سینا توسکی

سینا توسکی مترجم و مدرس زبان انگلیسی 🇬 🇧

ID insta : Sina. toski

Email : sinatoski00@gmail. com 📥

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



obedience٢٣:٢٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٣اطاعت / فرمانبرداریگزارش
23 | 1
dissuade١٥:٠٦ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢منصرف کردنگزارش
23 | 0
enrichment٢٢:٠٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠١غنی سازیگزارش
23 | 1
salaried١٣:٣١ - ١٣٩٩/٠٩/٠١حقوق بگیرگزارش
18 | 0
go postal١٢:٤٨ - ١٣٩٩/٠٨/٣٠عصبانی شدنگزارش
21 | 0
tax exempt١٨:٠٤ - ١٣٩٩/٠٨/٢٧معاف از مالیاتگزارش
23 | 0
shoot٢٣:٥٩ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠بچه ها این کلمه میتونه بجایه کلمه ی shit استفاده شه . شدته بی ادبیش هم کمترهگزارش
80 | 0
wheat germ١٥:٢١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠جوانه گندمگزارش
25 | 0
engineering work١٤:٢٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠تعمیراتگزارش
21 | 0
fashion victim٢٢:٣٤ - ١٣٩٩/٠٨/١٨کسی که همیشه لباسایه مد میپوشه حتی اگه بهش نیاد و مسخره به نظر بیاد .گزارش
53 | 1
unrivaled٢٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٨بی رقیبگزارش
28 | 0
under the counter٢٢:٠٥ - ١٣٩٩/٠٨/١٨بهترین معنا بر اساس دیکشنری هایه معتبر : مخفیانه / غیر قانونیگزارش
23 | 0
script١٨:٤١ - ١٣٩٩/٠٨/١٣یکی از معانیش :فیلم نامه معانی دیگر ؛ حروف الفباگزارش
39 | 0
burn candle at both ends١٨:٢٥ - ١٣٩٩/٠٨/١٣دقت کنید این معانی که دوستان اشاره کردن غلط است . این یک اصطلاحه معنیشم میشه : شبا دیر خوابیدن و صبح ها زود بیدار شدن .گزارش
34 | 1
half board١١:٥٤ - ١٣٩٩/٠٨/١٣به محل هایه اقامتی گفته میشه که صبحانه و یه وعده ی غذایی دیگه داده میشه .گزارش
41 | 0
through train١١:٣٥ - ١٣٩٩/٠٨/١٣قطاری که شمارو مستقیم میبره به مقصد . بهش direct train هم میگن .گزارش
23 | 0
mule٢٠:٣١ - ١٣٩٩/٠٧/٣٠بچه ها این واژه یه slang هست . mule به کسی میگن که بهش پول میدن تا به صورت غیر قانونی مواد جابجا کنه بینه کشورا.گزارش
83 | 1
deep rooted٢١:٠١ - ١٣٩٩/٠٦/١٠دیرینه / عمیق / ریشه دارگزارش
41 | 0
moral٢١:٣٨ - ١٣٩٩/٠٥/١٩اگه منظورمون داستان یا غیره باشه معنیه" پند" میدهگزارش
60 | 1
teetotal١٣:١٩ - ١٣٩٩/٠٥/١٦کسی که نوشیدنی هایه الکلی نمیخوره بهش میگن teetotalگزارش
46 | 0
clique١٣:٣١ - ١٣٩٩/٠٥/١٣اِکیپگزارش
69 | 0
squaddie١٢:١٠ - ١٣٩٩/٠٤/٣١کسی که از لحاظه نظامی پایین ترین درجه رو دارهگزارش
48 | 0
give credit to٢٢:٥١ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠یکی از معانیه اصلیش میشه : تحسین کردنگزارش
85 | 0
heated discussion٢١:٤٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٨بحث داغ بحثی که با خشونت دخیلهگزارش
53 | 1
roe١١:٣٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٨یکی از معانیش میشه : تخم ماهیگزارش
48 | 0
gain control٢٢:٥١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧کنترل جایی یا کسی رو به دست آوردن .گزارش
51 | 0
corporal punishment١٢:٣٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧تنبیه فیزیکی دانش آموزگزارش
55 | 0
or so٢٢:٢٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٦دقت داشته باشید بچه ها ! ترجمه ی این اصلاح طبق دیکشنری کمبریج میشه : تقریبا / کم و بیشگزارش
115 | 1
make a will١٨:٤٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٦وصیت کردنگزارش
57 | 0
foreign secretary١٧:٣٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٦وزیر امور خارجهگزارش
48 | 0
welfare state١١:٠٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٦به حالتی میگن که دولت از مالیات هایی که میگیره واسه ی مردم خدمات فراهم میکنه .گزارش
71 | 0
kidney stone٠١:١٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٦سنگ کلیهگزارش
46 | 0
banjax٢٠:١١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٤به معنی شکستن یا خراب کردن یه چیزی . "دقت کنید این کلمه فقط در ایرلند استفاده میشه ن جایه دیگه "گزارش
44 | 0
footpath٢٠:٠٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٤این کلمرو فقط توو ایرلند استفاده میکنن نه جایه دیگه . به معنی" پیاده رو "گزارش
55 | 1
brekkie٢٠:٠٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٤توو استرالیا معنی همون breakfast رو میده .گزارش
46 | 0
g'day٢٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٤توو استرالیا میشه همون Hello !!!!!گزارش
55 | 0
talk shop١٩:١٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٤صحبته کاری ! صحبتی که راجبه کار باشهگزارش
55 | 0
throw the book at٠٠:٠٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٤اشد مجازاتگزارش
57 | 0
hang around٢٢:١٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢١یکی از معانیش میشه : ماندن hey dude ! you can hang around tonight هی رفیق ! میتونی امشبو بمونیگزارش
69 | 1
rub the wrong way٢٢:٠٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢١تاثیر بد گذاشتنگزارش
51 | 1
go off١٣:١٩ - ١٣٩٩/٠٤/٠٣دقت کنید بعضی جاها به معنی "خراب شدن" به کار میرهگزارش
74 | 1
cry١٥:١٤ - ١٣٩٩/٠٢/١١داد زدن / فرباد زدنگزارش
53 | 1
make arrangements١٤:٠٢ - ١٣٩٩/٠١/١٠برنامه ریزی کردنگزارش
69 | 1
make excuse١٣:٥٠ - ١٣٩٩/٠١/١٠بهانه اوردنگزارش
55 | 1
raise capital١٨:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٠٩Get money to put into a businessگزارش
78 | 1
shake in one's shoes١٢:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٠٨از ترس ( خشک زدن )گزارش
60 | 0
at death's door١٢:١٧ - ١٣٩٩/٠١/٠٨در یک قدمی مرگ بودنگزارش
53 | 0
keep one's chin up١٢:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/٠٨خوشحال بودن علارغم اتفاقای بدگزارش
48 | 1
on cloud nine١١:٥٧ - ١٣٩٩/٠١/٠٨بسیار خوشحال بودن / توو اسمانها بودمگزارش
83 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



wait on١٥:٢٩ - ١٣٩٩/٠٢/١٠
• There are three servants to wait on the guests.
سه خدمتکار برای سرویس دادن به مهمانها هستند
23 | 0