نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
babeufism: مساوات طلبی افراطی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
babtail: اوباش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
baby kisser: کاندیدا یا جویای مقامی که برای جلب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
backcheck: بررسی سوابق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
backcheck: بررسی سوابق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
back copy: ( مجله و روزنامه ) شماره پیشین، شما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
back copy: ( مجله و روزنامه ) شماره پیشین، شما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
back out of: دبه کردن، از اجرای توافقی شانه خالی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
back out of: دبه کردن، از اجرای توافقی شانه خالی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
backhander: رشوه ( عامیانه )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
backhander: رشوه ( عامیانه )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
back issue: ( مجله و روزنامه ) شماره پیشین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
back issue: ( مجله و روزنامه ) شماره پیشین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a 2 air force intelligence: سرویس اطلاعات نیروی هوایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a 2 air force intelligence: سرویس اطلاعات نیروی هوایی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aafce allied airforces central europe: نیروی هوایی متحد اروپای مرکزی ( نات ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
AAS: مطالعه تحلیل منطقه ای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
AB: پایگاه هوایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
AB: پایگاه هوایی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
abandon all hopes: از همه چیز قطع امید کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
abandon all hopes: از همه چیز قطع امید کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
abandoned territory: سرزمین رها شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
abandoned territory: سرزمین رها شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
abandonment of sovereignty: ترک سیاسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
abandonment of sovereignty: ترک سیاسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
consumer goods: کالای مصرفی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
consumer goods: کالای مصرفی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اعتراض کردن به انتخابات: Contest an election
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
اصلاح کردن: Make amends
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تنظیم کردن: Draw up
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تنظیم کردن: Draw up
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نان را به نرخ روز خوردن: Know witch side one's bread is butt ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دادگاه بخش: Magistrate's court
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دفتر ثبت اسناد: Register of deed
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کارهای عام المنفعه: Social service
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کاربرد شناسی: Proxemics
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نماد شناسی: Kinesics
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پردازش همزمان: Concurrent processing
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تشییع جنازه کردن: To attend a funeral
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کاری که از روی عادت بکنند: Rote
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ناهنجاری: Aberration
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
babbling: بیهوده گویی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بیهوده گویی: Babbling
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
babish: استهزا کردن
٢ سال پیش
١