نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burnt brick: آجر پخته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fall back upon: پناه بردن به، برگشتن به سمت، نظر دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on one's own head: مسئولیت کاری بر گردن خود شخص بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
roars of laughter: شلیک خنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pothunter: شکارچی که برای کسب درآمد یا تهیه غذ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flying shot: شلیک به کسی یا چیزی که در حال حرکت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wooded: جنگلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
give word: دستور دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strike into: وارد شدن، شروع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
charming: دلپذیر و خوشایند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dead lame: ( اشاره به اسب ) کاملاً شل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into condition: گرم کردن بدن قبل از ورزش، آماده شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hecatompylos: قومس یا صد دروازه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kahetie: استان کاختی در شرق گرجستان که به خا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set on foot: شروع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at a foot pace: با سرعت معمولی، با سرعت پیاده روی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hetrogeneous: ناجور، متنوع، گوناگون، مختلف، جوروا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid adieu: خداحافظی کردن ( در اصل به معنای �ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lucifer match: کبریت سایشی، اصطکاکی یا مالشی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pall mall budget: یک مجلهٔ هفتگی که از سال 1868 تا 19 ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
encrust: فرا گرفتن، دور چیزی را گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kalioun: قلیان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strongly: کاملاً، از هر لحاظ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
of any description: برای بیان تأکید درباره جمله ای منفی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fix upon: برگزیدن، انتخاب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fellow townsman: همشهری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fever stricken: تب زده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cimiter: شمشیر هلالی شکل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
downs: علفزار، دشت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
amusing: جالب، گیرا، هیجان انگیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do the honors: رسم میزبانی را به جا آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stand well with someone: نزد کسی عزت و احترام و مقبولیت داشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
to me: از نظر من
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sentiment: دیدگاه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
now: قبل از هر چیزی، در ابتدا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i should hope say think so not: برای تأکید توافق یا نظر شخصی گفته م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
within easy reach: در نزدیکی، در فاصله ای نزدیک، دم دس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
desolation: خشکی، بایری، ناحاصلخیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have your heart set on something: طالب چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in attendance: حاضر، در دسترس، موجود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
return the compliment: تلافی کردن، مقابله به مثل کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chain armour: زره زنجیری mail armour
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have an easy time: کاری را به راحتی و آسانی انجام دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hang upon: ( واحد نظامی ) نزدیک به مکانی جای گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pass into the hands of: تصاحب شدن به وسیلهٔ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boar spear: نیزهٔ مخصوص شکار گراز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when once: هر وقت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
arriere pensee: انگیزهٔ پنهان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry something to extremes: به حد افراط رساندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
usual run: نوع معمول
٢ سال پیش