سیامک یوسفی

سیامک یوسفی بازنشسته دانشگاهی در کشور استرالیا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



ژیان٠٦:٢٨ - ١٤٠٠/٠٩/١٣مهرناز خانم واژه "جبان" به معنی ترسو و بزدل متضاد خوبی است و هم وزن "ژیان" هم هست زنده باشیدگزارش
0 | 0
کبریا١٣:١٤ - ١٤٠٠/٠٩/١٢کبر به معنی خود بزرگ بینی است ولی کبریا بزرگی راستین است. مولوی میگوید: همه نقش ها برون شد همه بحر آبگون شد - - - همه کبر ها برون شد همه کبریا درآمد ... گزارش
0 | 0
دلیل١٥:٥٠ - ١٤٠٠/٠٩/٠٣چون هم برابر "چگونه" کاربرد دارد و هم برابر "چرا" و هم برابر "به دلیل اینکه" هوا گرم است چون تابستان است. تابستان دلیل گرمی هوا استگزارش
2 | 0
نظم١٩:١٢ - ١٤٠٠/٠٩/٠١آرایه بعد یکهفته لشگری آراست - - سیصد و سی هزار موشاناگزارش
0 | 0
ایهام١٥:٢٧ - ١٤٠٠/٠٤/١٥آقای شهاب نمونه زیبایی را از نظامی آورده اند. این نمونه سه پهلو است نه دو پهلو: نخست اینکه فرهاد شیرین را در خواب میبیند دوم اینکه شیرین فرهاد را در ... گزارش
0 | 0
معنی١٥:٤٨ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠"مینو" به جای "معنی" گزینه بهتری است چون با این گزینه مینَوی را میتوان به جای مَعنَوی به کار برد و واژگان آشنا تری خواهند بود. "مثنوی را مینوی بینی ... گزارش
14 | 1
موج١٥:٤٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٥مولوی در مثنوی از واژه تاب استفاده کرده: گرچه صد چون من ندارد تاب بحر - لیک من نشکیبم از غرقاب بحر پیچ و تاب زلف یار هم مانند موج است. شاید پیچاب و ... گزارش
12 | 1
موج١٢:٥٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤از ترکیب پیشوند های "مِه" به معنی بالا ( مهتر ) یا " کِه" به معنی پایین ( کهتر ) میتوان دو واژه " مِهاب" یا "کِهاب" را جایگزین "موج" کرد. برای نمونه ... گزارش
12 | 1
ظاهر١٤:٤٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢١پیدا و پنهان به جای ظاهر و باطن یکی ظاهر که باطن از ظهور است - - یکی باطن که ظاهر تر ز نور است ( عطار - اسرار نامه ) یکی پیدا که پنهان از ظهور است ... گزارش
0 | 0
فضا١٤:٢٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢١فراخ نای گسترهگزارش
2 | 1
حراقه٠٥:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٢از ریشه حرق به معنی سوختن در آتش. هر چیز که شعله آتش ایجاد کند مصداق واژه حراقه است. نمونه آن "شعله افکن" و "آتش گردان" و "بمب آتش زا" و "ماده فسفر" ... گزارش
0 | 0
حراقه٠٥:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٢یکی از معانی حراقه همان آتش گردان است که برای اشتعال سریع ذغال به کار میرودگزارش
0 | 0
لاکچری١٧:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/١٧گرانمایهگزارش
2 | 0
معجزه١٤:١٨ - ١٤٠٠/٠١/١٧شگفتکاری شگفتینه شگفتانه شگفتارگزارش
12 | 1
عاجز١٤:٤٢ - ١٣٩٩/١١/٢٣به هر راهی که دانستم فرو رفتم به بوی تو - کنون ( عاجز ) فرو ماندم رهی دیگر نمیدانم ( عطار ) کنون ( خسته ) فرو ماندم ره دیگر نمیدانم کنون ( درمانده ... گزارش
5 | 1
لاکچری١٥:٥٢ - ١٣٩٩/١١/٠٣شاهانه فَرَّهی فَرَّهینگزارش
9 | 1
لاکچری١٣:٠٢ - ١٣٩٩/١٠/٣٠گرانپایهگزارش
5 | 1
random١٠:٣٣ - ١٣٩٩/١٠/١٦نا گزینگزارش
2 | 1
فضا١٣:٢٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٣واژه و پسوند "گاه" در پارسی هم برای" جای" و هم برای "هنگام" بکار میرود. بنابر این آنچه را که در دانش فیزیک "حیطه فضا - زمان" نامند به پارسی میشود "گس ... گزارش
