برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سجاد صالحی

سجاد صالحی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 پرورش دهنده ١٣٩٩/١٠/١٣
|

2 بزرگ كردن
to rear the offspring = بزرگ كردن فرزندان
١٣٩٩/١٠/١٣
|

3 فرزندان
to rear the offspring = بزرگ كردن فرزندان
١٣٩٩/١٠/١٣
|

4 اعتراف كردن ١٣٩٩/١٠/١٢
|

5 اعتراف ١٣٩٩/١٠/١٢
|

6 برزخ... بلا تكليف ١٣٩٩/١٠/١٢
|

7 سوگواري... ١٣٩٩/١٠/١٢
|

8 در روان شناسي اختلال سوگ ١٣٩٩/١٠/١٢
|

9 يك شخصيت نفوذ نا پذير ١٣٩٩/١٠/١٢
|

10 كلنجار رفتن، دست و پنجه نرم كردن ١٣٩٩/١٠/١٢
|

11 دست و پنجه نرم كردن با مشكلات.... ١٣٩٩/١٠/١٢
|

12 نجات دادن، حفظ كردن، گرفتن، ذخيره كردن ١٣٩٩/١٠/١٢
|

13 والدين تعميدي (در مسيحيت)؛ كساني كه غسل تعميد براي كودك گذاشته اند. ١٣٩٩/١٠/١٢
|

14 ته تغاري، عزيز
the youngest child is often babied and kept dependent
١٣٩٩/١٠/١٢
|

15 ناسازگار؛ غير انطباقي؛ ناپذيرفتني ١٣٩٩/١٠/٠٥
|

16 احساس سربار بودن ١٣٩٩/٠٧/١٧
|

17 سایق ١٣٩٩/٠٧/١٧
|

18 تحمل کردن
She responded by saying, “Look what I put up with.”
١٣٩٩/٠٤/٠١
|

19 ابتلا؛ دارای علامت ١٣٩٩/٠٤/٠١
|

20 کارشناسی شده ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

21 منصب یا سمت همزمان
به عنوان مثال: او همزمان، سمتی در گروه ارتقاء سلامت و بهداشت جامعه ... دارد.
He has a joint appointment with the Department ...
١٣٩٩/٠٣/١٧
|

22 مشتاقانه
علاقه مشتاقانه = an avid interest
١٣٩٩/٠٣/١٧
|

23 سلامت-از-راه دور ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

24 بیان جنسی؛ ولی بهتر است در متون روان شناسی از "رفتار جنسی" استفاده شود. ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

25 علوم انسانی ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

26 جهت گیری یا گرایش جنسی ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

27 در متون روان شناسی تاب آوری ترجمه می شود. ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

28 کارشناسی ارشد روان شناسی تربیتی = Master’s of Education in Educational Psychology ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

29 استاد معین؛ عضو هیأت علمی وابسته؛ استاد حق التدریسی ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

30 adjunct professor = استاد معین؛ عضو هیأت علمی وابسته؛ استاد حق التدریسی ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

31 سیستم اداری
ترویج یک سیستم اداری صاحب صلایت = cultivate a competency regimen
١٣٩٩/٠٣/١٧
|

32 آرمان گرایانه

تدوین دستورالعمل های آرمان گرایانه = creating aspirational guidelines
١٣٩٩/٠٣/١٦
|

33 تجلیل کردن، ستودن، تقدیر بعمل آوردن، تحسین کردن، تعریف کردن ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

34 مزید بر موارد فوق؛ می توان از "بر طرف کردن" نیز استفاده نمود. ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

35 انحراف، عملیات انحرافی، انحراف از جهت، عدول، تفریح، سرگرمی، مشغولیت، کژ راهه

مشغول نمودن بخش اورژانس = emergency department diversions

١٣٩٩/٠٣/١٦
|

36 گروه، واحد، وزارت خانه، دپارتمان، بخش

بخش اورژانس = emergency department
١٣٩٩/٠٣/١٦
|

37 صرفه جویی در هزینه ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

38 تامین سلامت روانی ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

39 عدالت اجتماعی ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

40 محروم؛ کم برخوردار؛ تحت حمایت ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

41 معطل شدن؛ فس فس کردن؛ دست دست کردن؛ درنگ کردن؛ طول دادن؛ دوام آوردن؛ وقت تلف کردن؛ تعلل کردن و ... ١٣٩٩/٠٣/١٥
|

42 نادر ١٣٩٩/٠٣/١٤
|

43 در صورت امکان ١٣٩٩/٠٣/١٤
|

44 شک و تردید، دو دلی ١٣٩٩/٠٣/١١
|

45 اصطلاحات
the idiosyncrasies of the technology = اصطلاحات فناوری
١٣٩٩/٠٣/١١
|

46 ظرافت ها ١٣٩٩/٠٣/١١
|

47 بالینی ١٣٩٩/٠٣/١١
|

48 به لحاظ بالینی ١٣٩٩/٠٣/١١
|

49 در متون روان شناسی و علی الخصوص متون روان تحلیلی؛ واژه "اتحاد و یا پیمان" ترجمه می شود.
therapeutic alliance = اتحاد درمانی؛ پیمان درمانی
١٣٩٩/٠٣/١٠
|

50 مباحثه، مکالمه، گفت و گو، ١٣٩٩/٠٣/١٠
|