برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سجاد صالحی توتاخانه

سجاد صالحی توتاخانه دانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

151 مطیع و فرمانبردار
متضاد آن سرکش و جنگنده
١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

152 سرشت؛ خوی؛ ذات ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

153 مقدار، حجم ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

154 حجم، مقدار ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

155 غفلت،
left unattended = به حال خود رها شدن
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

156 مثلث سازی ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

157 جنبه، وجهه
another facet of = جنبه دیگری از....
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

158 گسسته ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

159 نفوذناپذیر ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

160 گسستگی
در خانواده درمانی به، گسستگی در مقابل به هم تنیدگی در ساختار خانواده اشاره دارد.
disengagement متضاد enmeshment است.
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

161 به هم تنیدگی
در خانواده درمانی به، به هم تنیدگی در مقابل گسستگی در ساختار خانواده اشاره دارد.
enmeshment متضاد disengagement است.
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

162 توجه را جلب میکند ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

163 بیمارگونه؛ حساس ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

164 پایه و اساس ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

165 زمینه ای، زیر بنایی ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

166 نادیده گرفته شدن ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

167 نفی ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

168 ملزم کردن ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

169 نا بسامان ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

170 نا بسامانی ها ١٣٩٩/٠٢/١٨
|

171 ارزیابی؛ سنجش ١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

172 تامین مالی
مباحث تامین مالی = funding discussions
١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

173 مشارکت داده شدن
کارآموزان در تصمیم گیری در مورد خدمات بالینی، مشارکت داده شدند = trainees are incorporated into clinical service decisions
١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

174 اختصاص دادن
تخصیص بودجه= allocate funds
١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

175 بودجه دولتی ١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

176 تجزیه و تحلیل؛ آنالیز؛ کاوش
در متون تخصصی روان شناسی = روانکاوی
١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

177 موقعیت ها
مثال موقعیت های عملی = practicum sites
١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

178 پیگیری ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

179 مترادف ارجاع در متون روان شناسی ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

180 به موقع ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

181 خط مشی ها ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

182 تامین مالی ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

183 به قوانین مربوط به رفاه اجتماعی ایالات متحده اشاره دارد.
به نظر من بهترین ترجمه عبارت است از "معافیت مالی رفاه اجتماعی"
١٣٩٩/٠٢/٠١
|

184 غائبین غیرموجه یا افرادی که علیرغم رزرو کردن بلیط، در محل مورد نظر حضور نیافته و یا لغو می کنند.
در متون درمانی به بیماران یا مراجعینی اشاره دارد ...
١٣٩٩/٠١/٣١
|

185 در متون درمانی به منزله رها کردن درمان است ١٣٩٩/٠١/٣١
|

186 پذیرش ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

187 یک به یک؛ یکایک، تن به تن، تک به تک ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

188 پژوهش؛ تحقیق ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

189 سطح؛ لایه = مدل سه لایه یا مدل سه سطحی = three-tier model ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

190 حرفه؛ عمل؛ درمان؛ کار؛ تمرین؛ کاربست و همچنین حرفه
clinical practice = حرفه بالینی
١٣٩٩/٠١/٢٧
|

191 فاصله ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

192 در برخی موارد میتوان از لفظ مداوم نیز استفاده کرد. ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

193 روند بهبودی ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

194 کارشناس؛ قاضی؛ داور ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

195 داوران؛ قضات؛ کارشناسان ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

196 در مواردی هم به معنی "اداره کردن" بکار برده می شود ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

197 سازمانهای مردم نهاد ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

198 در ارتباط با ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

199 در عرصه اجتماعی ١٣٩٩/٠١/٢٦
|

200 مرز ١٣٩٩/٠١/٢١
|