نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کن con: سوراخ در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چند چندک chend chendak: تحریک کردن در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چندوک chenduk: تحریک شده و متورم و زخمی در زبان مل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نفاد nofad: فراش، رختخواب در زبان ملکی گالی بشک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تونت towent: خوابیدن در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
توهنت tohent: غش کردن، ببهوش شدن در زبان ملکی گال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تهل tahl: تلخ در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ترش torosh: ترش در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرpor: خاکروبه، خاکستر در زبان ملکی گالی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
انگل angal: ذغال افروخته در زبان ملکی گالی بشکر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کنتkont: ساقه، تنه درخت در زبان ملکی گالی بش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کهچ kahch: شاخه در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چاملchamal: قلق کار در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گلپوزک gelpuzak: گردباد در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گلپلوزک gelpluzak: گردباد در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تب نههtab nehe: نمی پسندی در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بش bash: سهم در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پش پنکا pash penaka: عقب عقب راه رفتن در زبان ملکی گالی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر انگوه sarenguh: صدر مجلس ، فضای اعیان نشین خانه در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یردا yerda: جلودر ، پادری در زبان ملکی گالی بشک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مور mour: مار در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر zahr: عقرب در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهر و زوک zahr o zaok: مار و عقرب در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زوک zaok: مار در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پاچاو: در خاک غلطیدن در زبان ملکی گالی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بلغ bolaqh: حرف سربالا و بدون منطق در زبان ملکی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تیرکو: سیخ فلزی در زبان ملکی گاای بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سرک sorok: سیخ چوبی در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درونت dorvent: دوختن در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دروت dorut: دوختن در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گیام geyam: خوب، مناسب در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بولغ bulqh: بند بند ، قطعه بیشتر در مورد مهره ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مازغ: مهره های کمر در زبان ملکی گالی بشکر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اجراتajerat: شکنجه در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سرکردهsarkerda: سالار، سردار، فرمانده، پیر، ریش سفی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کتیتkotit: کوبیدن در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جل jol: آویزان ، کنایه از: آدم مزاحم در زبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چلوت: گل آلود در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پچاسک: باهوش و زرنگ در زبان ملکی گالی بشکر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نیامزی: وسط در زبان ماکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یایین: آینه در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هلبگتو halabgatu: آدم هول و شتابزده، هول هولکی در زبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ساویلک savilak: سایه در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به سر چه میکنم: به کوچکترین بهانه ، بی مقدمه؛ بدون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یکنیه yaknih: اصرار بیجا، دوپاشو تو یه کفش کرده د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جل ای jel a i: به غیر از . . . . . در زبان ملکی گا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بی جل ای bi jel a i: به غیر از . . . . . در زبان ملکی گا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چهمک: چشمک در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ایپاید: انداختن در زبان ملکی گالی بشکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بور شریک: ابروی پهن و پر مو، ابرو قجری در زبا ...
٢ سال پیش