پیشنهاد‌های علی اکبر منصوری گندمانی (١,٣٠٧)

بازدید
٧,٧٤٩
تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٦٣

عامیانه جدید ) شگفت انگیز، معرکه، عالی، کولاک!!! ( در انگلیسی" مدرن"، بعضی از کلمات معنای قدیمی و اصلی آنها به مرور زمان تغییر کرده و بخصوص در بی ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤١

صفت ) خیالی، فرضی، ساختگی A perceived enemy یک دشمن خیالی!

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

اصطلاح غیررسمی ) این اصطلاح برای بیان مخالفت شدید و تکذیب آنچه که طرف مقابل به ما میگوید، استفاده می شود. معادل فارسی: چه مزخرفات، چه جفنگیاتی! چه ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦١

عبارت سلام مرا برسون یا از طرف من سلام برسون/کن شکل رسمی Send my best regards to. . . . Send my greetings to . . . . Remember me to . . . . Gi ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٥

علاوه بر اصطلاح you deserved it اصطلاح های زیر هم معادل انگلیسی این عبارت هستند 1 - it serves you right 2 - you were asking for it ( خودت خواستی ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

To run small /big اصطلاح مربوط به سایز پوشاک ) کوچکتر یا بزرگ تر بودن از سایز مورد انتظار ( استاندارد ) ، کوچکتر یا بزرگتر از سایز استاندارد قالب گ ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

حراج شده، مشمول تخفیف، در معرض حراج، کاهش یافته ( در قیمت ) ، به حراج گذاشته شده This shirt was marked down from 49 dollars to 25 dollars این پیر ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٣

فیلم نامه نویسی ) قوس شخصیت ( کاراکتر ) ، قوس شخصیتی، وضع شخصیت یا هر تغییر شخصیت در مسیر داستان را آرک کاراکتر یا قوس شخصیت میگویند.

پیشنهاد
٥

Third person singular

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

Third person plural

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١

Second person plural

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٠

Second person singular

پیشنهاد
٢

Second person plural pronoun

پیشنهاد
٣

Second person singular pronoun

پیشنهاد
١

First person plural pronoun

پیشنهاد
٧

First person singular pronoun

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٠

First person plural

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

قید ) موذیانه، آب زیر کاهی، بدون جلب توجه، بشکلی فریبکارانه!

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١١

اصطلاح قدیمی اینفرمال ) تو دردسر افتادن، تو هچل افتادن، کلاه پس معرکه بودن The company will officially be in the soup if it loses money again this ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

صفت ) حتی به خواب هم دیده نشده، غیر قابل تصور! بصورت Undreamed هم نوشته میشود

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣١

اصطلاح ) اینفرمال To throw a curve ( To throw ( someone ) a curve ( ball حسابی غافلگیر کردن، سورپریز کردن! کلک زدن، گیج کردن یا متعجب کردن ( کسی ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

Consobrini , Consobrinus لاتین ) فرزندان خواهر، خواهرزاده ها

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

To be fagged out یعنی بسیار خسته و بی رمق شدن، از پا افتادن، از خستگی هلاک شدن، از کار زیاد خسته و بی رمق شدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥

تابلو کردن، جلب نظر کردن!

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥

از زمان قدیم، از عهد دقیانوس، زمانی که دیگر کسی به خاطر ندارد، قدیم قدیما، مدتها پیش، در گذشته خیلی دور و. . .

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

اصطلاح اینفرمال ) Get the pip/pips Have the pip /pips آزرده شدن، ناراحت شدن، کسل شدن، بد خلق بودن یا شدن Give the pip/pips آزرده کردن، ناراحت کر ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

1 - نام خیابان، اسم خیابان 2 - نام خیابانی، اسم کوچه بازاری، اسم محلی! هم برای افراد هم برای داروهای غیرقانونی و مخدر ( منظور از نام خیابانی، یعن ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

Hit/ reach a rock bottom اصطلاح ) hit rock bottom به ته خط رسیدن، به بن بست خوردن، در بدترین شرایط ممکن زندگی خود بودن، ( رسیدن یا برخوردن به یک ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

