Matin

Matin متین خدائی
15 ساله از تبریز
کانون زبان ایران
ترم:INTER 1

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



mystery٢١:٢٤ - ١٣٩٨/١٠/٢١راز، رمز، معماگزارش
28 | 2
jaywalking٢١:١٠ - ١٣٩٨/١٠/٢١با بی دقتی از محل ممنوعه و خطرناک خیابان رد شدنگزارش
30 | 2
hide٢٠:٥٦ - ١٣٩٨/١٠/٢١مخفی کردنگزارش
21 | 1
guilty٢٠:٥٠ - ١٣٩٨/١٠/٢١گناه کار، مقصرگزارش
21 | 1
forgery٢٠:٤٥ - ١٣٩٨/١٠/٢١جعل سند، سند سازیگزارش
30 | 1
fellow٢٠:٣٦ - ١٣٩٨/١٠/٢١رفیق، شخص، یاروگزارش
23 | 1
effort٢٠:٣١ - ١٣٩٨/١٠/٢١تلاش، کوشش، سعیگزارش
23 | 1
disappointed٢٠:٢٥ - ١٣٩٨/١٠/٢١مایوس، نا امیدگزارش
32 | 1
detective٢٠:١٨ - ١٣٩٨/١٠/٢١کارآگاه a police officer whose job is to try to discover information about crime so that the criminal can be caughtگزارش
41 | 2
criminal٢٠:١٠ - ١٣٩٨/١٠/٢١مجرم، جنایت کارگزارش
18 | 1
crime٢٠:٠٦ - ١٣٩٨/١٠/٢١جرم، جنایتگزارش
28 | 0
concern١٩:٥٧ - ١٣٩٨/١٠/٢١مربوط بودن به have a relation toگزارش
67 | 1
chief١٤:٥٣ - ١٣٩٨/١٠/١٩رئیس، فرماندهگزارش
25 | 1
case١٤:٤٥ - ١٣٩٨/١٠/١٩مسئله یا ماجرا ( پلیسی )گزارش
32 | 1
career١٤:٣٣ - ١٣٩٨/١٠/١٩شغل، حرفهگزارش
25 | 2
cab١٤:٢٣ - ١٣٩٨/١٠/١٩تاکسیگزارش
14 | 1
bury١٤:١٥ - ١٣٩٨/١٠/١٩پنهان کردن ( زیر خاک )گزارش
39 | 1
burglar١٣:٥١ - ١٣٩٨/١٠/١٩سارق، دزد منزلگزارش
30 | 1
attack١٣:٤٧ - ١٣٩٨/١٠/١٩حمله کردن، یورش بردنگزارش
23 | 1
arrest١٣:٣٦ - ١٣٩٨/١٠/١٩بازداشت کردن، توقیف کردنگزارش
21 | 1
deny١٣:٢٩ - ١٣٩٨/١٠/١٩انکار کردن، منکر شدنگزارش
16 | 1
ahead١٣:٢٥ - ١٣٩٨/١٠/١٩جلو تر، پیش تر in a more advanced positionگزارش
92 | 1
achieve١٣:١٧ - ١٣٩٨/١٠/١٩دست یافتنگزارش
25 | 1
accomplishment١٣:١٣ - ١٣٩٨/١٠/١٩کامیابی، موفقیتگزارش
83 | 1
on top of٠١:٠٣ - ١٣٩٨/١٠/١٦علاوه بر این، به علاوهگزارش
57 | 2
make the most of sth٠١:٠١ - ١٣٩٨/١٠/١٦بیشترین استفاده را از چیزی کردنگزارش
48 | 2
as well٠١:٠٠ - ١٣٩٨/١٠/١٦همچنین ( به عنوان کسی یا چیزی )گزارش
28 | 2
underweight٠٠:٥٨ - ١٣٩٨/١٠/١٦لاغر تر از حد معمولگزارش
39 | 1
sync٠٠:٥٤ - ١٣٩٨/١٠/١٦هماهنگ کار کردن با هم ، دریک زمان ، در یک سرعت و. . .گزارش
32 | 2
suppressant٠٠:٤٧ - ١٣٩٨/١٠/١٦داروی کاهندهگزارش
16 | 1
suntanned٠٠:٤٣ - ١٣٩٨/١٠/١٦برنزه، آفتاب سوختهگزارش
30 | 1
substitute٠٠:٣٩ - ١٣٩٨/١٠/١٦جایگزین، جانشینگزارش
39 | 3
self employed٠٠:٢٧ - ١٣٩٨/١٠/١٦دارای شغل آزاد earning money from one's own business rather than being paid by an employerگزارش
44 | 4
schedule٠٠:١٩ - ١٣٩٨/١٠/١٦برنامه، جدول زمانیگزارش
37 | 4
result in٢٣:٥٩ - ١٣٩٨/١٠/١٥منجر شدن به، منتهی شدن بهگزارش
21 | 2
reduction٢٣:٥١ - ١٣٩٨/١٠/١٥کاهش، تقلیلگزارش
14 | 2
program٢٣:٤٤ - ١٣٩٨/١٠/١٥برنامه ریزی کردنگزارش
25 | 4
performance٢٣:١٦ - ١٣٩٨/١٠/١٥عملکردگزارش
21 | 3
pep up١٦:٤٥ - ١٣٩٨/١٠/١٥سر حال آوردنگزارش
16 | 2
peak١٦:٤١ - ١٣٩٨/١٠/١٥اوج، حداکثر، حداعلاءگزارش
12 | 1
pasty١٦:٣٣ - ١٣٩٨/١٠/١٥بسیار رنگ پریده و بیمار مانندگزارش
18 | 1
overweight١٦:١٢ - ١٣٩٨/١٠/١٥دارای اضافه وزن، چاقگزارش
28 | 1
obese١٦:٠٦ - ١٣٩٨/١٠/١٥چاق، فربهگزارش
23 | 1
mass١٦:٠٣ - ١٣٩٨/١٠/١٥توده، انبوهگزارش
34 | 1
lack١٥:٤٦ - ١٣٩٨/١٠/١٥کمبود داشتنگزارش
14 | 1
intellectual١٥:٣٩ - ١٣٩٨/١٠/١٥خردمند، اندیشمندگزارش
25 | 1
insomnia١٥:٢٥ - ١٣٩٨/١٠/١٥بیخوابی، مرض بیخوابیگزارش
12 | 2
index١٥:٢٠ - ١٣٩٨/١٠/١٥فهرست راهنماگزارش
16 | 1
improvement١٥:١٤ - ١٣٩٨/١٠/١٥پیشرفتگزارش
16 | 1
implication١٤:٤٥ - ١٣٩٨/١٠/١٥معنی، مفهومگزارش
30 | 1