رضوان صیامی

رضوان صیامی کارشناسی ارشد مکانیک ساخت وتولید. دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک سنت پترزبورگ روسیه. مدرس و مترجم زبان روسی . مترجم متون تخصصی در زمینه ی صنعت .

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



exactly١٠:٠٥ - ١٤٠١/٠٥/٠٦در واقع، دقیقاگزارش
2 | 0
to suffer١٧:٠٠ - ١٤٠١/٠٥/٠٣زجر کشیدنگزارش
0 | 0
outdoor advertising١١:٤٣ - ١٤٠١/٠٥/٠٣تبلیغات سر در مغازه یا فروشگاهگزارش
0 | 0
come in handy١٠:٢٤ - ١٤٠١/٠٥/٠٢کارآمدگزارش
2 | 0
the usual course١٢:٢٩ - ١٤٠١/٠٤/٢٤روال عادیگزارش
2 | 0
mortgage bank١٢:٠٨ - ١٤٠١/٠٤/٢٤رهن بانکگزارش
0 | 0
sprouted beans١٠:٥٣ - ١٤٠١/٠٤/٢٣جوانه ی لوبیاگزارش
0 | 0
seeds١١:٤٦ - ١٤٠١/٠٢/١٤تخمهگزارش
0 | 0
visagiste١٥:٥٩ - ١٤٠١/٠٢/١١پیرایش آقایانگزارش
2 | 1
aching bones١٥:٥٩ - ١٤٠٠/١٢/٢٥تیر کشیدن استخوانگزارش
2 | 0
herding٠٥:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨نگهداری از حیوانات ، دامپروی ، دامداری ، شبانی کردن، چوپانی کردن دامپروی: نگهداری دام به روش امروزی دامداری: نگهداری دام به روش سنتیگزارش
5 | 0
inherit١٨:١٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٧به غنیمت بردنگزارش
2 | 1
leshy٠٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩دیوگزارش
0 | 0
off season١٤:٥٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٨بین فصلی ، مثلا می توانیم بگوییم بهار یک فصلی است که بین فصل سرماو فصل گرما است و این باعث می شه که بیشتر سرما بخوریم ،گزارش
7 | 0
be a passageway٠٦:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/٣١معبر بودن، اگر برای انسان در متن به کار برده شود یعنی شخصی که نمی ماند و از جایی عبور می کندو می گذردگزارش
2 | 0
hearken١٦:٥٠ - ١٣٩٩/١١/٠٩آویزه ی گوش خود کردن. او ناچار شد سخنان پند آمیز نزدیکانش را آویزه ی گوش خود کند. He had to hearken to the advice of his relatives. گزارش
2 | 0
going on١٩:١٠ - ١٣٩٩/١٠/٠٤. Glasses going on my face عینک روی صورتم قرار می گیرد. می توانیم بگوییم ، عینک به صورتم می آید.گزارش
9 | 1
make sure١٦:١٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٨با اطمینان خاطر ، با خیال راحتگزارش
16 | 1
experiment so experiment١١:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢تجربه؛ تجربه ست دیگهگزارش
5 | 0
concern٠٦:٤٥ - ١٣٩٩/٠١/١٩ارج نهادنگزارش
12 | 1
butt٠٥:٠٩ - ١٣٩٧/٠٥/٠٣لب به لبگزارش
37 | 3
feed motor٠٥:٤٢ - ١٣٩٧/٠٤/١٦بار موتورگزارش
5 | 1
tool path٠٨:٥٠ - ١٣٩٧/٠٤/١٣مسیر ابزارگزارش
5 | 0
power of milling٠٩:٥٥ - ١٣٩٧/٠١/٢٧توان فرزکاریگزارش
2 | 0
material removal motions٢٠:١٢ - ١٣٩٧/٠١/٢٦حرکات حذف ماده ، حرکات براده برداریگزارش
5 | 0
headstock١٧:٤٤ - ١٣٩٧/٠١/٢٦کلگی ، گلوییگزارش
2 | 1
milling machine١٧:٣٠ - ١٣٩٧/٠١/٢٦ماشین فرزگزارش
7 | 0
cutting experiments١٣:٣٤ - ١٣٩٧/٠١/٢٥آزمایشات برشیگزارش
2 | 0
position٠٩:٢٠ - ١٣٩٧/٠١/٠٢موقعیت دهیگزارش
34 | 2
positioning operation٠٧:٤٨ - ١٣٩٧/٠١/٠١عملیات موقعیت دهیگزارش
5 | 0
e g٠٧:٤٧ - ١٣٩٧/٠١/٠١برای مثال گزارش
110 | 1
cutting fluids٢٣:٠٧ - ١٣٩٦/١٢/٢٦سیالات برشی، سیالاتی هستند که برای خنک کاری و تمیز کردن محل برشی استفاده می شوند.گزارش
2 | 0
atc٢٣:٠٥ - ١٣٩٦/١٢/٢٦Automatic Tool Change تعویض اتوماتیک ابزار برشیگزارش
5 | 1
press brake٢١:٣٨ - ١٣٩٦/١٢/٢٥ماشین خم کاری، خم کن ضربه ایگزارش
2 | 1
workhandling١٤:٠٠ - ١٣٩٦/١٢/٢٥جابه جایی قطعه کارگزارش
2 | 0
efficiency improvements١٠:٢٨ - ١٣٩٦/١٢/٢٥افزایش بازدهی، بهبود بازدهیگزارش
2 | 1
commercial٠٩:١١ - ١٣٩٦/١٢/٢٥صنعتیگزارش
74 | 5
commercial press brake٠٩:٠٨ - ١٣٩٦/١٢/٢٥ماشین خم کار صنعتی، خم کن ضربه ای صنعتیگزارش
2 | 0
automatic tool changing and so on٠٨:٤٢ - ١٣٩٦/١٢/٢٥تعویض اتوماتیک ابزارگزارش
2 | 1
air cutting٠٨:٢٦ - ١٣٩٦/١٢/٢٥برشکاری در هواگزارش
2 | 1
generation motions٠٨:٢٥ - ١٣٩٦/١٢/٢٥حرکت مولدگزارش
2 | 1
feed٠٧:٤٠ - ١٣٩٦/١٢/٢٢( مکانیک ) پیشرویگزارش
115 | 11
turning٠٦:٥٢ - ١٣٩٦/١٢/٢٢تراشکاریگزارش
18 | 3
feed rate١١:٥٣ - ١٣٩٦/١٢/٢١نرخ پیشرویگزارش
14 | 1
flank wear١١:٥٣ - ١٣٩٦/١٢/٢١سایش سطح آزاد ابزارگزارش
12 | 1
removal material١١:٤٣ - ١٣٩٦/١٢/٢١حذف ماده ، براده برداریگزارش
2 | 0
tool wear١١:٤٣ - ١٣٩٦/١٢/٢١سایش ابزارگزارش
5 | 1
machining center١٨:٢٦ - ١٣٩٦/١٢/٢٠ماشین سنترگزارش
7 | 0
face milling٠٩:٠٤ - ١٣٩٦/١٢/١٨فرز کف تراشگزارش
2 | 0