برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

شیما

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 شنیدن کی بود مانند دیدن ١٤٠٠/٠٤/١٨
|

2 از دل برود هر انکه از دیده برفت ١٤٠٠/٠٤/١٨
|

3 پل های پشت سر رو خراب کردن
از بین بردن روابط
١٤٠٠/٠٤/١٨
|

4 کسی که از پس کاری برنمیاد ولی دیگرانو سرزنش میکنه
عروس بلد نیست برقصه میگه زمین کجه
١٤٠٠/٠٤/١٨
|

5 پایان شب سیه سفید است ١٤٠٠/٠٤/١٨
|

6 مشکلات در راهه ١٤٠٠/٠٤/١٨
|

7 there is always a cost to doing something
همیشه انجام دادن هرکاری بهای خودشو داره
١٤٠٠/٠٤/١٨
|

8 a little knowledge is a dangerous thing
اینکه ادم یه چیزیو کلا بلد نباشه خیلی بهتر از اینه که نصفه نیمه بلد باشه
در مورد کسی صدق میکنه که مثلا ...
١٤٠٠/٠٤/١٨
|

9 تو نمیتوین همه چیزو با هم داشته باشی ١٤٠٠/٠٤/١٨
|

10 صلاح کار خویش خسروان دانند
دلیلی برای کاری داشتن
کاربردشم زمانیه که شخصی یه کاریو انجام میده که بنظر احمقانه و عجیبه ولی عاقلانه است درواقع
١٤٠٠/٠٤/١٨
|

11 این ضرب‌المثل رو هنگامی میگن که هنوز کاری تمام و کمال به پایان نرسیده ولی شخص یا عده‌ای شروع به قضاوت کردن
١٤٠٠/٠٤/١٨
|

12 کار بیهوده ای رو انجام دادن ١٤٠٠/٠٤/١٨
|

13 to become very angry or upset
I'm not getting bent out of shape because people don't respect my opinion
از کوره در رفتن
بشدت عصبانی شدن
١٤٠٠/٠٤/١٨
|

14 صبرم داره تموم میشه
صبرم تموم شد
١٤٠٠/٠٤/١٨
|

15 به زنانی که برای زندانی ها نامه های عاشقانه مینویسن prison groupie میگن مثل زنی که برای ریچارد رامیرز قاتل معروف نزدیک به ۷۵ بار نامه نوشت کلمه ی gro ... ١٤٠٠/٠٤/١٦
|

16 Salt and pepper hair
موی جو گندمی
١٣٩٩/١٢/٠٢
|

17 توی فیلم تروی یه دیالوگ هست که میگه
Let them say i walked with giants
اینجا منظور از giants اشیل و هکتوره
ادمای گنده ی دوران خودش
دیدی ...
١٣٩٩/١٠/١٩
|