پیشنهادهای سجاد غنمی (٢٠٧)
پلاک ایران ۲۶ متعلق به استان خراسان شمالی است. ب، ج:بجنورد، راز و جرگلان۲، ۳ ص:شیروان ط:اسفراین ق:جاجرم، گرمه ل:مانه و سملقان ( آشخانه ) م:فاروج
پلاک ایران ۷۴ متعلق به استان خراسان رضوی است. ب، ص، د، س، ق، م، ن:مشهد، بینالود ج:قوچان۲ ط:نیشابور، فیروزه۴ ل:سبزوار، جُوین، خوشاب، داورزن، جغتای۴ و ...
پلاک ایران ۳۶ متعلق به استان خراسان رضوی است. ب، ج، د، س، ص، ط، و، ه:مشهد و بینالود ق:کاشمر، خلیل آباد ۲ ل:نیشابور، فیروزه۳ م:سبزوار، جُوین، خوشاب، ...
پلاک ایران ۴۲ متعلق به استان خراسان رضوی است. ب:فریمان ج:مشهد د:سرخس س:درگز ص:خواف ط:چناران ق:مشهد ل:بردسکن م:رشتخوار ن:سبزوار۲ و، ه:مشهد ی:کلات
پلاک ایران ۳۲ متعلق به استان های خراسان رضوی، شمالی، جنوبی ب:نیشابور، فیروزه۱ ج:سبزوار، جُوین، خوشاب، داورزن، جغتای۱ د:بیرجند، درمیان، خوسف۱ س:بجنورد ...
همان معنای خنده دار بودن و مضحک بودن را داراست
پلاک ایران ۱۲ متعلق به مشهد و بینالود است نوع پلاک شخصی است و تمام حروف به این دو شهر متعلق دارد
پلاک ایران ۹۲:متعلق به استان مازندران میباشد ب:آمل۴ ج:بابل ۵ د:نور۲
پلاک ایران ۸۲:استان مازندران ب:سوادکوه ( پل سفید ) ج، ص، م:بابل ۲، ۳، ۴ د، ق:آمل ۲، ۳ س، ن:قائم شهر و سیمرغ ۲، ۳ ط:تنکابن و عباس آباد۲ ل:بابلسر و فر ...
پلاک ایران ۶۲:مازندران و نوع پلاک شخصی است پلاک ایران ۶۲:تمامی حروف متعلق به ساری و میاندورود است
برای اینکه بدانید ژول ورن کیست به ژول ورن رجوع کنید آثار ژول ورن: ۱۸۵۱ - یک حادثه در مکزیک ۱۸۵۱ - حادثه ای در هوا ۱۸۵۲ - مارتین پاژ ۱۸۵۳ - کولی مایار ...
وقتی دو فرد زیادی احساسی میشوند این را بکار میبرند.
پلاک های ماشین۷۲: استان مازندران: ب:آمل۱ ج:بابل۱ د:تنکابن و عباس آباد۱ س:رامسر ص:نوشهر۱ ط:نور۱ ق:بهشهر و گلوگاه۱ ل:قائم شهر و سیمرغ۱ م:بابلسر و فریدو ...
دخالت کردن در کاری، بلد بودن کاری
جایگاه شهادت دادن در دادگاه
گرد و چاق
آبرومندی و حفظ ظاهر
حالت معده که موجب سکسکه و آروق میشود
هیچ چیز قابل روئیت نیست
صدایی که از بهم خوردن دو چیز ایجاد شود و باعث نگرانی شود، تاق و توق
فضای جلوی عمارت
لحظه ای بعد
در گفتگوهای عامیانه به معنای خنگ و مشنگ
جایی را پاتوق خود کردن، درجایی مدت متمادی ماندن
اسم صوت برای خنده ناگهانی
پهن و صاف
راز کسی را فاش کردن
تمایل یا جرئت کاری را نداشتن
آرام و بی سر و صدا راه رفتن
در فیلمنامه نویسی و در دیالوگ نویسی: پاک به معنای به کلی، یکسره و یکباره مثلا مادر خطاب به شوهر درباره پسرشون بحث میکنند =پسره پاک زده به سرش یعنی پس ...
آماده انجام دادن کاری شدن
بدون هیچ عذر و بهانه
ناسنجیده به کاری اقدام کردن
بیخ گلو
خنگ بودن
اول هر چیزی
می سرا، می خانه، بار
محافظ رمه اسب
سر و صدایی که شخص برای اعلان حضور خود میکند
اسم صوت به معنای آها
بخش عمده راه را طی کردن
کسیکه زیبایی اندام کار میکند و بی کلاس هست و کسیکه زیاد قپی می آید و خودش را زورمند نشان میدهد.
قسمت عمده کار
همان اسلحه ای که بتمن برای اینکه با قلابش به جای دیگری بلغزد یا برود استفاده میکرد
بزرگترها برای اینکه به کوچکترها بگویند کمتر با موبایل ور بروند میگویند ماس ماسک رو بنداز دیگه
بیچاره و بی نوا بودن مترادف با ( آه نداشتن با ناله سودا کردن )
در گفتگوهای عامیانه به کسی میگویند که یک سره یک چیزی را تکرار کند.
برای ضایع کردن کسی به کار برده میشود ( اصطلاحات امروزی نوین )
آدم کچل بشه ولی کنفت نشه ( اصطلاحات دیالوگ نویسی )
غروب آفتاب