صالــــــح افتخـــــــــــــاری

صالــــــح افتخـــــــــــــاری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



have a point١٠:٢٦ - ١٣٩٩/٠٥/١٨به نکته باریکی اشاره کردنگزارش
12 | 1
speak of the devil٠٨:٥٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧چه حلال زاده!حلال زاده پیدایش شد!گزارش
39 | 0
not playing with a full deck٠٧:٠٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٤باهوش نبودن، احمق بودنگزارش
5 | 0
curiosity killed the cat١٠:١٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٤زبان سرخ سر سبز دهد بر بادگزارش
5 | 2
break new ground١٢:٢٧ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠انجام دادن چیزی که قبلا انجام نشده است.گزارش
14 | 0
get the better of٠٩:٢٤ - ١٣٩٩/٠٢/٠٥حیله و فریب دادن transitive, idiomatic ) To trick or con )گزارش
5 | 1
get over with١١:٤٥ - ١٣٩٩/٠٢/٠٢تمام کردن، به پایان رساندنگزارش
37 | 1
ups and downs٢٢:٣٢ - ١٣٩٩/٠١/١١زمان ها خوب و بدگزارش
16 | 1
drift about٠٠:٠٩ - ١٣٩٩/٠١/١١غریبه شدنگزارش
0 | 0
get cold feet٢٣:٢٦ - ١٣٩٩/٠١/١٠ناگهان نگران شدن برای انجام چیز/کار برنامه ریزی شدهگزارش
16 | 1
small world٠٨:١٩ - ١٣٩٩/٠١/٠٩meeting someone not expected to be at a certain place encountering the same people, events, or situations in an unexpected place someone knows a pers ... گزارش
0 | 0
waste your breath٢٢:٤٠ - ١٣٩٨/١٢/٢٠نفستو حروم نکن!گزارش
5 | 1
grind to a halt١١:٣٦ - ١٣٩٨/١٢/١١کاملا متوقف کردن ( خودرو٫. . و. . )گزارش
16 | 0
look out for١١:١٩ - ١٣٩٨/١٢/١١Keep a watch for sth/sbگزارش
9 | 1
rough it١٢:٠٠ - ١٣٩٨/١٢/٠٧برای مدت کوتاهی با امکانات حداقل به سر بردنگزارش
21 | 0
work at sth٠٠:١٧ - ١٣٩٨/١٢/٠٧make an effort to do sth well.گزارش
5 | 0
in good shape٠٠:١٣ - ١٣٩٨/١٢/٠٧رو فـرمگزارش
46 | 0
turnaround٠٠:٠٢ - ١٣٩٨/١٢/٠٧میسر را تغییردادنو با راه دیگر روبرو شدنگزارش
18 | 1
have had enough of٢٣:٥٧ - ١٣٩٨/١٢/٠٦چیز خسته کننده را متوقف کردن گزارش
9 | 1
make ends meet٢١:٥٢ - ١٣٩٨/١١/١٦مدیریت و بهره وری در خریدن اشیا با پولگزارش
7 | 1
give and take١٩:٥٩ - ١٣٩٨/١١/٠٩Compromise people and inverseگزارش
7 | 1
show off١٩:٤٧ - ١٣٩٨/١١/٠٩قیافه گرفتن، پز دادن ، و. . .گزارش
28 | 1
go out and about١٧:٣١ - ١٣٩٨/١١/٠٤رفتن به مکانهایی که شما میتوانید مردم را ببینید؛مثلا:مکانهای عمومی، و. . .گزارش
0 | 0
break the ice١٧:١٧ - ١٣٩٨/١١/٠٤راحت باشید؛خونه خودتونه گفتن یا انجام دادن کاری یا چیزی که باعث میشود دیگران راحت تر باشندگزارش
16 | 1
next door to١٧:١٣ - ١٣٩٨/١١/٠٤جنبگزارش
0 | 0
be yourself١٧:٤٨ - ١٣٩٨/١١/٠٢طبیعی باشگزارش
78 | 8
go on about١٧:٣٦ - ١٣٩٨/١١/٠٢صحب کردن به مدت طولانیگزارش
30 | 0
burst out laughing١٦:٢٦ - ١٣٩٨/١٠/٢٠زیر خنده زدنگزارش
25 | 0
think highly of١٠:٥٨ - ١٣٩٨/١٠/١٩فکر و عقیده خیلی خوب داشتن نسبت به. .گزارش
5 | 0
just round the corner٢١:١٧ - ١٣٩٨/١٠/١٨Round the corner همین نزدیکیاگزارش
9 | 1
for goodness sake٠٩:٤٩ - ١٣٩٨/١٠/١٧oh, for goodness sake, Pari has written a letter! عجب! پری نامه نوشته است! گزارش
2 | 0
if you like١١:٤٣ - ١٣٩٨/١٠/١٦با پیشنهادت موافقمگزارش
7 | 1
talk down to somebody١٩:٣٩ - ١٣٩٨/١٠/١٣مثل احمق رفتار میکنه با من گزارش
9 | 1
good with his hands١٧:١٣ - ١٣٩٨/١٠/٠٦توانا برای استفاده از دستهایش بخوبیگزارش
5 | 3
no good at١٧:١٢ - ١٣٩٨/١٠/٠٦ناتوان بودنگزارش
2 | 0
any good at١٧:١١ - ١٣٩٨/١٠/٠٦توانا بودن بخوبی در نقاشی و ترسیمگزارش
5 | 1
think back to sth١٦:٥١ - ١٣٩٨/١٠/٠٦خاطره بازی کردن به گذشته خیره شدنگزارش
18 | 1
be out of touch١٧:٠٩ - ١٣٩٨/١٠/٠٣نشناختن یا درک نکردن و نفهمیدن راجع به موضوع خاصگزارش
46 | 1
get into the habit of doing sth١٠:١٦ - ١٣٩٨/١٠/٠١گسترش یک عادت خاصگزارش
16 | 1
get on top of١٠:١٢ - ١٣٩٨/١٠/٠١مدیریت و انجام دادن چیزیگزارش
37 | 1
on the tip of my tongue٠٩:٥٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩نوک زبونمه ( اصطلاح روانشناسی که در آن شخص آن کلمه یا چیز دیگر را فکر میکند جایی دیده و نیتواند در آن لحظه بیاد آورد؛ فلذابا دیدن اولین کلمه از آن قا ... گزارش
14 | 0
on the tip your tongue٠٩:٥١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩نوک زبونتونگزارش
2 | 0
pick something up٠٩:٤٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩یادگرفتن چیزی بدون تلاش زبیادگزارش
32 | 1
keep up with someone٠٩:٣٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩پیشرفت کردن در یک سرعت هم اندازه نسبت به دیگرانگزارش
18 | 0
brush up on sth٠٩:٢٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩بهتر کردن مهارت یا دانشگزارش
14 | 0
stick at sth٠٩:٠٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩ادامه دادن به انجام کاری حتی آن مشکل باشد تا پای نفس ادامه دادنگزارش
23 | 1
go back١٥:٢٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٨برگشتن به رابطه، مکان ( منظور شهر ، روستا، کشور، قهوه خونه و. . . ) ، کار و فعالیت و. . .گزارش
18 | 1
finish off١٤:٥٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٨انجام دادن آخرین بخش چیزی Finish sth offگزارش
28 | 0
turn up٢٠:٢٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢١. Be found by chanceگزارش
18 | 1
put sth on٢٠:٠٤ - ١٣٩٨/٠٩/٢١1_پوشیدن لباس 2_روشن کردن ( لامپ/چراغ/و. . . ) 3_چاق تر شدنگزارش
18 | 0