Give someone the needle اذیت کردن، طعنه زدن، سیخونک زدن، با نیش و کنایه کسی را ناراحت کردن، دست انداختن، هو کردن، تحریک و عصبی کردن و. . . He was gi ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

Get the needle Have the needle اصطلاح اینفرمال ) اذیت شدن، آزرده خاطر شدن، ناراحت شدن، بخود گرفتن، دل شکسته شدن! Jane got the needle after he had r ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٨

اصطلاح اینفرمال ) بخصوص برای اتومبیل، موتور سیکلت یا دوچرخه یک دوری زدن، یک چرخی زدن، راندن Would you like to take a spin on my bike? دوست داری با ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

Regulatory capture Captured regulators مصادره مقررات مقررات مصادره شده! این اصطلاح که در واقع یک فساد سیاسی تلقی میشود زمانی است که قوانین یا مقر ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

One's thirties یعنی سنین سی تا سی و نه سالگی کسی! A woman in her early thirties زنی در اوایل سنین سی و چند سالگی اش!

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١

Feather sea star یا Feather star ستاره پردار یا زنبق دریایی! از رده crinoid های بدون ساقه که شناور هستند و بوسیله شاخک های حساس خودشان تغذیه میکنند!

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

صفت ) فرصت طلب!

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

اسم ) بره یکساله، بره چی! A yearling sheep

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٨

عالی، فوق العاده، مطلوب، جذاب The appetizers and desserts are to die for پیش غذاها و دسرها خیلی عالی هستند!

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥١

To go Dutch اینفرمال ) اصطلاح عامیانه، رایج در آمریکا ( و بیشتر موقع رستوران رفتن یا سینما مثلا ) یعنی هر کس پول غذای خودش رو بدهد هر کس دانگ خود ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٠٩

با spilt اشتباه گرفته نشود! Spill, Spilled/ Spilt که به معنای ریختن، پاشیدن است!!! Split, Split, Split تقسیم کردن، دو بخش کردن، دانگی کردن My fri ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦

اینفرمال ) nosebleed seats معادل با Nosebleed section اشاره به صندلی های بالاترین ردیف در یک استادیوم سالن نمایش تالار و غیره! I wish you wouldn' ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٦

کتاب درسی، درس نامه، کتاب آموزشی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١١

اصطلاح اینفرمال ) مربوط به صندلیهای ردیف فوقانی یک استادیوم، آمفی تئاتر، سالن نمایش و غیره میباشد که قیمت بلیط کمتری دارند ولی دید محدودتری نسبت به ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٧

لذت ببرید، چشم چرانی کنید! Feast one's eyes on sth/sb از تماشای کسی یا چیزی لذت بردن، چیزی یا کسی را با تحسین تماشا کردن، چشم ها را مهمان چیزی یا ک ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٨

اینفرمال ) 1 - چیزی را بدقت و بطور کامل شرح دادن، مشخص کردن، توضیح دادن، فهمیدن یا فهماندن Something seems unexpected, I can't nail it down but it ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

محکم کردن، قطعی کردن، ( تعهد یا ضمانتی را قطعیت بخشیدن ) Let's nail down the terms of the agreement بیا تا مفاد توافقنامه را قطعی کنیم/ محکم کنیم.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥

مترادف با اصطلاح Nail someone down از کسی یک جواب قطعی گرفتن کسی را مجبور به گفتن تصمیم نهایی اش کردن از کسی یک تعهد یا ضمانت محکم گرفتن مثال I ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦

کسی را وادار به گفتن تصمیم نهایی اش کردن از کسی یک جواب قطعی ( درباره چیزی ) گرفتن یک تعهد یا ضمانت قطعی و محکم از کسی گرفتن مثال I can't nail he ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٩

شورشی، اخلالگر، تحریک کننده سایرین به آشوب، خرابکار، آشوب گر - ستون پنجم پلیس یا دولت در بین آشوبگران برای شناسایی و دستگیری عوامل شورشی

پیشنهاد
٣٦

- Happy Birthday in advance - Wishing you a happy birthday in advance

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥

پیشاپیش!