نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
creeping: تدریجی، پیش رونده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
patrons: مشتریان
٢ سال پیش
نوع مدال

تکمیل درباره من

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
horrible: ترسناک
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gigi: عزیزم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gigi: عزیزم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
poor boy: طفلکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bandanna: طرح دار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
till you drop: تا وقتی که از پا بیفتی!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
shop till you drop: اصطلاح: اونقدر خرید کنی تا حدی که ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tissues paper: دستمال کاغذی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tins: قوطی حلبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tins: قوطی حلبی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tins of dog food: کنسرو غذای سگ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
competes: رقابت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
competes: رقابت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
arranged: مرتب شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
arranged: مرتب شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stores: ذخیره گاه_ انبار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stores: ذخیره گاه_ انبار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gasterectomy: معده برداری، عمل جراحی که طی آن بخش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ectomy: ( پزشکی ) : برداشتن بخشی از یک چیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ectomy: ( پزشکی ) : برداشتن بخشی از یک چیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
colostomy: به معنای ایجاد یک راه جدید از طریق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
colostomy: به معنای ایجاد یک راه جدید از طریق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
removal: ( پزشکی ) :برداشتن و حذف کردن یک بخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
total knee arthroplasty: ( پزشکی ) : تعویض کامل مفصل زانو ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
incision: ( جراحی ) : برش تیغ جراحی بر روی با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
incision: ( جراحی ) : برش تیغ جراحی بر روی با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
forceps: ( جراحی ) : ابزار جراحی چنگ زننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
clamp: ( جراحی ) : ابزار جراحی گیره مانند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sterilization: ( پزشکی ) :فرایندی است که میکروارگا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sterilization: ( پزشکی ) :فرایندی است که میکروارگا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
debris: Pieces of material that are left so ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
debris: دور ریز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
faux pas: سوتی دادن!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
faux pas: سوتی دادن!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
taxes: مالیات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
taxes: مالیات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
laparoscopy: ( پزشکی ) :مشاهده ارگان های درون شک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oscopy: ( پزشکی ) :درون بینی، مشاهده درون ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
general: ( پزشکی ) :عمومی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
infamous: منفور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
infamous: منفور
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i smell a rat: حس میکنم مشکلی وجود داره. ( کلکی تو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i smell a rat: حس میکنم مشکلی وجود داره. ( کلکی تو ...
٢ سال پیش
١