دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
١,٩٦٤
رتبه در دیکشنری
٢,١٤١
لایک
٢٠٨
دیسلایک
٥٨
جدیدترین پیشنهادها
٤ سال پیش
٥
شکست خوردن متضاد breakthrough ( موفق شدن )
٤ سال پیش
٣
موفق شدن
٥ سال پیش
-١٥
خلاقیت
٥ سال پیش
٣
پرکار
٥ سال پیش
١٦
Grind through سخت کار کردن مثال : I want to grind through this friday.
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.