نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
deliver: همچنین: انجام دادن، تهیه کردن، بانج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
underused: همچنین: underutilized به چیزی اطلاق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
underused: همچنین: underutilized به چیزی اطلاق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the other way around: از اون ور، از اون طرف، برعکس، اونور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go down that road: به شیوه خاصی عمل کردن یا کاری را ان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
go down that road: به شیوه خاصی عمل کردن یا کاری را ان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
perceive: برداشت کردن ( برداشت فکری ) ، تلقی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
account for: 1 - دلیل یا عامل ایجاد یا وجود روید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
adhere: adhere to sth پایبند بودن به چیزی م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
overlook: مورد توجه واقع نشدن، از قلم افتادن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
evolve: به مرور توسعه یافتن یا تبدیل شدن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
leverage: نهایت استفاده را کردن/بردن ( از چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
leverage: نهایت استفاده را کردن/بردن ( از چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rev: rev up: موجب تهییج شدن، تهییج کننده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cite: ( بعنوان چیزی ) قلمداد شدن/کردن، تل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
compelling: مستدل، موجه، با پشتوانه، مجاب کننده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a dime a dozen: به وفور پیدا میشه، مثل پ. . . کل ری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
having said that: ناگفته نماند که، . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
comply: هم راستا بودن، در تطابق بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
thereof: مرتبط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
thereof: مرتبط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
articulate: صفت: شیوا، فصیح، بلیغ، آشکار فعل: 1 ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
discrete: مختص به خود، مجزا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hinder: ابتکار عمل را ( از کسی ) گرفتن، مان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hinder: ابتکار عمل را ( از کسی ) گرفتن، مان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
to that end: بدین منظور، برا ی نیل به این هدف/من ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one thing leads to another: توضیح: وقتی میخواهیم از خیر گفتن یک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
one thing leads to another: توضیح: وقتی میخواهیم از خیر گفتن یک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
end up: دست آخر ، درنهایت، تهش، آخرش، آخر س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
yeild: فعل: ثمر دادن/کردن، به ارمغان آوردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
integrity: باثبات، همه چی تموم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
come up with: رسیدن ( فکری، منطقی ) به چیزی ( اید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
holistic: از تمام زوایا، جامع، همه جانبه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
holistic: از تمام زوایا، جامع، همه جانبه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
contribute: Contribute to sth دست داشتن/دخیل بو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
depict: به تصویر کشیدن موضوعی، مطلبی، . . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw forth: این اصطلاح به معنای "عیان کردن چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
draw forth: این اصطلاح به معنای "عیان کردن چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
turn out: کاشف بعمل اومد که. . . معلوم شد که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rat out: زیراب زدن، لو دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
rat out: زیراب زدن، لو دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come to terms with: دست و پنجه نرم کردن، کنار اومدن، به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
sort out: 1 - درست کردن کاری یا چیزی، برطرف ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stickler: مقید بودن مقید به اصولی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stickler: مقید بودن مقید به اصولی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
resort to: تن دادن، ناچار شدن، متوسل شدن، پناه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
refrain: اجتناب کردن، خودداری کردن، احتراز ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
of course: صد البته، معلومه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
down the line: بعدا، بعدنا، جلوتر، در آینده، یه زم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
along the lines of: حدوداً همون چیزی که مثل/شبیه چیزی ب ...
٢ سال پیش