پیشنهادهای مجید خوش خلق سیما (١,٩٩١)
برابر وازه نیکوکار
انجام ندادنِ خویشکاری های پیوسته با کس
به ایرانی : لگام در رفته - از هم وا رفته - فرسوده . در هر جا کاربردی گوناگون دارد
اخویشکار واژه ای ایرانی در برابر خویشکار چم ناخویشکار - شانه خالی کننده از خویشکاری
در برخی باره ها اندازه هم چمار می شود
در پناه بودن از هرگونه گزند
به ایرانی : پایه نخست
به ایرانی : بدونِ چرایی - بدونِ شوندِ نشانه
دور از زادگاه بودن - ناشناخته بودن - دور از آشنایان زیستن
به ایرانی : آمیخته شدن
دستاویز شدن - مایه شدن
شاید واژه فراسویی و یا مینوی جایگزین بایسته ای گردد برای واژه بیگانه عرفانی
به ایرانی : در سرامد تندرستی
به ایرانی : در سرامدِ ناباوری
به ایرانی = در سرامدِ شگفت زدگی
به ایرانی = در سرامدِ ژرف نگری
به ایرانی : در سرامدِ - مانند : در کمال دقت = در سرامدِ ژرف نگری
پایه ریزی
به ابرانی : نابرابری همبودین
چند و چونی درونی
به ایرانی : انگ زدن - دروغ بستن
هوده روشن
فراخویی برابر پارسی واژه بیگانه اخلاقی می تواند باشد - اخلاقی = فراخویی
پایان کار - میانه آماج هم چمار می گردد
همراه با کامیابی
کامجویی - مزه خواهی -
به ایرانی : روایی کردن - روایی دادن
سازنده
به انجام رسانیده
با ستمگری
به ایرانی : یاوری کردن - نیرو رسانیدن - دستگیری کردن
به ایارنی : پذیراندن
به ایرانی : سهش ها
به ایرانی : مهار کردن - مهاریدن
به ایرانی : سود بخش - بهره دهنده
هر آنچه زمان را به خود ویژگانی کند - هر آنچه زمان را هدر دهد در هر جا به گونه ای چمار می گردد
به ایرانی : شماره دادن - شماره دادن در راستای برتری سنجی
به ایرانی = استواندن فرهود
شوند آوری می تواند برابر ایرانی وازه بیگانه استدلال باشد
به ایرانی : خواهان - آرزومندان
فرهودها
فراتر از شیدایی
به ایرانی : از خود چشم برداشتن - از خود نگاه برداشتن
ایستادگی بازدارنده
تازه
می تواند جایگزین حسرت به دل شدن یا حسرت به دل ماندن گردد
به ایرانی = شوند آوری ها
واژه خوشبویه ایرانی جایگزین واژه "عطر" بیگانه - خوشبویه = عطر
آشنایِ دیرینه
گزند - آفت