مدال‌های امیرحسین سیاوشی خیابانی

بازدید
٧,٨٢٥
امتیاز کل
٤٤٨,٣٢٨
کل مدال ها
١٣,١١٦
طلا
٥١
نقره
٤,٢١٥
برنز
٨,٨٥٠
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مرعوب ساختن: وعید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مرعوب کردن: وعید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ترس دادن: وعید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قلم صد تا یک غاز زدن: کنایه از تحریر بیهوده و خسته کننده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوام اوردن: دوام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
طول کشیدن: دوام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برقرار ماندن: دوام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
به طول انجامیدن: دوام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
به درازا کشیدن: دوام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تداوم یافتن: دوام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پایدار ماندن: دوام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوام کردن: این کار سه چهار ماه بیش تر دوام نکر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اقصی: از اقصی نقاط جهان=از دور دست ترین ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
اقصی: از اقصی نقاط جهان=از دور دست ترین ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیر ناتوان: پاتال/پیر پاتال
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
علیل: پاتال
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بی عرضگی: بی دست و پایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
عجز: بی دست و پایی بی قدرتی. بی زوری. ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست به یکی کردن: ( اصطلاح )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نیم جویده: نیمه جویده ، ناقص جویده شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در سر راه کسی ایستادن: ( اصطلاح )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
سق: به سق کشیدن=به دندان گرفتن او نان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به سق کشیدن: به سق کشیدن=به دندان گرفتن او نان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خدمتکاری: خوش خدمتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
چاپلوسی: خوش خدمتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زلزل: بربر، بر و بر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به این طریق: به/با این طریق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر کلاف را به دست کسی دادن: ( اصطلاح )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو تومانش خریدم: به دو تومان خریدمش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خود را موظف به ارشاد کسی ندانستن: ضامن بهشت و دوزخ کسی نبودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
زبان: سر زبان داشتن ( اصطلاح ) = خوب سخن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر زباندار: کسی که می تواند مطلب خود را بی خجال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جاپا: در این گرانی ها ، جاپای سلطان سابق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تبعیض قائل شدن: خاصه خرجی کردن استثناء گذاردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تبعیض قائل شدن: خاصه خرجی کردن استثناء گذاردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
استثناء قائل شدن نسبت به کسی: خاصه خرجی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به قصد: به قصدِ. . . . . . . . . . . . =به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیدا شدن: آفتابی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اغفال کردن: رو دست زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جا خوردن: یکه خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
جا خوردن: یکه خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دستور دادن: گفتن گفتم که برایش چایی بیاورند.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
دستور دادن: گفتن گفتم که برایش چایی بیاورند.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چارزار: چهار هزار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیمان گرفتن: قول گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خر نر: خره نر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نوپا: خرده پا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جدیدالتاسیس: خرده پا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
متوجه شدن: به خود آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
هشیار شدن: به خود آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
هشیار گشتن: به خود آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کفایت کردن: بس شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کافی شدن: بس شدن ، کفایت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به اندازه شدن: کفایت کردن ، کافی شدن ، بس شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
اغراق: تخم دو زرده کردن = کنایه از کسی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
غلو: تخم دو زرده کردن = کنایه از کسی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
غلو: تخم دو زرده کردن = کنایه از کسی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
مرض: دچار مرضی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
رفع تکلیف: رفع تکلیف ؛ سرسری و با بی میلی انجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسقاط تکلیف: رفع تکلیف ؛ سرسری و با بی میلی انجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سرسری گرفتن: رفع تکلیف ؛ سرسری و با بی میلی انجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
قلق: چم و خم کار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
قلق: لم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راز و رمز کار: چم و خم کار ، قلق ، فوت و فن کار ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
قلق: شگرد ( کار )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
