ستاره عالمی

ستاره عالمی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



maculopapular rash١١:١٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤راش پوستی برآمدهگزارش
2 | 0
analplasty٢٢:٢٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣ترمیم مقعدیگزارش
2 | 0
abdominocentesis٢٢:٢٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣تخلیه مایع غیر طبیعی از حفره شکمگزارش
2 | 0
sialolithiasis٢٢:١٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣سنگ بزاقیگزارش
2 | 0
numero uno٠٥:٠٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢٢بهترینگزارش
5 | 0
livestock١٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣دام و طیورگزارش
21 | 0
lie through your teeth١٦:١٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٤دروغ محض گفتن وقتی می خواهیم تاکید کنیم که کسی دروغ می گویدمی توانیم از این اصطلاح استفاده کنیم.گزارش
12 | 0
fiddle١٦:١٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٤تحریف آمارگزارش
5 | 1
broadside١٦:١٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٤انتقاد شدیدگزارش
16 | 0
the sky will not fall in١٦:٠٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٤آب از آب تکون نمیخورهگزارش
9 | 1
do it or else١٦:٠٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٤هر چه دیدی از چش خودت دیدیگزارش
7 | 0
flying visit١٦:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٤دیدار کوتاه؛سرزدنگزارش
9 | 1
real estate agency١٦:٠٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٤بنگاه معاملاتیگزارش
14 | 1
dark horse١٥:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٤تودار؛ مرموز؛ آب زیرکاهگزارش
39 | 1
be rolling in it١٥:٣٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٤تو پول غلت زدنگزارش
0 | 0
put off١٥:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٤توی ذوق کسی زدنگزارش
21 | 1
put someone up١٥:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٤به کسی موقتاً جا دادنگزارش
12 | 0
look down on١٥:٤٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٤با نظر حقارت نگریستنگزارش
16 | 0
down and out١٥:٤٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٤بی خانه و کاشانه؛ آسمان جل؛ آس و پاسگزارش
16 | 0
pleasant hours fly fast١٥:٤٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٤عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کم است.گزارش
5 | 0
on easy street١٥:٤٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٤در رفاهگزارش
7 | 0
money doesn't grow on trees١٥:٤٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٤پول که علف خرس نیست.گزارش
28 | 1
have money to burn١٥:٤١ - ١٣٩٩/٠١/٢٤پول از پارو بالا رفتن؛ بی پروا خرج کردنگزارش
7 | 0
be in the money١٥:٤٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٤در پول غلت خوردنگزارش
2 | 0
strike it rich١٥:٣٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٤ناگهان پول و پله ای به هم زدنگزارش
14 | 0
make a pile١٥:٣٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٤بار خود را بستن؛ پول هنگفتی به جیب زدنگزارش
2 | 0
in queer street١٥:٣٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٤آس و پاس؛ مفلس بودنگزارش
2 | 0
them and us١٥:٣٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٤آن کلّه گنده ها و ما فقیر فقراگزارش
7 | 1
not have a penny to one's name١٥:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٤آهی در بساط نداشتنگزارش
0 | 0
make ends meet١٥:٣٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٤خرج و دخل را در توازن نگاه داشتنگزارش
9 | 0
keep one's head above water١٥:٣٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٤گلیم خود را از آب بالا کشیدنگزارش
12 | 0
in the lap of luxury١٥:٣٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٤در ناز و نعمتگزارش
23 | 0
living from hand to mouth١٥:٣١ - ١٣٩٩/٠١/٢٤دست به دهان زندگی کردنگزارش
2 | 0
keep the wolf from the door١٥:٣٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٤نان بخور و نمیری گیر آوردنگزارش
2 | 1
white elephant١٥:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٤شیئی کم مصرف و جا تنگ کن امّا گرانقیمتگزارش
21 | 1
have a green thumb١٥:٢٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٤دست سبز داشتن؛ استعداد پرورش گُل داشتنگزارش
9 | 0
red letter day١٥:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٤روز مهم و یاد ماندنیگزارش
5 | 0
see red١٥:٢٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٤عصبانی شدن؛ کفری بودنگزارش
9 | 1
like a red rag to a bull١٥:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٤آزارنده؛ موجب خشمگزارش
7 | 0
go off into the blue١٥:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٤ناپدید شدن؛ آب شدن و زمین رفتنگزارش
7 | 0
give somebody a black look١٥:٢٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٤با خشم به کسی نگاه کردنگزارش
0 | 0
bolt from the blue١٥:٢١ - ١٣٩٩/٠١/٢٤از غیب؛ مثل اجل معلّقگزارش
5 | 0
have a yellow streak١٥:٢٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٤بزدل و ترسوگزارش
0 | 0
brown study١٥:١٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٤عالم رویا و هپروتگزارش
5 | 0
tickled pink١٥:١٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٤ذوق زده؛ هیجان زدهگزارش
14 | 0
yellow press١٥:١٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٤مطبوعات جنجالی مطبوعات زردگزارش
2 | 0
red carpet١٥:١٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٤علامت پذیرایی مخصوصگزارش
2 | 0
born in the purple١٥:١٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٤عضو خانواده سلطنتی گزارش
9 | 0
film star١٣:١٣ - ١٣٩٩/٠١/١٧هنرپیشه سینماگزارش
7 | 0
deposits of copper١٣:٠٩ - ١٣٩٩/٠١/١٧ذخایر مس ( collocation )گزارش
2 | 1