پیشنهاد‌های اسکندر شهبازی گهرویی (٣٧٥)

بازدید
١,٤٠٢
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گنج شیر به ضمه گ به گویش بختیاری یعنی زنبور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمندن به گویش بختیاری یعنی ضربه زدن ، جمند بهش یعنی بهش یک ضربه زد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

چپه به گویش بختیاری یعنی دسته، مشت مثل یک چپه گل یا یک چپه علف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اوسا به گویش بختیاری یعنی آنوقت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پوز به گویش بختیاری یعنی دهان مانند تفنگ پوز پر که از دهان لوله پر از باروت و ساچمه یا پاره می شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلنگچی نام یکی از ارتفاعات زرد کوه بختیاری است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرشت به گویش بختیاری یعنی صدای داد و فریاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شورکش در گویش بختیاری یعنی طرف شور و مشورت

پیشنهاد
٠

آفتاب مل به کمر به گویش بختیاری کنایه از زمان غروب آفتاب است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یراق به گویش بختیاری یعنی ادوات و سلاح و ساز و برگ جنگی آهنین مثل خنجر و شمشیر و شش پر سر گرز و . . . و یراق پوش یعنی مسلح شدن است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

مل به گویش بختیاری یعنی کتف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هرسا به گویش بختیاری یعنی هر وقت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دال به گویش بختیاری یعنی کرکس پرنده لاشخور آ علیداد خدر سرخ نه دال را بایک فشنگ زد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گبه نوعی فرش هست که از پشم گوسفند بافته می شود ولی کیفیتش پایین تر از قالی می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیر به خانه های قدیمی که از سنگ بصورت خشکه چین ساخته می شوند لیر می گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلیجه نوعی تن پوش هست که توسط نمد مال ها از پشم گوسفند مالیده و درست می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرگ به گویش بختیاری یعنی فکر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بر به ضمه ب به گویش بختیاری یعنی گله ، دسته و گروه مثال یک بر گوسفند یعنی یک گله گوسفند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بلا کردن به گویش بختیاری یعنی گم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بغ کردن به ضمیه ب به گویش بختیاری یعنی اخم کردن و ناراحت شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لگاره یا لقاره در گویش بختیاری یعنی جنس دست دوم، کهنه، قراضه و پاره شده مثال کفش لگاره یعنی کفش پاره شده و لگاره فروش یعنی کسی که جنس دست دوم را خرید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیش به گویش بختیاری یعنی زشت بد قیافه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیز گرفتن به گویش بختیاری یعنی آرام گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیل به گویش بختیاری یعنی دهان مثال کسی چیلش باز کردن یعنی دهان باز کردن، خندیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چزم ایخای به گویش بختیاری یعنی چه چیزی ازم می خواهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوا در گویش بختیاری یعنی جدا کردن، تقسیم کردن مثل ماترک کسی را بین وراث تقسیم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

خور یا هور به گویش بختیاری نوعی دستبافته دو لنگه هست برای حمل گندم و آرد و جو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حوش به گویش بختیاری یعنی حیاط

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خورزا به گویش بختیاری یعنی خواهر زاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شال و قوا کردن در گویش بختیاری کنایه از آماده شدن برای کاری هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شنگل در گویش بختیاری یعنی گاو جوان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زونی زید در گویش بختیاری کنایه از ناتوانی هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ری به گویش بختیاری یعنی صورت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تی به ره به گویش بختیاری یعنی چشم انتظار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلمیت به گویش بختیاری یعنی آراستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ترانه به گویش بختیاری یعنی گیسوی زنان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تروکون تروکون به گویش بختیاری یعنی یواش یواش راه رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ببخشین به گویش بختیاری یعنی ببخشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خش خاری به گویش بختیاری یعنی بی دلیل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلغندن به گویش بختیاری یعنی له کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بترک به ضمه ت و ر به گویش بختیاری یعنی آهسته حرکت کن یواش یواش برو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برگ به ضمه ب یعنی ابرو و برگ جمندن به گویش بختیاری یعنی ابرو تکان دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مافیه در گویش بختیاری به مکانی گفته می شود که برای یاد بود میت در جاوارگه وی ساخته می شود که در زبان عربی مافیه یا ما بیه یعنی داخل آن چیزی نیست و به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنگ سنگ کردن به کسره س در گویش بختیاری یعنی دست دست کردن می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دا بر کردن در اصطلاح گویش بختیاری یعنی از شیر گرفتن، یا هر بچه ای را از مادر جدا کردن مانند بره یا بزغاله یا هر بچه ای را از شیر مادر گرفتن است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مندال به گویش بختیاری یعنی بزغاله ای که از شیر مادر گرفته شده است یا به اصطلاح دا بر شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رف در گویش بختیاری طاقچه با عمق کم در ارتفاع بالا هست برای نگهداری وسایل زینتی و دکوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاشقه به گویش بختیاری همان طاقچه هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پوزار به گویش بختیاری یعنی کفش یا همان پا افزار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترگلو خوردن به گویش بختیاری یعنی غلط خوردن است