مدال‌های صالــــــح افتخـــــــــــــاری

بازدید
٤٣٣
امتیاز کل
٨,٥٢٠
کل مدال ها
٦٤
طلا
٠
نقره
٢٨
برنز
٣٦
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break the ice: راحت باشید؛خونه خودتونه گفتن یا انج ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
talk down to somebody: مثل احمق رفتار میکنه با من
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stay on: Continue doing sth
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
move on to sth: Syn=go on to
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
move on to sth: Syn=go on to
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see sb off: بدرقه کــــــــردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
see sb off: بدرقه کــــــــردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go off: ترک یک مکان بخصوص برای انجام چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
clear off: گمشو! ( همراه با عصبانیت ) بزن به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go through: عبور کردن بحث کردن چک کردن ( مرور ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flick through: نگاه اجمالی مرور سریع بدون خواندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tidy up: مرتـب کـــــــــردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tidy up: مرتـب کـــــــــردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
eat up: خوردن با ولع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drink up: نوشیدن با ولع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put back: قراردادن در سر جای خو I put some f ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring back: Return sb to a place, usually by ca ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
phone back: تماس گرفتن مجدد با کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
phone back: تماس گرفتن مجدد با کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
payback: ( پول ) پس دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get back: 1_بازگشتن ۲ - برگرداندن قرض ۳ - برگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put sth on: 1_پوشیدن لباس 2_روشن کردن ( لامپ/چر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put sth on: 1_پوشیدن لباس 2_روشن کردن ( لامپ/چر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn up: . Be found by chance
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
finish off: انجام دادن آخرین بخش چیزی Finish st ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go back: برگشتن به رابطه، مکان ( منظور شهر ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stick at sth: ادامه دادن به انجام کاری حتی آن مشک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
brush up on sth: بهتر کردن مهارت یا دانش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep up with someone: پیشرفت کردن در یک سرعت هم اندازه نس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pick something up: یادگرفتن چیزی بدون تلاش زبیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the tip of my tongue: نوک زبونمه ( اصطلاح روانشناسی که در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get on top of: مدیریت و انجام دادن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into the habit of doing sth: گسترش یک عادت خاص
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get into the habit of doing sth: گسترش یک عادت خاص
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be out of touch: نشناختن یا درک نکردن و نفهمیدن راجع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
think back to sth: خاطره بازی کردن به گذشته خیره شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
any good at: توانا بودن بخوبی در نقاشی و ترسیم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no good at: ناتوان بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good with his hands: توانا برای استفاده از دستهایش بخوبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
just round the corner: Round the corner همین نزدیکیا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
think highly of: فکر و عقیده خیلی خوب داشتن نسبت به. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
burst out laughing: زیر خنده زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go on about: صحب کردن به مدت طولانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be yourself: طبیعی باش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
next door to: جنب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go out and about: رفتن به مکانهایی که شما میتوانید مر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
show off: قیافه گرفتن، پز دادن ، و. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turnaround: میسر را تغییردادنو با راه دیگر روبر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in good shape: رو فـرم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work at sth: make an effort to do sth well.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rough it: برای مدت کوتاهی با امکانات حداقل به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grind to a halt: کاملا متوقف کردن ( خودرو٫. . و. . )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get cold feet: ناگهان نگران شدن برای انجام چیز/کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ups and downs: زمان ها خوب و بد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get over with: تمام کردن، به پایان رساندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
break new ground: انجام دادن چیزی که قبلا انجام نشده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
not playing with a full deck: باهوش نبودن، احمق بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
not playing with a full deck: باهوش نبودن، احمق بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
speak of the devil: چه حلال زاده!حلال زاده پیدایش شد!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a point: به نکته باریکی اشاره کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش