Rhino

Rhino

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



give or take١٨:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠حول و حوشگزارش
5 | 0
odd١٧:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠فرد عجیب بعد از اعداد به معنی حول و حوش مثلا fifty odd به معنی حول و حوش پنجاهگزارش
7 | 0
stuff١٧:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠خرت و پرتگزارش
2 | 1
in the region of١٧:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠قبل از اعداد استفاده میشود و به معنی تقریبا هست. مثلا: He earns somewhere in the region of 10000$گزارش
0 | 0
downright١٢:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/١٩محض ( برای تاکید بر روی صفات منفی استفاده میشود مثلا دروغگوی محض ، تنبل محض و . . . )گزارش
5 | 0
disrespectful١١:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٩نامحترمانهگزارش
2 | 0
discourteous١١:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٩بی ادبانهگزارش
2 | 0
ground١٧:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٨Grounds ( plural ) for ( doing ) sth دلیلگزارش
0 | 0
warrant١٧:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٨مجوز، حکم Issue a warrant به معنی صادر کردن حکم/مجوزگزارش
7 | 0
forced labour١٦:٤٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٨بیگاریگزارش
5 | 0
bribery١٦:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٧Bribery and corruption رشوه خواری و فسادگزارش
0 | 0
aims and objectives١٣:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٧اهدافگزارش
7 | 1
life threatening١٨:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٤کشنده مرگ بارگزارش
5 | 0
unappealing١٨:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٤نا پسند ، ناخوشایندگزارش
0 | 0
nature١٨:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٤ذاتگزارش
9 | 1
draw conclusions١٢:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٣نتیجه گیری کردنگزارش
0 | 0
dependent on١٧:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/١١be dependent on something/somebody کاملا وابسته بودن به کسی یا چیزی برای بقا و ادامه زندگیگزارش
2 | 0
subject to١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/١١Be subject to sth در معرض چیزی بودنگزارش
0 | 0
intent on doing anything١٦:٤٣ - ١٤٠٠/٠٥/١١be intent on/upon ( doing ) something مصمم بودن برای انجام کاریگزارش
2 | 0
ban١٦:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/١١Ban on sth ممنوعیت چیزیگزارش
0 | 0
grudge١٦:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/١١Have/has grudge against sb از کسی کینه داشتنگزارش
2 | 0
disregard١٣:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/١١Disregard for بی توجهی نسبت به چیزیگزارش
2 | 0
compilation١٣:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/١١تلفیقگزارش
5 | 0
lapse١٦:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩سوتیگزارش
5 | 0
rehabilitation١٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩توان بخشی برای بازگشت به زندگی عادی ( درباره ی معتادان و زندانیان )گزارش
0 | 0
abolition١٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩لغو و بر اندازی یک قانون ، سیستمگزارش
0 | 0
keep somebody informed١٣:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨در جریان قرار دادنگزارش
9 | 0
distracted١٣:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧Be distracted by sth پرت شدن حواس گزارش
2 | 0
ruins١٧:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤بقایای یک ساختمان تخریب شدهگزارش
2 | 0
dilapidated١٦:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤مخروبهگزارش
5 | 0
carried away١٧:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣Be/get carried away جوگیرشدنگزارش
5 | 0
drown out١٦:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣Drown sth ( sound ) out خفه کردن یک صدا بوسیله ی یک صدای بلندترگزارش
5 | 0
channel of communication١٣:١٨ - ١٤٠٠/٠٤/٣١کانال ارتباطیگزارش
7 | 0
ruthlessly١٧:٤٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨قاطعانهگزارش
9 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده