طاهر شریعت‌پناهی

طاهر شریعت‌پناهی مترجم و نویسنده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



forensics٢٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠جرم کاوی، کشف جرم، علوم قانونیگزارش
5 | 0
forensic٢٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠جرم کاوانه، ( مربوط به ) کشف جرم، علمیِ قانونیگزارش
2 | 1
reflexively١٣:٣٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧از روی هیجان، هیجانیگزارش
5 | 0
centaurus١٧:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥نیماسبگزارش
0 | 0
centaur١٧:٢٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥نیماسبگزارش
5 | 0
elves١٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥گُل پریان، گُل پری ها [برگرفته از دوبلۀ کارتون قدیمی "باغ گل ها"]گزارش
2 | 1
elf١٧:١٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥گُل پری [برگرفته از دوبلۀ کارتون قدیمی "باغ گل ها"]گزارش
5 | 0
canvassing١٦:٣٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠( در کارزار انتخاباتی یا تحقیقات محلی پلیس ) مراجعۀ خانه به خانه، مراجعۀ حضوریگزارش
2 | 0
futon١٢:٣٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠کاناپۀ تخت شو، مبل تخت خواب شوگزارش
7 | 0
wasteful١٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٧مایۀ اتلاف، عامل اتلاف، اتلاف کنندهگزارش
5 | 0
sight unseen٢١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٥ندیده، ندیدگزارش
5 | 0
backwater١٢:٢٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٥[اقتصاد و کسب وکار] بازار متروکه، بازار بی رونق، سرزمینی/فعالیتی/صنعتی ازرونق افتادهگزارش
5 | 0
inclusive٢٠:٢٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٤همه شمول، همگان شمولگزارش
41 | 1
homophily١٩:٢٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٤همسان دوستی، شبیه دوستی، مشابهت دوستی، همسان گزینی، شبیه گزینیگزارش
7 | 0
iconic٠٠:٤٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٤سرشناسگزارش
39 | 0
go above and beyond sth٢٣:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٣از جان و دل مایه گذاشتن [با تأکید کمتر] به آب و آتش زدنگزارش
12 | 0
upside١٦:٣٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٣ترقّی ارزش سرمایه/سرمایه گذاریگزارش
9 | 0
to the tune of١٣:٤٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٣بالغ برگزارش
0 | 0
wreak havoc١٠:٣٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٣خرابی به بار آوردنگزارش
37 | 0
debut٢١:٠٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٢اولین حضورگزارش
2 | 1
superpower١٣:٣٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٢[در داستان های ابرقهرمانی] قدرت فوق بشریگزارش
14 | 1
oh shit١٣:١٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٢ای وایگزارش
14 | 1
counterproductive٢١:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/١١ناقض غرض، نقض کنندۀ غرض، نقض غرضگزارش
9 | 1
hub١٧:١١ - ١٤٠٠/٠٢/١٠( چیز یا شخص ) حلقة اتصال ( مکان ) قُطبگزارش
2 | 0
well deserved١٣:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٠به سزاگزارش
0 | 0
no drama١٣:٤٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٠بی جاروجنجالگزارش
5 | 0
devolve٠٠:٢٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٠رو به انحطاط گذاشتن، به انحطاط کشیده شدن ( معمولاً با into ) به ورطۀ چیزی افتادن/درغلتیدنگزارش
25 | 1
jolly roger٠٠:١٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٠بیرق جالی راجر؛ پرچم سیاه رنگ دزدان دریایی ( که هنگام حمله برافراشته می شد )گزارش
7 | 0
inveterate٠٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٠( شخص ) کهنه کارگزارش
2 | 0
collectible١٩:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩اقلام/اجناس کلکسیونیگزارش
2 | 0
stakes١٢:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩داو، مبلغ داو، رقم شرط بندی ( مجازاً ) میزان ریسک، رقم ریسک، ریسک کارگزارش
14 | 0
inform١٨:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٨[معنی فعلی دوم] نقش مهمی در چیزی/انجام کاری داشتن، نقش پررنگی در چیزی/انجام کاری ایفا کردن/داشتن، به انجام بهتر کاری کمک کردن، بر انجام بهتر کاری تأث ... گزارش
32 | 1
direct reports١٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧زیردست مستقیمگزارش
0 | 0
tour of duty١٩:٤٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦دورۀ مأموریت ( نظامی ) ، مأموریت کاریگزارش
0 | 0
newfangled٢٢:٣٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥به تازگی باب شده، تازه باب شده، جدیداًباب شدهگزارش
9 | 0
coveted١٦:٥٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤رشک انگیز، حسرت انگیز، رشک آورگزارش
9 | 0
bet١٢:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢[کسب وکار] شرط بندی تجاریگزارش
5 | 1
pitch١٤:٣٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠١[کسب وکار] ارائۀ ایده ( محصول )گزارش
18 | 1
fine tune١٤:١٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠١تنظیم دقیق ( کردن )گزارش
16 | 0
killer١٣:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠١( محصول ) رقیب کُشگزارش
5 | 1
relevancy١٨:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٣١موضوعیت مندی، موضوعیت داریگزارش
9 | 0
relevance١٧:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/٣١موضوعیتگزارش
37 | 0
observer١٧:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/٣١رصدکننده ( امور/اوضاع و شرایط )گزارش
9 | 0
deftly١٤:٥٢ - ١٤٠٠/٠١/٣١زبردستانهگزارش
7 | 1
fulfillment center١٣:٥٢ - ١٤٠٠/٠١/٣١مرکز پردازش سفارشات، مرکز پردازش کالاگزارش
9 | 0
secure١٣:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٣٠فراهم آوردن، جمع وجور کردنگزارش
2 | 1
leverage١٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠١/٣٠از اهرم . . . استفاده کردن، ( اهرم ) . . . را به کار گرفتنگزارش
0 | 0
squat١٣:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/٣٠( معنی دوم ) تصرف کردنگزارش
9 | 0
high concept١٩:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٩[فیلم/ایدة فیلم] آسان فهمگزارش
7 | 0
contrarian١٣:٣٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٥خلاف اندیش ( ـی ) ، خلاف گرا ( یی )گزارش
5 | 0