها به کار می رود . مانند : دو سه تا بشقاب . دو سه تا پتو - دو سه تا لباس
به ایرانی : سازگار کردن - برابر کردن
به ایرانی : سازگار با آرمان - برابر با خواسته
به ایرانی : برابری دهنده - سازگاری دهنده