نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
walk over: وقتی در مسابقه ورزشکار به دلیلی ( آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overquote: برآورد قیمتی بالا دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
soup: توان و کارایی موتور را بالا بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
finicky: سخت پسند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jumping over the moon: خیلی خوشحال
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tax evader: کسی که از دادن مالیات فرار میکند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reflate: گسترش تولید و تحرک اقتصادی ( بدست د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prop up: تقویت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't place it: نمیتوانم به خاطر بیاورم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
island: میز کمدی بزرگ وسط آشپزخانه ( که بعض ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch a few winks: یه چُرتی زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pants soiling: شلوار خود را کثیف کردن ( بی ادبانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ran afoul of: دچار ستیز و ناسازگاری شدن با
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pun: شوخی با کلمه ای که معنی دوپهلو میده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nut ball: آدم احمق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
guilty as sin: کاملن گناهکار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dead wrong: کاملن در اشتباه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rolled oat: جو پرک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hemostat: ( پزشکی ) ابزاری که کار انبر برای گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blank cartridge: تیر مشقی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chiseler: آدم تیغ زن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retain: در اختیار داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
theocratic: دین سالار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
theocratic: دین سالار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roller bag: ساک یا چمدان چرخدار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
race out: بسرعت بیرون رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
race out: بسرعت بیرون رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
overcomplicate: بیش از حد پیچیده کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ding: غرشدگی، فرو رفتگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
represent: یه سفارش به زبان آموزان: چون مانند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that is it: همینه !
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
easement: حق گذشتن یا استفاده از زمین کس دیگر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
set back: پسرفت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
flatlander: ( آمریکا ) غریبه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smart as a whip: بسیار تیزهوش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
awol: کوتاه شده ی "Absent Without Officia ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slick sleeve: سرباز یا نظامی جنگ ندیده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feedback: به صدای جیغ مانند و ناهنجاری که از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's head on the block: شهرت و اعتبار خود را وسط گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be easier said than done: گفتنش آسونه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give lip: بد دهنی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull over: دوستان آبادیس پیش از اینم پیشنهاد د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plug: او پایش به سیم گیر کرد و دوشاخه را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
do over: شانس دوباره انجام دادن یا آزمودن چی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aneurysm: گشادی رگها
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
self termination: خود - نابودکن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lakebed: بستر دریاچه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rustle up: با عجله چیزی را فراهم و تهیه کردن
٢ سال پیش