سجاد خلج منفرد

سجاد خلج منفرد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



rubric١٦:٤٣ - ١٤٠٠/٠٧/٢٩[ rubric - grading rubric - scoring rubric ] : جدول بارم بندی نمراتگزارش
0 | 0
stretch١١:١٤ - ١٤٠٠/٠٤/٠٢به صورت ممتد، پیوسته، مستمر، مداوم و بدون وقفه ( از نظر زمانی )گزارش
2 | 0
don't i know it١٠:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٥- میدانم/ مطلعم / باخبرم / خبر دارم. - بله درسته، مطلعم. - آره، میدونم.گزارش
0 | 1
blistering١١:٣٤ - ١٣٩٩/٠٨/٠٢تند - - شدید - - خشنگزارش
12 | 0
back of the envelope calculation٠٧:٣٥ - ١٣٩٩/٠٧/١٢محاسبه سرانگشتی - محاسبه حدودی و تقریبیگزارش
5 | 0
in recent memory٠٨:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦در گذشته ای نه چندان دور - - در دوران اخیرگزارش
5 | 0
bank run٠٧:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦هجوم بانکی ( =هجوم جمع زیادی از مشتریان بانک ها برای برداشت سپرده هایشان به دلایل اقتصادی مختلف )گزارش
9 | 0
vanity١٦:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٣vanity address آدرس زینتی/تجملی/نمایشیگزارش
9 | 0
price action١٥:١٥ - ١٣٩٩/٠٦/١٤- نمودار قیمت - وضعیت قیمت - تغییرات قیمتگزارش
12 | 1
mesmerizing١٢:٢٧ - ١٣٩٨/٠٥/٢٨- میخکوب کننده - مسحور کنندهگزارش
23 | 1
sideline١١:١٨ - ١٣٩٨/٠٥/١٤به حاشیه راندن - از مرکز توجه خارج کردن، از گردونه خارج کردنگزارش
34 | 0
decimation٢٢:٥١ - ١٣٩٨/٠٤/٢٩تخریب - نابودیگزارش
7 | 0
on a dime١١:٠٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٢درجا - در لحظه - به صورت آنی و سریعگزارش
2 | 1
credible٢٢:٥٨ - ١٣٩٨/٠٢/١٨a credible threat : یک تحدید واقعیگزارش
16 | 3
push around١٩:٣٦ - ١٣٩٧/١١/١٣زورگویی کردن - قلدری کردن - تحکیم کردنگزارش
41 | 0
self sacrificing٢٢:١٧ - ١٣٩٧/١١/١٢باگذشت - فداکار ( کسی که برای دیگران از خودش میگذرد )گزارش
16 | 1
curated١٣:٤١ - ١٣٩٧/٠٦/٣٠منتخب - گلچین شدهگزارش
117 | 0
packed٠٧:٥٧ - ١٣٩٧/٠٦/٢٩آکنده - پُر - تکمیل ( از نظر ظرفیت )گزارش
191 | 1
unchaperoned٢١:٠٣ - ١٣٩٧/٠٦/١٣بدون همراه - بدون ناظر و مراقبگزارش
2 | 0
fledgling٢٣:٢٨ - ١٣٩٧/٠٥/٠٨نوظهورگزارش
34 | 0
fault line١٢:٣٧ - ١٣٩٧/٠٤/٣٠محل اختلافگزارش
34 | 2
demonize١٦:٠٦ - ١٣٩٧/٠٤/٢٢شیطانی نشان دادن - شیطانی تصویر کردنگزارش
18 | 0
obfuscation١١:٠٠ - ١٣٩٧/٠١/١٥پنهان کاریگزارش
21 | 0
crest١٢:٢٧ - ١٣٩٧/٠١/٠٦قسمت فوقانی موج دریا که به صورت کف آلود و پیچشی شکل در حال سقوط استگزارش
25 | 0
about time٠٨:٤٤ - ١٣٩٦/١٠/١٨قبل از اینها باید. . . - پیش از اینها باید. . . Well, it's about time you got here—I've been waiting for an hour! خیلی وقت پیش باید میومدی، یک ساع ... گزارش
46 | 0
deflation١١:٤٠ - ١٣٩٦/١٠/٠٨تورم منفیگزارش
12 | 1
nondimensionalization١٠:٣١ - ١٣٩٦/٠٩/٠٦بی بعد سازیگزارش
0 | 0
cantilevered١٠:٣٣ - ١٣٩٦/٠٩/٠٣یک سر گیردار cantilevered beam : تیر یک سر گیردارگزارش
21 | 0
disembodied٠٩:٤٥ - ١٣٩٦/٠٧/٢٨بدون کالبد - غیر مادی - بی بدنگزارش
25 | 0
colinear٠٧:١٢ - ١٣٩٦/٠٧/٢٦هم راستاگزارش
18 | 0
in terms of٠٥:٣٧ - ١٣٩٦/٠٧/٢٥برحسبِ. . . - از لحاظِ. . .گزارش
363 | 1
as regards١٢:١٣ - ١٣٩٦/٠٧/١٩در رابطه باگزارش
48 | 1