پیشنهاد‌های سیدحسین اخوان بهابادی (٣,٣٣٨)

بازدید
١١,٤٣٧
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زحل ( زُ حَ ) کیوان ، . سیاره ای از منظومه شمسی ، دارای حلقه ای نورانی و زیبا. ستاره ای که نحس اکبر است و در نجوم قدیم جزء ستارگان نَحس به شمار می آم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مغفر ( مِ فَ ) [ ع . ] ( اِ. ) خود، کلاه خود. کلاه آهنی که اسم آلت و بر وزن مِفعَل ْ از غفر که به معنی پوشیدن و پنهان کردن است. ( در ضمن، اسم آلت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آیا معاویه با علی علیه السلام دشمنی نکرد؟ جنگ صفین بین چه کسانی صورت گرفت، نه اینکه علی علیه السلام توسط مردم خلیفه انتخاب شد چرا معاویه بر علی خروج ...

پیشنهاد
٠

اوایل قرن هفتم، حمله مغول به امپراتوری خوارزمشاهیان با پیروزی قاطع مغول ها وسقوط سلسله ی خوارزمشاهیان منتهی شد. این حمله، آغاز تهاجم مغول به ایران بو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اوایل قرن هفتم، حمله مغول به امپراتوری خوارزمشاهیان با پیروزی قاطع مغول ها وسقوط سلسله ی خوارزمشاهیان منتهی شد. این حمله، آغاز تهاجم مغول به ایران بو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

اوایل قرن هفتم، حمله مغول به امپراتوری خوارزمشاهیان با پیروزی قاطع مغول ها وسقوط سلسله ی خوارزمشاهیان منتهی شد. این حمله، آغاز تهاجم مغول به ایران بو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اوایل قرن هفتم، حمله مغول به امپراتوری خوارزمشاهیان با پیروزی قاطع مغول ها وسقوط سلسله ی خوارزمشاهیان منتهی شد. این حمله، آغاز تهاجم مغول به ایران بو ...

پیشنهاد
١

اوایل قرن هفتم، حمله مغول به امپراتوری خوارزمشاهیان با پیروزی قاطع مغول ها وسقوط سلسله ی خوارزمشاهیان منتهی شد. این حمله، آغاز تهاجم مغول به ایران بو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشکانیان، سلسله ای از پادشاهان ایران که از نژاد اشک میباشند و پس از سرداران اسکندر مقدونیائی تا زمان پادشاهی ساسانیان مدت چهارصد و شصت و یک سال در ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

اشکانیان، سلسله ای از پادشاهان ایران که از نژاد اشک میباشند و پس از سرداران اسکندر مقدونیائی تا زمان پادشاهی ساسانیان مدت چهارصد و شصت و یک سال در ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت. اما بازی با کلمات، پیرامون ازبک و ازبکستان: پیش فرض: اُزبَک: [عامیانه، اصطلاح] بی ریخت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنجد دونه دونه، انار هش هش ، توت مشت مشت. در شهرستان بهاباد درباره خوردن سنجد، انار و توت سفید چنین گفته شده: سِنجِد دونِه دونِه، اَنار هُش هُش ، ت ...

پیشنهاد
٠

سنجد دونه دونه، انار هش هش ، توت مشت مشت. در شهرستان بهاباد درباره خوردن سنجد، انار و توت سفید چنین گفته شده: سِنجِد دونِه دونِه، اَنار هُش هُش ، ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنجد دونه دونه، انار هش هش ، توت مشت مشت. درشهرستان بهاباد درباره خوردن سنجد، انار و توت سفید چنین گفته شده: سِنجِد دونِه دونِه، اَنار هُش هُش ، تو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنجد دونه دونه، انار هش هش ، توت مشت مشت. در شهرستان بهاباد درباره خوردن سنجد، انار و توت سفید چنین گفته شده: سِنجِد دونِه دونِه، اَنار هُش هُش ، ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سنجد دونه دونه، انار هش هش ، توت مشت مشت. درشهرستان بهاباد درباره خوردن سنجد، انار و توت سفید چنین گفته شده: سِنجِد دونِه دونِه، اَنار هُش هُش ، تو ...

پیشنهاد
٠

تمرین تبریک برای یک تمبر تبریک

پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی /pas pasaki/ به معنای� عقب� و قهقرا ، پسکی�/pasaki / گفته می شود. در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی رفتن/p ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی /pas pasaki/ به معنای� عقب� و قهقرا ، پسکی�/pasaki / گفته می شود. در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی رفتن/p ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی /pas pasaki/ به معنای� عقب� و قهقرا ، پسکی�/pasaki / گفته می شود. در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی رفتن/p ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی /pas pasaki/ به معنای� عقب� و قهقرا ، پسکی�/pasaki / گفته می شود. در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی رفتن/p ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

پس ترقیدن/pastaraghghidan/ در گویش شهرستان بهاباد به معنای واترقیدن. [ ت َ رَق ْقی دَ ] . پسرفت ( متضاد پیشرفت ) وتنزل است. گاهی در جامعه چیزهایی می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی /pas pasaki/ به معنای� عقب� و قهقرا ، پسکی�/pasaki / گفته می شود. در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی رفتن/p ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی /pas pasaki/ به معنای� عقب� و قهقرا ، پسکی�/pasaki / گفته می شود. در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی رفتن/p ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پس ترقیدن/pastaraghghidan/ در گویش شهرستان بهاباد به معنای واترقیدن. [ ت َ رَق ْقی دَ ] . پسرفت ( متضاد پیشرفت ) وتنزل است. گاهی در جامعه چیزهایی می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پس ترقیدن/pastaraghghidan/ در گویش شهرستان بهاباد به معنای واترقیدن. [ ت َ رَق ْقی دَ ] . پسرفت ( متضاد پیشرفت ) وتنزل است. گاهی در جامعه چیزهایی می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد به کربلایی رضا، کبلرضا/kablarazaa/ یا کبرضا/kabrazaa/ گفته می شد. بطور مثال، مرحوم علیِ کبلرضا، فردی بودند که اسمشان علی بود و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد به کربلایی رضا، کبلرضا/kablarazaa/ یا کبرضا/kabrazaa/ گفته می شد. بطور مثال، مرحوم علیِ کبلرضا، فردی بودند که اسمشان علی بود و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روخونه/rukhuneh/ رودخانه ( گویش شهرستان بهاباد ) در ضمن، در این شهرستان رودبند به معنای سیل بند بکار برده می شود. چون رود دایمی در شهرستان وجود ندا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد، رودبند به معنای سیل بند بکار برده می شود. چون رود دایمی در شهرستان وجود ندارد، وقتی سیل می آید رودخانه ها ( روخونه: تلفظ محلی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد، رودبند به معنای سیل بند بکار برده می شود. چون رود دایمی در شهرستان وجود ندارد، وقتی سیل می آید رودخانه ها ( روخونه: تلفظ محلی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناشور/naashur/ در گویش شهرستان بهاباد به معنای ناشسته، ناشوی و کثیف است. چرا ظرف ها ناشوره؟ ( شسته نشده )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناشور/naashur/ در گویش شهرستان بهاباد به معنای ناشسته، ناشوی و کثیف است. چرا ظرف ها ناشوره؟ ( شسته نشده )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

ثُمَّ کَانَ عَاقِبَهَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ ( سوره یونس: ۱۰ ) . السُّوأَىٰ ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

رجوع شود به اساءوا. ثُمَّ کَانَ عَاقِبَهَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ ( سوره یونس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عذاب قوم های نوح، عاد و ثمود: ﻗﻮم ﻧﻮﺡ ( ﻃﻮﻓﺎﻥ ) ﻭ ﻗﻮم ﻋﺎﺩ ( ﺑﺎﺩ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻣﺴﻤﻮم ) ﻭ ﻗﻮم ﺛﻤﻮﺩ ( ﺻﺎﻋﻘﻪ ) برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

عذاب قوم های نوح، عاد و ثمود: ﻗﻮم ﻧﻮﺡ ( ﻃﻮﻓﺎﻥ ) ﻭ ﻗﻮم ﻋﺎﺩ ( ﺑﺎﺩ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻣﺴﻤﻮم ) ﻭ ﻗﻮم ﺛﻤﻮﺩ ( ﺻﺎﻋﻘﻪ ) برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عذاب قوم های نوح، عاد و ثمود: ﻗﻮم ﻧﻮﺡ ( ﻃﻮﻓﺎﻥ ) ﻭ ﻗﻮم ﻋﺎﺩ ( ﺑﺎﺩ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻣﺴﻤﻮم ) ﻭ ﻗﻮم ﺛﻤﻮﺩ ( ﺻﺎﻋﻘﻪ ) برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دقت کنید مَدْیَن با مداین فرق می کند. مَدیَن نامی جغرافیایی است در شمال غربی شبه جزیره عربستان. برخی محققان این شهر را جزو شهرهای شام به حساب آورده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرا اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی نام گرفته است: طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز اول اردیبهشت یادروز سعدی می باشد. کوروش کمالی سروستانی، مد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرا ۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ نام گرفته است: کوروش کمالی سروستانی، پژوهشگر، زبان شناس و نویسنده که روز بزرگداشت حافظ را به ثبت رسانده در خصوص چگونگی ...

پیشنهاد

در گویش شهرستان بهاباد از این ترکیب عطفی استفاده می شود. حرکات و سکنات. [ ح َ رَ ت ُ س َ ک َ ] یعنی رفتار و کردار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

در گویش شهرستان بهاباد، چپ اندر چار/chapandarchaar/ یعنی کج ومعوج. قیافه چپ اندر چار، چه حرف های چپ اندر چاری نوشته، چه خط چپ اندر چاری. چپ اندر قی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد، چپ اندر چار/chapandarchaar/ یعنی کج ومعوج. قیافه چپ اندر چار، چه حرف های چپ اندر چاری نوشته، چه خط چپ اندر چاری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خدا به سر شاهده. خدا بالای سر شاهد است. در گویش شهرستان بهاباد خدا سر شاهده/khodaa sar shaahede / گفته می شود و نوعی قسم محسوب می شود. مثلا خدا سر ...

پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد، به جای خدا به سر شاهده، خدا سر شاهده/khodaa sar shaahede / گفته می شود و نوعی قسم محسوب می شود. مثلا خدا سر شاهده رفتم ولی بس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کَلافِ سَر دَر گُم

پیشنهاد

اِشلونَک: یعنی حالت چطوره؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آنکه نوعی صابون محسوب می شود اِشنان یا اشنون است گیاهی که در قدیم با آن رخت و یا دست می شستند و کار صابون را داشته است. رجوع شود به اشنان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اِشنان. در گویش شهرستان بهاباداِشنان، اِشنوم تلفظ می شود گیاهی که در قدیم با آن رخت و یا دست می شستند و کار صابون را داشته است.