2 | 1
غروب١٢:١٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٦فرو گشتگزارش
7 | 1
اجزا٠٥:٠٤ - ١٣٩٩/٠٩/١٠رَگ و پِی چرخ و دنده در و پیکر پیچ و مهره پوست و استخوان گزارش
5 | 1
دقیق١١:٣٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨مو به مو شبی ار به دستم افتد سر زلف یار با او - همه مو به مو شمارم غم بیشمار خود راگزارش
9 | 1
ضرب المثل٠٦:٠٤ - ١٣٩٩/٠٨/٣٠پند واژهگزارش
9 | 1
خط١٦:١١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٤نویسه نویسه پارسی را نه تنها برای نوشتن بکار میبرند که کاربرد هنری و آراستن را هم داردگزارش
21 | 1
تمیز١٥:١٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٤جدا شناسی جدا شناختن نقل است که صادق از ابو حنینفه پرسید که: عاقل کیست؟ گفت: آنکه تمیز کند میان خیر و شر. صادق گفت: بهایم نیز تمیز توانند کرد، میان ... گزارش
0 | 1
تهمت١٤:٣٣ - ١٣٩٩/٠٨/٢٤گمانکرد ( از گمان و کردن ) این واژه هم به ادعای اتهام زننده اشاره دارد و هم به عمل متهم. فلان کس به گمانکرد دزدی دستگیر شد. ( اتهام ) فلان کس گم ... گزارش
5 | 1
لاکچری١٢:٥٦ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢فاخرگزارش
5 | 0
لاکچری١٦:٠٧ - ١٣٩٩/٠٨/٢١گران ساخته گران ساخت خودروی گران ساخته خانه ی گران ساخته زندگی گران ساخته میهمانسرائی گران ساخته گزارش
5 | 0
اجازه١٢:٥٤ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠رهگشا ره گشودن ره گشایی رهگشان گزارش
0 | 1
فضای مجازی١٠:٥٧ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠گمان جای پندار جای پندار گاه گمان گاه پندارستان گمانستان نبودستان نبودآبادگزارش
2 | 1
اتم١٧:٥٢ - ١٣٩٩/٠٨/١٦اتم = ساختک ملوکول = همساختک همساختک آب از پیوند دو ساختک هیدروژن و یک ساختک اکسیژن بدست می آید هر ساختکی یک هسته دارد که مانند خوشه ایست از چند هستک ... گزارش
5 | 1
اسکل٠٨:١٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤اسکل یک واژه من در آوردی است که هیچ معنی ندارد ولی فراوان مصداق دارد!گزارش
12 | 2
alliteration١٤:٥٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣یک آهنگی - یک آغازی - هم زنگی - هم آغازی - هم ترنگی یک آهنگ - یک آغاز - هم آغاز - هم زنگ - هم ترنگ خبرت خرابتر کرد جراحت جداییگزارش
7 | 1
ترجمه١٩:٣٥ - ١٣٩٩/٠٣/١٥نیازی به واژه های نا آشنا و یا نا خوش آهنگ نیست اگر چه ریشه این واژه از پهلوی باشد. ترگمان و برگردان هر دو خوبند اگر پارسی زبانان آنها را بکار ببرند ... گزارش
16 | 1
جنوب١١:٣١ - ١٣٩٩/٠٣/١٣با پیوستن دو واژه "زیر" و "زبر" با پسوند "سوی" می توان جایگزین ساده و آشنا و خوش آهنگ برای "شمال" و "جنوب" یافت. شمال = زبر سوی جنوب = زیر سوی شمال ... گزارش
18 | 1
شمال١١:٣٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٣با پیوستن دو واژه "زیر" و "زبر" با پسوند "سوی" می توان جایگزین ساده و آشنا و خوش آهنگ برای "شمال" و "جنوب" یافت. شمال = زبر سوی جنوب = زیر سوی شمال ... گزارش
14 | 1
قدوم٠٩:٤٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠١جمع قدم اقدام است نه قدوم. بنابر این قدوم را نمی توان گفت قدم ها. بازگشتگزارش
85 | 1
شهید٠٩:١٨ - ١٣٩٩/٠٢/٣١جان گواه هم زیباترین واژه برابر هست و هم یکسان با واژه تازی.گزارش
28 | 1