برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سجاد صالحی

سجاد صالحی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 عیب یابی ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

52 جامع؛ فراگیر؛ کلی؛ عمومی ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

53 تعداد معدودی از ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

54 جعل هویت ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

55 در قبال = with respect to ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

56 دارای اختیار قانونی؛ صلاحیت دار ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

57 "Good Standing" یا "Certificate of Good Standing" یا گواهی حسن انجام کار (عدم سوء پیشینه)؛ مدرکی رسمی با مهر و امضای سازمان نظام پزشکی/روان شناسی است ... ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

58 "Good Standing" یا "Certificate of Good Standing" یا گواهی حسن انجام کار (عدم سوء پیشینه)؛ مدرکی رسمی با مهر و امضای سازمان نظام پزشکی/روان شناسی است ... ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

59 فوق الذکر؛ همانطور که در بالا اشاره شد ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

60 تدوین
Establishment of policies = تدوین سیاست ها
١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

61 بجز امنیت، سلامت هم معادل خوبی است.
Security of test =سلامت آزمون،
در متون روان شناسی؛ واژه "سلامت" ترجمه بهتری از" امنیت" به نظر می آید.
١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

62 در متون روانشناسی "رازداری" ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

63 روش رسانه های سمعی و بصری ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

64 بهره مندان، مخدوم، مصرف کنندگان، دریافت کنندگان ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

65 در متون روانشناسی "مراجع" ترجمه می شود. ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

66 فرهیخته، روشنفکر ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

67 فرهیختگی، روشنفکری ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

68 تحول، تکوین، تکامل، فرگشت ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

69 پیشگفتار، مقدمه ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

70 متعهد ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

71 تشکیل می دهد ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

72 طرد شدن، از چشم افتادن، از وجهه عموم افتادن ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

73 کافی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

74 کارورزی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

75 فاقد بیمه ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

76 آموزش، تحصیلات
lesseducation = تحصیلات کمتر
١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

77 طرد شدن ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

78 انگ ، داغ ، برچسب در روان شناسی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

79 انگ خوردن، لکه دار شدن ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

80 در دسترس نبودن ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

81 کارورزی، کارآموزی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

82 ذهن آگاهی، از رویکرد های موج سوم در روان شناسی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

83 مقالات، متون علمی و همچنین ادبیات تحقیق، پیشینه پژوهش ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

84 برنامه های آموزشی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

85 دور-روانشناسی ؛ روان شناسی-از-راه دور؛ تله سایکولوژی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

86 بالاخص، به ویژه، علی الخصوص، مخصوصا، بخصوص ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

87 اصل مهم و اساسی ١٣٩٩/٠٢/٢٨
|

88 عقاید بیش بها داده شده ١٣٩٩/٠٢/٢٧
|

89 نا معلوم، مبهم، نامشخص ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

90 جنگنده، سرکش، مبارز ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

91 مطیع و فرمانبردار
متضاد آن سرکش و جنگنده
١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

92 سرشت؛ خوی؛ ذات ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

93 مقدار، حجم ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

94 حجم، مقدار ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

95 غفلت،
left unattended = به حال خود رها شدن
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

96 مثلث سازی ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

97 جنبه، وجهه
another facet of = جنبه دیگری از....
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

98 گسسته ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

99 نفوذناپذیر ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

100 گسستگی
در خانواده درمانی به، گسستگی در مقابل به هم تنیدگی در ساختار خانواده اشاره دارد.
disengagement متضاد enmeshment است.
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|