پیشنهاد‌های سیدحسین اخوان بهابادی (٣,٢١٥)

بازدید
٩,٣٦٢
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی /pas pasaki/ به معنای� عقب� و قهقرا ، پسکی�/pasaki / گفته می شود. در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی رفتن/p ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پس ترقیدن/pastaraghghidan/ در گویش شهرستان بهاباد به معنای واترقیدن. [ ت َ رَق ْقی دَ ] . پسرفت ( متضاد پیشرفت ) وتنزل است. گاهی در جامعه چیزهایی می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پس ترقیدن/pastaraghghidan/ در گویش شهرستان بهاباد به معنای واترقیدن. [ ت َ رَق ْقی دَ ] . پسرفت ( متضاد پیشرفت ) وتنزل است. گاهی در جامعه چیزهایی می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد به کربلایی رضا، کبلرضا/kablarazaa/ یا کبرضا/kabrazaa/ گفته می شد. بطور مثال، مرحوم علیِ کبلرضا، فردی بودند که اسمشان علی بود و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد به کربلایی رضا، کبلرضا/kablarazaa/ یا کبرضا/kabrazaa/ گفته می شد. بطور مثال، مرحوم علیِ کبلرضا، فردی بودند که اسمشان علی بود و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روخونه/rukhuneh/ رودخانه ( گویش شهرستان بهاباد ) در ضمن، در این شهرستان رودبند به معنای سیل بند بکار برده می شود. چون رود دایمی در شهرستان وجود ندا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد، رودبند به معنای سیل بند بکار برده می شود. چون رود دایمی در شهرستان وجود ندارد، وقتی سیل می آید رودخانه ها ( روخونه: تلفظ محلی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد، رودبند به معنای سیل بند بکار برده می شود. چون رود دایمی در شهرستان وجود ندارد، وقتی سیل می آید رودخانه ها ( روخونه: تلفظ محلی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناشور/naashur/ در گویش شهرستان بهاباد به معنای ناشسته، ناشوی و کثیف است. چرا ظرف ها ناشوره؟ ( شسته نشده )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناشور/naashur/ در گویش شهرستان بهاباد به معنای ناشسته، ناشوی و کثیف است. چرا ظرف ها ناشوره؟ ( شسته نشده )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

ثُمَّ کَانَ عَاقِبَهَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ ( سوره یونس: ۱۰ ) . السُّوأَىٰ ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

رجوع شود به اساءوا. ثُمَّ کَانَ عَاقِبَهَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ ( سوره یونس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عذاب قوم های نوح، عاد و ثمود: ﻗﻮم ﻧﻮﺡ ( ﻃﻮﻓﺎﻥ ) ﻭ ﻗﻮم ﻋﺎﺩ ( ﺑﺎﺩ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻣﺴﻤﻮم ) ﻭ ﻗﻮم ﺛﻤﻮﺩ ( ﺻﺎﻋﻘﻪ ) برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

عذاب قوم های نوح، عاد و ثمود: ﻗﻮم ﻧﻮﺡ ( ﻃﻮﻓﺎﻥ ) ﻭ ﻗﻮم ﻋﺎﺩ ( ﺑﺎﺩ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻣﺴﻤﻮم ) ﻭ ﻗﻮم ﺛﻤﻮﺩ ( ﺻﺎﻋﻘﻪ ) برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عذاب قوم های نوح، عاد و ثمود: ﻗﻮم ﻧﻮﺡ ( ﻃﻮﻓﺎﻥ ) ﻭ ﻗﻮم ﻋﺎﺩ ( ﺑﺎﺩ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻣﺴﻤﻮم ) ﻭ ﻗﻮم ﺛﻤﻮﺩ ( ﺻﺎﻋﻘﻪ ) برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دقت کنید مَدْیَن با مداین فرق می کند. مَدیَن نامی جغرافیایی است در شمال غربی شبه جزیره عربستان. برخی محققان این شهر را جزو شهرهای شام به حساب آورده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرا اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی نام گرفته است: طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز اول اردیبهشت یادروز سعدی می باشد. کوروش کمالی سروستانی، مد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرا ۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ نام گرفته است: کوروش کمالی سروستانی، پژوهشگر، زبان شناس و نویسنده که روز بزرگداشت حافظ را به ثبت رسانده در خصوص چگونگی ...

پیشنهاد

در گویش شهرستان بهاباد از این ترکیب عطفی استفاده می شود. حرکات و سکنات. [ ح َ رَ ت ُ س َ ک َ ] یعنی رفتار و کردار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

در گویش شهرستان بهاباد، چپ اندر چار/chapandarchaar/ یعنی کج ومعوج. قیافه چپ اندر چار، چه حرف های چپ اندر چاری نوشته، چه خط چپ اندر چاری. چپ اندر قی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد، چپ اندر چار/chapandarchaar/ یعنی کج ومعوج. قیافه چپ اندر چار، چه حرف های چپ اندر چاری نوشته، چه خط چپ اندر چاری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خدا به سر شاهده. خدا بالای سر شاهد است. در گویش شهرستان بهاباد خدا سر شاهده/khodaa sar shaahede / گفته می شود و نوعی قسم محسوب می شود. مثلا خدا سر ...

پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد، به جای خدا به سر شاهده، خدا سر شاهده/khodaa sar shaahede / گفته می شود و نوعی قسم محسوب می شود. مثلا خدا سر شاهده رفتم ولی بس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کَلافِ سَر دَر گُم

پیشنهاد

اِشلونَک: یعنی حالت چطوره؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آنکه نوعی صابون محسوب می شود اِشنان یا اشنون است گیاهی که در قدیم با آن رخت و یا دست می شستند و کار صابون را داشته است. رجوع شود به اشنان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اِشنان. در گویش شهرستان بهاباداِشنان، اِشنوم تلفظ می شود گیاهی که در قدیم با آن رخت و یا دست می شستند و کار صابون را داشته است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اِشنان. در گویش شهرستان بهاباد اِشنوم تلفظ می شود گیاهی که در قدیم با آن رخت و یا دست می شستند و کار صابون را داشته است.

پیشنهاد

نام بلاگ:اصطلاحات عربی در اربعین ( عبارات مهم در پیاده روی اربعین )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سَرپایی. در گویش شهرستان بهاباد سَرپایی به معنای دمپایی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سَرپایی. در گویش شهرستان بهاباد به معنای دمپایی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

گُمْب : ( gomb ) در گویش شهرستان بهاباد و گناباد به معنی صدای زمین افتادن چیزی ، صدای پا هنگام راه رفتن. مثال یک چیزی گُمبی از اون بالا افتاد پایین. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

گُمْب : ( gomb ) در گویش شهرستان بهاباد و گناباد به معنی صدای زمین افتادن چیزی ، صدای پا هنگام راه رفتن. مثال یک چیزی گُمبی از اون بالا افتاد پایین. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک کَلِّه:در گویش شهرستان بهاباد به معنای بی وقفه، پشت سر هم، یکسر و یکسره است. یک کله کار کردن یا یک کله درس خوندن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

در گویش شهرستان بهاباد آدم بی کله کسی است که دارای جسارت است ولی بدون عقل و منطق. جرائت بر کاری می ورزد که مردم عموماً از آن صرف نظر می کنند. بی پروا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

در گویش شهرستان بهاباد، کَلِّه شدن به معنای خیت شدن، کنفت شدن و ضایع شدن است. مثال: از اینجا نرو کله میشی ورمیگردی ( از این مسیر مرو که خیت می شوی و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در گویش شهرستان بهاباد، کَلِّه شدن به معنای خیت شدن، کنفت شدن و ضایع شدن است. مثال: از اینجا نرو کله میشی ورمیگردی ( از این مسیر مرو که خیت می شوی و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گویش شهرستان بهاباد، کَلِّه شدن به معنای خیت شدن، کنفت شدن و ضایع شدن است. مثال: از اینجا نرو کله میشی ورمیگردی ( از این مسیر مرو که خیت می شوی و نم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرومب/goromb/ ( اِصوت ) یا گُمب/gomb/ ( اِصوت ) در گویش شهرستان بهاباد صدای افتادن یا خوردن چیزی نسبتاً سنگین و معمولا توپر است. یه صدای گرمبی اومد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرومب/goromb/ ( اِصوت ) یا گُمب/gomb/ ( اِصوت ) در گویش شهرستان بهاباد صدای افتادن یا خوردن چیزی نسبتاً سنگین و معمولا توپر است. یه صدای گرمبی اومد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرومب/goromb/ ( اِصوت ) یا گُمب/gomb/ ( اِصوت ) در گویش شهرستان بهاباد صدای افتادن یا خوردن چیزی نسبتاً سنگین و معمولا توپر است. یه صدای گرمبی اومد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد شَرَقَّس/sharaghghas/گویند.

پیشنهاد
٠

همه چیز این دنیا قابل توجه است و نباید از آن سرسری گذشت. قیاس گل شبدر و لاله قرمز بسیار نکته سنجانه است. گل شبدر همه جا فراوان و در دسترس است اما گ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

سوغاتی: تعارفی، هدیه سفر. سوغاتی مادریه چادر نماز بود. مادر از مشهد یه چادر نماز تعارفی آوردند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تعارفی:سوغاتی، هدیه سفر. مادر از مشهد یه چادر نماز تعارفی آوردند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد به جای تعارف خشک از تعارف خشک و خالی استفاده می شود و تعارف خشک و خالی یعنی تعارف الکی، تعارفی که عموماً فرد از گرفتن و قبول آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پُرتاق/portaagh/[گویش شهرستان بهاباد]قلاب. پُرتاق گرفتن[گویش شهرستان بهاباد]قلاب گرفتن. دو کف دست را بهم متصل کردن به طوری که دیگری بتواند پا بر رو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[گویش شهرستان بهاباد]قلاب گرفتن. دو کف دست را بهم متصل کردن به طوری که دیگری بتواند پا بر روی آن گذارد و از دیوار بالا رود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در شهرستان بهاباد، حدود دهه شصت به لامپ های رشته ای کوچک که با باتری کار می کرد کروپو /korupu/ می گفتند گویا اسم تجاری آن لامپ ها کُروپ بوده است. اسم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در شهرستان بهاباد، حدود دهه شصت به لامپ های رشته ای کوچک که با باتری کار می کرد کروپو /korupu/ می گفتند گویا اسم تجاری آن لامپ ها کُروپ بوده است. اسم ...