مدالهای صبا راد
٢٨٩
٢,١١٨
١٦
٠
٩
٧
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
went off: a bomb went off به معنای منفجر شدن ...
٢ سال پیش
کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز
-
همه
٢ سال پیش
کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز
-
همه
٢ سال پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
big boom: صدای مهیب
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
damn: دهنت صاف
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
actually: اتفاقا
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ٥ رای
-
دیکشنری
-
grown: گنده؛ بزرگ
٢ سال پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
how long is this elevator ride: این آسانسور چقدر طولانیه
٢ سال پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
people cry: گریه ی مردم
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
envision: تجسم کردن
٢ سال پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
fire nights: شب های آتشین
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ٥ رای
-
دیکشنری
-
catch: گیر انداختن With this play , I wil ...
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ٥ رای
-
دیکشنری
-
break: ترک کردن
٢ سال پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
looks like: فکر کردن به معنی حدس زدن
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ٥ رای
-
دیکشنری
-
looks like: فکر کردن به معنی حدس زدن
٢ سال پیش
ثبت اولین پیشنهاد
-
دیکشنری
-
٢ سال پیش