نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resent: خشمگین شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pedestrian: عابر پیاده، معمولی، پیش پا افتاده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lay the foundations: بنای چیزی را گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay the base: بنای چیزی را گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lay: 1. گذاشتن 2. lay bricks/carpet/conc ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lay: 1. گذاشتن 2. lay bricks/carpet/conc ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reservoir: 1. آب انبار، دریاچه مصنوعی برای ذخی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
socket: 1. پریز 2. سرپیچ، سوکت 3. سوراخ یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prevailing: رایج، متداول، غالب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
outbreak: شروع ناگهانی، شیوع، وقوع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
discharge: 1. مرخص کردن، عزل کردن، بیرون کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
conduct: فعل 1. انجام دادن 2. رهبری کردن ( ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overriding: مهمترین، اصلی ترین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
paramount: مهمترین، بیشترین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
early: صفت 1. اوایل، اولیه 2. زود 3. آغازی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strike a balance: به یک اندازه اهمیت دادن ( به دو چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strike a camp: جمع کردن کمپ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strike gold: پیدا کردن طلا ( منظور ثروتمند شدن ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strike gold oil: کشف کردن ( طلا یا نفت )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
strike a match: ( جرقه یا کبریت ) زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strike a match: ( جرقه یا کبریت ) زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
strike: 1. کوبیدن، خوردن به 2. ضربه زدن، زد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something into practice: به اجرا گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be out of practice: تمرین نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
practice makes perfect: تمرین یا تکرار عالی می کند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
practice: 1. تمرین 2. in practice در عمل 3. ف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
objective: 1. هدف 2. مقصد 3. واقعی، بر اساس حق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
state: اسم 1. وضعیت، وضع 2. دولت 3. کشور، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pickup: شروع کردن ( از جای متوقف شده ) ، از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be up to somebody: 1. به کسی بستگی داشتن 2. به عهده کس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
futile: بیهوده، بی فایده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
envisage: تصور کردن، انگاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sterility: نازایی، عقیمی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sterility: نازایی، عقیمی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sterile: 1. نازا، عقیم 2. سترون شده، ضدعفونی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aquoibonisme: ( زبان فرانسه ) حس بیهودگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
on equal terms: در شرایط برابر یا یکسان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
controversial: جدل برانگیز، جنجالی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
abstain: پرهیز کردن، امتناع کردن، خودداری کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
appal: شوکه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
succumb: 1. تسلیم شدن 2. از پای در پامدن، هل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with your tail between your legs: دمش رو رو کولش گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
prescribed: مقرر شده ( توسط قانون ) تجویز شده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
closure: 1. بستن دائمی مکانی ( تعطیلی ) 2. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
pursuit: 1. به دنبال 2. تعقیب 3. سرگرمی و فع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
inspiration: مشوق، انگیزه، ایده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
bond: اسم 1. اوراق قرضه 2. پیوند 3. قید، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take something in your stride: با آرامش برخورد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take something in stride: با آرامش برخورد کردن با چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into your stride: به راه افتادن
٢ سال پیش