مدال‌های امیرحسین سیاوشی خیابانی

بازدید
٩,١٥٦
امتیاز کل
٤٥٠,٣١٧
کل مدال ها
١٣,١٣١
طلا
٥١
نقره
٤,٢١٧
برنز
٨,٨٦٣
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پر تجربه: ( گرم و سرد آزموده ) گرم و سرد آزمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نشیب و فراز دید: the peaks and troughs of the US eco ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پستی و بلندی روزگار: the peaks and troughs of the US eco ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پادزهر ساختن: make an antidote
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
alcoholic beverage: نوشدارو . کنایه از شراب. ( برهان قا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مشروب الکلی: نوشدارو . کنایه از شراب. ( برهان قا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what did you say: What's that? What did you say? Cou ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چی گفتی: What's that? What did you say? Cou ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جام زهر: a bitter pill ( to swallow )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احتمال اشتباه وجود دارد: Is there a chance you might be mist ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ایا احتمال اشتباه وجود دارد: Is there any chance you might be mi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حوصله کردن: احتمال کردن ؛ تحمل کردن. بردباری کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خود را به دردسر انداختن: land somebody in trouble/hospital/c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خود را به مخاطره انداختن: land somebody in trouble/hospital/c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خود را پست و حقیر کردن: land somebody in baseness/etc
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خود را پست کردن: land somebody in baseness/etc
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خود را خوار کردن: land somebody in baseness/etc
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هچل انداختن: land somebody in trouble/hospital/c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هچل افتادن: land somebody in trouble/hospital/c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گوته ورماخ: land somebody in trouble/hospital/c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گوته گتماخ: land somebody in trouble/hospital/c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تو دردسر افتادن: land somebody in trouble/hospital/c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دچار مخمصه کردن: land somebody in trouble/hospital/c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گرفتار مخمصه کردن: land somebody in trouble/hospital/c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بهترین قسمت: the fat of the land The best or ri ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یا ابالفضل: Land o' Goshen!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یا اباالفضل: Land o' Goshen!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یا حسین: Land o' Goshen!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اوه خدای من: Land o' Goshen!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خواب هفت پادشاه دیدن: be in the Land of Nod
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در خواب بودن: be in the Land of Nod
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
درخواب: be in the Land of Nod
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دار فانی را وداع کردن یا گفتن: go on to a better land
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دادگاهی کردن: land somebody in court etc
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مبتلی کردن: land somebody in trouble/hospital/c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست کسی را تو پوست گردو گذاشتن: land somebody in trouble
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دچار گردیدن: land somebody in trouble/hospital/c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مبتلی شدن: land somebody in trouble/hospital/c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مبتلی گردیدن: land somebody in trouble/hospital/c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مبتلا کردن: land somebody in trouble/hospital/c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لقمه ی بزرگ تر از دهنت برندار: never fight a land war in Asia
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لقمهٔ بزرگ تر از دهنت برندار: never fight a land war in Asia
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زنجیر بر پا داشتن: لقمه ٔ آهن کشیدن . [ ل ُ م َ / م ِ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حباب شراب: زنجیره بستن ؛ پیدا آمدن حبابهای خرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حباب کردن: زنجیره بستن ؛ پیدا آمدن حبابهای خرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
لقمه ٔ اهن کشید: be loaded with fetters
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in fetters: be loaded with fetters
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پای دربند: be loaded with fetters in fetters ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مال حرام نخوردن: لقمه پرهیزی. [ ل ُ م َ / م ِ پ َ ] ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
لقمه را باید به اندازه دهان برداشت: never fight a land war in Asia
٢ سال پیش