فوت و فن: راز و رمز کار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سر کردن: روسری سر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بزک کردن: تند بزک کردن=آرایش غلیظ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
بزک کردن: تند بزک کردن=آرایش غلیظ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستگیر کسی شدن: دستگیر کسی شدن ؛ مفهوم و معلوم اوگش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مفهوم شدن: دستگیر کسی شدن مفهوم و معلوم اوگش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
معلوم گشتن: دستگیر کسی شدن مفهوم و معلوم اوگشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ان طور: آنطور که ناظم خبر می داد یکسالی بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از هر لحاظ: روی هم رفته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
از هر لحاظ: روی هم رفته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستی در صورت بردن: بزک کردن ، آرایش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
بزک کردن: دستی در صورت بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
این دست و ان دست کردن: ( اصطلاح ) تعلل و فوت وقت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
همان دم: آناً
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
در دم: آناً
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
اطلاع: اینرا هم اطلاع داشته باشید که فقط د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از با تو بودن لذت می برم: I enjoy your company
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
دمت گرم: ای والله
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زمان مثل برق می گذرد: time flies
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عمر زود می گذرد: time flies
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زمان به سرعت می گذرد: time flies
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زمان زود می گذرد: time flies
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داری شورشو درمیاری: you are going too far
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شور چیزی را دراوردن: going too far
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دعوت از کسی برای دیدار عاشقانه: ask someone out Ali, ask Jane out ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مغزم هنگ کرد: my mind went blank
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
هنگ کردن: go blank
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
مات شدن: go blank
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
دشت: دستلاف ( اسم ) فروش اولی که کاسبان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
متعاقب: پشتبند ( گویش تهرانی )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خوراک دوم: پشت بند طعام دوم که در چلوکبابی ها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
supplement: پشت بند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کلاتو بذار بالاتر: - کلاتو بزار بالاتر طعنه به کسی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کلاهت را بالا بگذار: کلاهت را بالا بگذار : کنایه از این ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
انصراف دادن: زه زدن انصراف وترک گفتن و گریختن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ترک گرفتن: زه زدن انصراف وترک گفتن و گریختن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تن به سختی دادن: ترک ِ آسایش گرفتن ؛ از آسودگی و راح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از جان گذشتن: ترک ِ جان گرفتن ؛ از جان گذشتن. دست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چشم پوشیدن: ترک ِ مراد گرفتن ؛ از آرزوی خود چشم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چشم پوشیدن از: ترک ِ مراد گرفتن ؛ از آرزوی خود چشم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از کار در رفتن: زه زدن انصراف وترک گفتن و گریختن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
از میدان دررفتن: زه زدن انصراف وترک گفتن و گریختن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شانه خالی کردن: زه زدن انصراف وترک گفتن و گریختن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شانه خالی کردن از: زه زدن انصراف وترک گفتن و گریختن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
از زیر کاری در رفتن: زه زدن انصراف وترک گفتن و گریختن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
flinch from doing something: زه زدن انصراف وترک گفتن و گریختن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shirk: زه زدن انصراف وترک گفتن و گریختن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در رفته از کار: زه زده. [ زِه ْ زَ دَ / دِ ] ( ن مف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
در رفته: زه زده. [ زِه ْ زَ دَ / دِ ] ( ن مف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شانه خالی کرده: زه زده. [ زِه ْ زَ دَ / دِ ] ( ن مف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از زیر بار در رفته: زه زده. [ زِه ْ زَ دَ / دِ ] ( ن مف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسمال قربون: اسماعیل قربان یعنی پسرقربان. کسی بو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مردم شرور: دیومردم. [ وْ م َ دُ ] ( ص مرکب، اِ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
غمگین گشتن: دل گرفتن. [ دِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روحیه گرفتن: دل گرفتن جری و شجاع شدن. ( یادداشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شجاع شدن: دل گرفتن جری و شجاع شدن. ( یادداشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جسور شدن: دل گرفتن جری و شجاع شدن. ( یادداشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دلیر گشتن: دل گرفتن جری و شجاع شدن. ( یادداشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دلیر گردیدن: دل گرفتن جری و شجاع شدن. ( یادداشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جرات یافتن: دل گرفتن جری و شجاع شدن. ( یادداشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نادلپذیر: نادلپسند. [ دِ پ َ س َ ] ( ن مف مرک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یک قرص: قرصة. [ ق ُ ص َ ] ( ع اِ ) یک قرص. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
حوادث روزگار: گاو فتنه. [ وِ ف ِ ن َ / ن ِ ] ( تر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
خورشید: مهر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلزله ها: زلازل. [ زَ زِ ] ( ع اِ ) بلاها. سخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بلایا: زلازل. [ زَ زِ ] ( ع اِ ) بلاها. سخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سرسام: دوار. [ دَ / دُ ] ( ع مص ) گشتن سر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سوخته دل: دلسوخته. [ دِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
محنت دیده: دلسوخته. [ دِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
غمدیده: دلسوخته. [ دِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
غم رسیده: دلسوخته. [ دِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دلسوخته: غم رسیده. [ غ َ رَ / رِ دَ / دِ ] ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
غنچه خاطر: غنچه دل. [ غ ُ چ َ / چ ِ دِ ] ( ص م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گرد شدن: غنچه شدن. [ غ ُ چ َ/ چ ِ ش ُ دَ ] ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
این وسط: در میانه بوده ای یک قطره آب و پس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اشوبگر: آشوبنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رزم اور: رزم آشوب. [ رَ ] ( نف مرکب ) رزمجو. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
این قدر: چندین چندین. [ چ َ ] ( ق مرکب ) ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رزم ازما: کارزارافتاده ؛ کنایه از کسی که جنگه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
افگانگی: آقای کزازی واژه ی " افگانگی " را مع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
افگانگی: آقای کزازی واژه ی " افگانگی " را مع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠٠ رای

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inflectional: چهرگَشتار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ناسازگاری: مباینت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تا حدودی: بالنسبه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حسبت: تحصیل داری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیمانکاری: مقاطعه کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پیمانکاری: مقاطعه کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
موافق: همساز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
درشکه چی: سورچی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flight temper: تلون مزاج
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flight temper: تلون مزاج
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نیم مست: شیرگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسمان پیوند: آسمان آسا ، بسیار مرتفع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خون فشان: خون پالا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
خون فشان: خون پالا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
سنگلاخ: درشتناک ببرم این درشتناک بادیه که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
صعب العبور: درشتناک ببرم این درشتناک بادیه که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تزیین کردن: آذین بستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رفتنی: رفتگار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تاکستان: موستان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
جواب دادن: جواب گفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ازموده کار: شمیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rote: عادتواره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
عاقله زن: Dame
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
circumfix: پیراوند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
circumfix: پیراوند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سفلگی: خست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
هم اوازی: یک زبانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
لاف زن: پشت هم انداز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زنبور بدعسل: نوعی زنبور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
باصره: خطای باصره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نجیب ادم: متشخص
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
متشخص: نجیب آدم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the ruling is with god: الحکم لله
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مایملک: ماملک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مدخل ساختن: مدخل ساختن=دخالت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تخلف ورزیدن: از فرموده/فرمودهٔ کسی تخلف ورزیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ختم البخیر: . Ending with happiness
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دایم: ابد مدت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
با اختیار خود: به رضای خود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عظام: آقایان عظام
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عالی مقام: جلیل المرتبه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عالی رتبه: جلیل المرتبه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
مردم: بریه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شریک ظلم: ستم شریک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
خوشرفتاری: حسن سلوک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بالاستقلال: مستقل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rump prints: رد/نهشت رد نشیمنگاه بر چیزی ( غالبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سرافکنده: کنفت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خوار کردن: کنفت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ذلیل کردن: کنفت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
افتاب گیر: آفتاب رو
٢ سال پیش