برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مهدی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 نتیجه گیری کردن ١٤٠٠/٠٥/١٣
|

2 be dependent on something/somebody
کاملا وابسته بودن به کسی یا چیزی برای بقا و ادامه زندگی
١٤٠٠/٠٥/١١
|

3 Be subject to sth
در معرض چیزی بودن
١٤٠٠/٠٥/١١
|

4 be intent on/upon (doing) something
مصمم بودن برای انجام کاری
١٤٠٠/٠٥/١١
|

5 Ban on sth
ممنوعیت چیزی
١٤٠٠/٠٥/١١
|

6 Have/has grudge against sb
از کسی کینه داشتن
١٤٠٠/٠٥/١١
|

7 Disregard for
بی توجهی نسبت به چیزی
١٤٠٠/٠٥/١١
|

8 تلفیق ١٤٠٠/٠٥/١١
|

9 سوتی ١٤٠٠/٠٥/٠٩
|

10 توان بخشی برای بازگشت به زندگی عادی (درباره ی معتادان و زندانیان ) ١٤٠٠/٠٥/٠٩
|

11 لغو و بر اندازی یک قانون ، سیستم ١٤٠٠/٠٥/٠٩
|

12 در جریان قرار دادن ١٤٠٠/٠٥/٠٨
|

13 Be distracted by sth
پرت شدن حواس
١٤٠٠/٠٥/٠٧
|

14 بقایای یک ساختمان تخریب شده ١٤٠٠/٠٥/٠٤
|

15 مخروبه ١٤٠٠/٠٥/٠٤
|

16 Be/get carried away
جوگیرشدن
١٤٠٠/٠٥/٠٣
|

17 Drown sth(sound) out
خفه کردن یک صدا بوسیله ی یک صدای بلندتر
١٤٠٠/٠٥/٠٣
|

18 کاناد ارتباطی ١٤٠٠/٠٤/٣١
|

19 قاطعانه ١٤٠٠/٠٤/٢٨
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 have an eye for
• Photographers need to have an eye for detail.
• عکاس ها باید مهارت دیدن جزییات را داشته باشند
١٤٠٠/٠٥/٠٧
|