برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سجاد صالحی

سجاد صالحی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

101 نفوذناپذیر ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

102 گسستگی
در خانواده درمانی به، گسستگی در مقابل به هم تنیدگی در ساختار خانواده اشاره دارد.
disengagement متضاد enmeshment است.
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

103 به هم تنیدگی
در خانواده درمانی به، به هم تنیدگی در مقابل گسستگی در ساختار خانواده اشاره دارد.
enmeshment متضاد disengagement است.
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

104 توجه را جلب میکند ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

105 بیمارگونه؛ حساس ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

106 پایه و اساس ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

107 زمینه ای، زیر بنایی ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

108 نادیده گرفته شدن ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

109 نفی ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

110 ملزم کردن ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

111 نا بسامان ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

112 نا بسامانی ها ١٣٩٩/٠٢/١٨
|

113 ارزیابی؛ سنجش ١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

114 تامین مالی
مباحث تامین مالی = funding discussions
١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

115 مشارکت داده شدن
کارآموزان در تصمیم گیری در مورد خدمات بالینی، مشارکت داده شدند = trainees are incorporated into clinical service decisions
١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

116 اختصاص دادن
تخصیص بودجه= allocate funds
١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

117 بودجه دولتی ١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

118 تجزیه و تحلیل؛ آنالیز؛ کاوش
در متون تخصصی روان شناسی = روانکاوی
١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

119 موقعیت ها
مثال موقعیت های عملی = practicum sites
١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

120 پیگیری ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

121 مترادف ارجاع در متون روان شناسی ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

122 به موقع ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

123 خط مشی ها ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

124 تامین مالی ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

125 به قوانین مربوط به رفاه اجتماعی ایالات متحده اشاره دارد.
به نظر من بهترین ترجمه عبارت است از "معافیت مالی رفاه اجتماعی"
١٣٩٩/٠٢/٠١
|

126 غائبین غیرموجه یا افرادی که علیرغم رزرو کردن بلیط، در محل مورد نظر حضور نیافته و یا لغو می کنند.
در متون درمانی به بیماران یا مراجعینی اشاره دارد ...
١٣٩٩/٠١/٣١
|

127 در متون درمانی به منزله رها کردن درمان است ١٣٩٩/٠١/٣١
|

128 پذیرش ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

129 یک به یک؛ یکایک، تن به تن، تک به تک ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

130 پژوهش؛ تحقیق ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

131 سطح؛ لایه = مدل سه لایه یا مدل سه سطحی = three-tier model ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

132 حرفه؛ عمل؛ درمان؛ کار؛ تمرین؛ کاربست و همچنین حرفه
clinical practice = حرفه بالینی
١٣٩٩/٠١/٢٧
|

133 فاصله ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

134 در برخی موارد میتوان از لفظ مداوم نیز استفاده کرد. ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

135 روند بهبودی ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

136 کارشناس؛ قاضی؛ داور ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

137 داوران؛ قضات؛ کارشناسان ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

138 در مواردی هم به معنی "اداره کردن" بکار برده می شود ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

139 سازمانهای مردم نهاد ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

140 در ارتباط با ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

141 در عرصه اجتماعی ١٣٩٩/٠١/٢٦
|

142 مرز ١٣٩٩/٠١/٢١
|

143 مرزها ١٣٩٩/٠١/٢١
|

144 سوء استفاده؛ بهره کشی ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

145 تهاتر ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

146 مشغول به کار شدن ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

147 در نظر داشتن ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

148 ارجاع دادن ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

149 مقرون به صرفه نبودن= it difficult to afford ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

150 مقرون به صرفه نبودن= it difficult to afford ١٣٩٩/٠١/٢٠
|